وقتی صحبت از افسردگی فصلی به میان میآید، ذهن اکثر ما به سمت روزهای ابری پاییز، خیابانهای بارانزده و سرمای زمستان میرود... سینما، ادبیات و رسانهها همواره فصلهای سرد را با درونگرایی و غم، و در مقابل، تابستان را با تصاویری از روزهای بلند و آفتابی، سفر، صدای پرندگان، گشتوگذار و شادابی مطلق پیوند زدهاند. با این حال، واقعیت علم روانپزشکی نشان میدهد که انرژی پرجنبوجوش و آفتاب درخشان تابستان، برای همه انسانها پیامآور شادی نیست. برای گروهی از افراد، آمدن بهار و تابستان آغازگر یک چالش روحی عمیق و فرساینده است؛ وضعیتی که در فرهنگ عامه به آن «اندوه تابستانی» میگویند و در اصطلاح پزشکی به عنوان اختلال عاطفی فصلی معکوس (Reverse SAD) شناخته میشود. این وضعیت میتواند به شما این حس غریب را بدهد که با تمام دنیا ناهماهنگ هستید؛ درست در زمانی که به نظر میرسد جهان در حال شکوفایی، بیرون آمدن از پوسته خود و جشن گرفتن است، شما در دنیای درونی خود به آرامی در حال فروپاشی، کلافگی و بستهشدن هستید. این تضاد عمیق بین دنیای شاد بیرون و فضای تاریک درون، بسیار گیجکننده و انزواطلبانه است و میتواند فرد را دچار این توهم کند که کاملاً تنهاست. اما دادههای علمی نشان میدهند که این اختلال یک واقعیت بیولوژیکی و پزشکی جدی است که افراد زیادی در سراسر جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند. افسردگی تابستانه چیست؟ اختلال عاطفی فصلی (SAD) نوعی از افسردگی است که با تغییر فصول سال شروع و با پایان آن فصل تمام میشود. اگرچه نوع زمستانه آن به دلیل کاهش نور خورشید شیوع بسیار بالاتری دارد، اما نسخه تابستانی آن یک عارضه بالینی کاملاً تایید شده است که علائم آن معمولاً از اواخر بهار آغاز شده، در طول تابستان به اوج میرسد و با آمدن پاییز فروکش میکند. نکته بسیار مهم و جالب این اختلال این است که علائم افسردگی تابستانه در بسیاری از موارد دقیقاً در نقطه مقابل افسردگی زمستانه قرار دارد. در افسردگی زمستانی، سیستم روانی فرد دچار نوعی کاهش انرژی و کرختی میشود؛ فرد تمایل دارد ساعتهای طولانی بخوابد، بیش از حد غذا بخورد (بهویژه کربوهیدرات و شیرینی) و به خواب زمستانی فرو برود. اما در افسردگی تابستانه، سیستم عصبی فرد دچار نوعی تحریکپذیری مفرط، اضطراب و بیقراری میشود. ذهن فرد تابستانی قفل نمیشود که به خواب برود، بلکه به شکل کلافهکنندهای بیدار میماند و در اثر گرما و نور زیاد دچار نوعی فرسودگی ناشی از فعالیت بیش از حد سیستم ایمنی و عصبی میگردد. چرا نور و گرما محرک افسردگی میشوند؟ پژوهشگران علوم اعصاب و روانپزشکان معتقدند که افسردگی تابستانه تکعاملی نیست، بلکه حاصل تلاقی پیچیدهای از فاکتورهای فیزیولوژیکی (جسمی)، هورمونی و محرکهای محیطی و اجتماعی است. اصلیترین ریشههای علمی این پدیده عبارتند از: اختلال در ریتم شبانهروزی و هورمون ملاتونین مغز انسان برای تنظیم چرخه خواب و بیداری به شدت به نور محیط وابسته است. در تابستان، روزها به شدت طولانی میشوند و سحرگاه خیلی زود سر میزند. این حجم از نور مداوم، ترشح هورمون ملاتونین؛ هورمونی که مسئول ایجاد حس آرامش و القای خواب است را در مغز سرکوب میکند. وقتی ملاتونین به اندازه کافی ترشح نشود، فرد دچار بیخوابی مزمن یا خواب بیکیفیت میشود. کمبود خواب مداوم، مغز را در وضعیت استرس بیولوژیک قرار داده و مستقیماً غدد فوقکلیوی را برای ترشح هورمون کورتیزول (هورمون استرس) تحریک میکند. پاسخ التهابی سیستم ایمنی به آلرژنها یکی از کشفیات شگفتانگیز سالهای اخیر در روانپزشکی مدرن، ارتباط بین التهاب بدن و افسردگی است. با شروع فصل گرم، میزان گردهافشانی گیاهان، گردوغبار و آلرژیهای فصلی به شدت افزایش مییابد. مواجهه با این آلرژنها سیستم ایمنی بدن را فعال کرده و باعث آزاد شدن پروتئینهایی به نام سیتوکینهای التهابی در خون میشود. این سیتوکینها میتوانند از سد خونی مغزی عبور کرده و بر بخشهایی از مغز که مسئول تنظیم خلقخو هستند تأثیر منفی بگذارند و حس اندوه، بیحالی و کلافگی ایجاد کنند. هیچ قانون علمی یا طبیعی وجود ندارد که شما را مجبور کند در تابستان شادترین نسخه خود باشید. به خودتان این حق را بدهید که در روزهای داغ و مرطوب، انرژی کمتری داشته باشید و بازدهی کاریتان افت کنداسترس حرارتی و فشار بر سیستم تنظیم دمای بدن بدن انسان برای بقا مجبور است دمای داخلی خود را همیشه در محدوده ثابتی (حدود ۳۷ درجه سانتیگراد) نگه دارد. مواجهه با گرمای شدید و رطوبت بالا، بار بیولوژیکی سنگینی به بدن تحمیل میکند؛ قلب باید تندتر بزند، عروق گشاد شوند و غدد عرق به شدت کار کنند تا بدن خنک بماند. این تلاش مداوم و پنهان جسمی، انرژی حیاتی بدن را تخلیه کرده و آستانه تحمل روانی فرد را به شدت پایین میآورد. در نتیجه، فرد در برابر کوچکترین محرک محیطی دچار فروپاشی عصبی یا کلافگی شدید میشود. فشار اجتماعی و سندرم FOMO (ترس از عقب ماندن) در تابستان یک قانون نانوشته اجتماعی وجود دارد که میگوید: «شما باید شاد باشید، به سفر بروید و کارهای هیجانانگیز انجام دهید.» این اتمسفر اجتماعی، فشار روانی شدیدی بر افرادی که به هر دلیلی (شغلی، مالی یا روحی) شرایط این کارها را ندارند وارد میکند. از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی در تابستان تبدیل به ویترینی از خوشگذرانیهای بیوقفه دیگران میشوند. تماشای این تصاویر پدیدهای به نام FOMO یا ترس از عقبماندن را فعال میکند؛ فرد حس میکند زندگیاش را باخته است، وقتش تلف شده و به اندازه دیگران شاد و موفق نیست که این خود محرکی قوی برای افسردگی است. چالشهای مربوط به تصویر بدنی گرمای هوا نوع پوشش را تغییر میدهد. استفاده از لباسهای آستینکوتاه، خنک یا حضور در محیطهای تفریحی مانند استخرها، افرادی را که با چالشهای پذیرش بدن، اضافه وزن یا اختلالات خوردن دستوپنجه نرم میکنند، در معرض اضطراب شدید قرار میدهد. ترس از قضاوت شدن توس