حملات پیاپی به جنوب ایران، اسکلهها، شناورها، تأسیسات آبی و ارتباطی را هدف گرفته و جنگ را از نقشههای نظامی به خانه و سفره مردم ساحلنشین کشانده است روزنامه «پیام ما» در مطلبی به قلم ستاره حجتی به این موضوع پرداخته است: با شدت گرفتن درگیریها میان ایران و ارتش آمریکا در جنوب کشور، حملات این ارتش بهصورت روزانه ادامه یافته و دامنه خسارتهای جانی و مالی آن، مانند جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، غیرنظامیان را نیز تهدید میکند. علاوه بر شهادت دو جوان صیاد اهل بندرعباس در حمله ۱۸ تیر و خسارت سنگین به تأسیسات و زیرساختهای صیادی در هرمزگان و بوشهر، گزارشها از شهادت یک کارمند سازمان آب و برق خوزستان در پی حمله به منطقه «جراحی» حکایت دارد. همچنین پرتابههای ارتش آمریکا به یک دکل روستایی و تأسیسات آبی در خوزستان اصابت کرده است؛ تأسیساتی که به غیرنظامیان خدمات ارائه میدادند. گرگومیش سحرگاه بود که «امید» و «مرتضی» تصمیم گرفتند سری به قایقها بزنند و اگر دریا آرام بود، قایقی به آب بیندازند. هنوز آفتاب طلوع نکرده بود و ماهیها به اعماق نیلی دریا نرفته بودند. شاید میشد در این روزگار سخت معیشتی، تورها را پر از ماهی کرد و پیش از آنکه آفتاب به میانه آسمان برسد، به ساحل بازگشت. اگرچه دریا این روزها آرام نبود و آسمان آن با موشکها و پرتابهها بر پهنه آبیاش سایه انداخته بود، اما برای جوانهایی که از کودکی با دریا بزرگ شده بودند، این ناآرامی مانعی برای رفتن به آب نبود. کسانی که نخستین قدمهای کودکیشان را به جای فرش خانه، روی ماسههای کرانه دریا برداشته بودند، با دریا غریبه نبودند. «امید» و «مرتضی» بامداد ۱۸ تیر راهی دریا شدند. صبحانه خورده یا نخورده، خانواده را دیده یا ندیده، برای فردا برنامه ریخته یا نریخته، دیگر بازنگشتند. پس از آن روز، هیچکس نمیداند امید و مرتضی در آن بامداد به چه چیزهایی فکر میکردند و برای روزهایی که تصور میکردند طولانی است، چه رویاهایی در سر داشتند. شاید دلبسته دختری آفتابگون از اهالی جنوب بودند، شاید رویای کار بیشتر، خانه و زندگی بهتر را داشتند. کسی نمیداند با چه رؤیایی به خواب رفتند و با چه آرزویی چشم باز کردند. امید و مرتضی در حملات ارتش آمریکا به اسکلههای بندرعباس، در همان بامداد، جان خود را از دست دادند. آنها فقط دو صیاد بودند که از قضای روزگار دلشان هوای دریا کرده بود؛ دو جوان که در پی کسب روزی، قربانی حمله شدند. «اسماعیل ملاحی»، مدیر تعاونی صیادی «کوهستک»، از آن بامداد میگوید: «اینجا صیادها شب برای صید میروند. معمولاً از ۱۰ شب تا ۴ صبح در دریا هستند. اما اسماعیل و امید گویا تصمیم گرفته بودند یا به دریا بروند یا سری به قایقها بزنند. قایقهای دریابانی را زدند. قایق این بچهها هم کنار قایق دریابانی بود.» او ادامه میدهد: «همان زمان که این دو جوان میآیند، نمیدانم دقیقاً چند سال داشتند، اما خیلی جوان و کمسنوسال بودند. همان زمان اصابت اتفاق میافتد و دیگر خودتان میدانید چه میشود.» این آخرین جملهای است که اسماعیل میگوید: «دیگر توضیحی نیست.» خسارت واردشده به صیادان محلی بندرعباس با از دست رفتن جان دو جوان، قابل محاسبه نیست. اما بخشی از خسارتها که با عدد سنجیده میشود نیز برای این اهالی سنگین است. «رامرز جامهگیر»، عضو هیئتمدیره تعاونی صیادان «پشتشهر» بندرعباس، میگوید دهها فروند قایق صیادی از بین رفته و خسارت واردشده به زیرساختهای صیادی بسیار زیاد است: «دستکم ۳۰ فروند قایق صیادی در حملات ۱۷ و ۱۸ تیر بهطور کامل از بین رفت. ارزش هر یک از این قایقها حدود دو میلیارد تومان برآورد میشود و نابودی آنها خسارت سنگینی به صیادان این منطقه وارد کرده است. پرتابه دیگری نیز به اسکله شناور صیادان در اسکله پنجپله اصابت کرد که در نتیجه آن، این شناور بهطور کامل غرق شد.» دیگر هیچ ندارند اما فقط بندرعباس نبود که صیادانش قایقها و جان عزیزانشان را از دست دادند. چند شب پیاپی است که جاسک، سیریک، میناب و حتی عسلویه در استان بوشهر نیز از این حملات در امان نماندهاند. «ابراهیم بوهندی» از اهالی عسلویه در بوشهر میگوید: «به اسکله صیادی روستای «بنود» حمله شد. حدود هشت روستا قایقهایشان را در این اسکله قرار میدهند. هنگام حمله، ۴۸ قایق در اسکله لنگر داشت که ۱۰ قایق بهطور کامل سوخت. خسارت هر فروند قایق حدود ۲.۵ تا ۳ میلیارد تومان است؛ پولی که یک صیاد باید طی سالهای طولانی و با کار بسیار به دست بیاورد.» او ادامه میدهد: «بنود آخرین منطقه استان بوشهر است که به استان هرمزگان چسبیده است. هنوز بحثی درباره جبران خسارت مطرح نشده است. اهالی روستاهایی که خسارت دیدهاند، حتی پیش از جنگ نیز روزگار آسانی نداشتند. وضعیت مالی آنها مناسب نیست. همین اسکله بنود هم هیچ امکاناتی ندارد و صیادان این منطقه به سختی کار میکنند. تنها دلخوشی مردم، شهرک سینمایی فیلم «محمد رسولالله» ساخته مجید مجیدی است که باعث میشود گاهی گردشگران به منطقه بیایند.» ابراهیم توضیح میدهد که این اسکله صیادی حتی در روزهای صلح نیز مورد توجه مسئولان شیلات یا سازمان بنادر نبوده است؛ چراکه منطقه اقتصادی عسلویه همیشه بر آن سایه انداخته بود: «عسلویه را همه بهعنوان یک منطقه اقتصادی میشناسند و حتی تصور بیشتر مسئولان هم این بوده که همه اهالی در همین منطقه اقتصادی و صنعتی کار میکنند. در حالی که اینطور نیست. بیشتر این صیادان یا مهارتی برای کار در منطقه اقتصادی ندارند، یا بیسواد هستند و یا سالمندند. بنابراین تمام زندگیشان به همین صید وابسته بود. حالا کسانی که قایقهایشان را از دست دادهاند، یعنی همه چیزشان را باختهاند.» قایقهای به خشکی نشسته در بندرعباس اما به نظر میرسد بسیاری از مردم به شنیدن صدای انفجارها عادت کردهاند. امیر، یکی از ساکنان بندرعباس، میگوید: «وضعیت شهر بندرعباس اکنون عادی است. چهارشنبه که به اسکله صیادی حمله شد، کمی التهاب ایجاد کرد و بسیار