فارن پالیسی در مقالهای به بررسی علل شکست و فروپاشی توافق آتشبس تنگه هرمز میان ایالات متحده و ایران میپردازد. نویسنده استدلال میکند که کاخ سفید به دلیل عدم درک درست یا بیتوجهی به جزئیات متنی که امضا کرده بود، باعث نابودی این توافق شد. به گزارش تجارت نیوز، دیوید ریکو (David Raikow)، مشاور سیاسی متخصص در حوزه مناقشات مسلحانه و دیپلمات سابق سازمان ملل متحد در کشورهای سودان، سودان جنوبی، لیبی و افغانستان در مقالهای برای نشریه فارن افرز مینویسد: وقتی صحبت از توافقات صلح و آتشبس میشود، جزئیات اهمیت حیاتی دارند. این قاعده البته برای هر قرارداد بینالمللی صادق است، اما زمانی که پای مناقشات مسلحانه در میان باشد، فقدان اعتماد یا حسن نیت میان طرفین، هیچ مجالی برای خطا یا بیدقتی باقی نمیگذارد. متن امضاشده یک توافق، حتی اگر هرگز به هیچ نهاد قضایی ارجاع نشود، تنها راه برای تعیین دقیق آن چیزی است که طرفین واقعاً بر سر آن توافق کردهاند. در توافق سال ۲۰۲۰ میان آمریکا و طالبان، طالبان وعده داد که «تا سقف پنج هزار (۵۰۰۰) زندانی» را آزاد کند و سپس بلافاصله حملات خود را به طور خاص افزایش داد تا زندانیان بیشتری را برای آزاد کردن دستگیر کند! پیش از ادامه بحث، یک نکته را باید متذکر شد. همانطور که اغلب در توافقات بینالمللی رخ میدهد، مسائل مربوط به ترجمه یک نگرانی عمده است. بر اساس تصاویر منتشر شده توسط رسانههای دولتی ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، هر دو نسخه انگلیسی و فارسی متن را امضا کردهاند. ارزیابی من در اینجا بر اساس اسکن متن انگلیسی امضاشده است که توسط کاخ سفید منتشر شد. با این حال، در صورت نبود بند خاصی در توافق، هر دو نسخه به یک اندازه رسمی و نافذ هستند و بدون مقایسه دقیق این دو توسط یک مترجم واجد شرایط، راهی وجود ندارد که بفهمیم چه تفاوتهایی با هم دارند و این تفاوتها چقدر ممکن است بزرگ باشند. حتی در یک زبان واحد نیز تفاوتهای کوچک در جملهبندی، ساختار یا ترتیب عبارات میتواند عواقب مرگبار یا حیاتی داشته باشد. هرگونه ابهامی، در را به روی اختلاف نظر درباره تفسیر متن باز میکند. به عنوان مثال، در توافق سال ۲۰۲۰ میان آمریکا و طالبان، طالبان وعده داد که «تا سقف پنج هزار (۵۰۰۰) زندانی» را آزاد کند و سپس بلافاصله حملات خود را به طور خاص افزایش داد تا زندانیان بیشتری را برای آزاد کردن دستگیر کند! اینکه تیمهایی از مذاکرهکنندگان باسابقه، متخصصان و کارشناسان موضوعی ماهها وقت بگذارند تا درباره هر ویرگول و نقطهویرگول در متن یک توافقنامه صلح یا آتشبس طولانی بحث کنند، اصلاً غیرعادی نیست؛ برای نمونه، توافقنامه جامع صلح سال ۲۰۰۵ میان سودان و جنبش/ارتش آزادیبخش خلق سودان که ۲۵۹ صفحه بود، شامل یک ضمیمه ۵۰ صفحهای فقط برای اجرای ترتیبات آتشبس و مسائل امنیتی میشد. این سطح از مراقبت و وسواس، در پاسخ به درسهای سختی شکل گرفته که در طول تاریخ آموخته شده است؛ درسهایی که در جریان مذاکرات منجر به توافق میان آمریکا و ایران نادیده گرفته شدند. این فرآیند با هر معیاری که سنجیده شود، متنی عمیقاً معیوب ایجاد کرده است. این متن بسیار کوتاه است (نسخه رسمی و امضاشده به زبان انگلیسی کمی بیش از دو صفحه است) و عبارات آن مبهم، دوپهلو و اغلب نامفهوم هستند. حتی همان اولین کلمات متن، پیشدرآمدی بر مشکلات آینده است؛ طرفین هر اسمی که میخواهند روی آن بگذارند، اما این توافق به هیچ وجه یک «یادداشت تفاهم» (که طبق تعریف، امضاکنندگان قصد دارند آن را غیرالزامآور کنند) محسوب نمیشود. اگرچه نکات شفافی در آن وجود دارد، اما ابهامات و زبان تقریباً غیرقابل رمزگشایی حتی در مهمترین عناصر توافق نیز دیده میشود. عناصری که معمولاً برای این دست توافقات حیاتی تلقی میشوند، مانند مکانیسمهای نظارت و حل اختلاف، یا کاملاً غایب هستند یا آنقدر کوتاه به آنها پرداخته شده که گویی وجود ندارند. ایران استدلال معقولی دارد مبنی بر اینکه مفاد توافق را نقض نکرده است، حداقل تا زمانی که ایالات متحده شروع به حمله به اهدافی در داخل خاک ایران نکرده بود امکان ندارد بدانیم در ذهن مذاکرهکنندگان، امضاکنندگان یا مشاوران آنها دقیقاً چه میگذشته است. با این حال، به نظر میرسد که ایران به طور مشخص روی جملهبندیهایی مذاکره کرده که به این کشور فضا میدهد تا کنترل مدیریتی خود بر تنگه را اعمال کند و سپس برای اجرای آن اقدام کرده است. بند کلیدی در پاراگراف ۵ توافق آمده و به این شرح است: «جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش خود را برای ایجاد ترتیباتی جهت عبور امن کشتیهای تجاری، صرفاً به مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هزینه، به کار خواهد بست.» به نظر میرسد مذاکرهکنندگان و رهبری ایالات متحده در درک (و احتمالاً اهمیت دادن به) این جزئیات ناکام ماندند و این امر منجر به تلاشهای متناقض برای کنترل تنگه شد. ایران سپس از زور (که احتمالاً در چارچوب متن توافق گنجانده میشد) برای اجرای ترتیبات خود استفاده کرد و ایالات متحده با نقض توافق به آن پاسخ داد. اکنون هر دو امضاکننده، دستکم به طور موقت توافق را کنار گذاشته و در حال تبادل حملات از راه دور هستند؛ وضعیتی که آنها را از هرگونه راه حل پایدار دورتر کرده است. ایران استدلال معقولی دارد مبنی بر اینکه مفاد توافق را نقض نکرده است، حداقل تا زمانی که ایالات متحده شروع به حمله به اهدافی در داخل خاک ایران نکرده بود. هیچ کجای توافق الزام نکرده است که ایران باید به هر کشتی تجاری اجازه عبور از تنگه را بدهد. در واقع، زبان مربوط به «تناسب» در پاراگراف ۴ توافق به طور ضمنی تأیید میکند که ایران ممکن است این کار را انجام ندهد، حداقل برای ۳۰ روز اول توافق. توافق تنها ایران را ملزم میکند که طبق پاراگراف ۵ ترتیبانی را برای عبور امن کشتیهای تجاری اتخاذ کند، آن هم با زبانی بسیار متفاوت از بند پاراگراف ۴ که ایالات متحده را ملزم به «پا