هدف قرارگرفتن پلها، مسیرهای مواصلاتی و برخی تأسیسات خدماتی، از همین منظر قابل ارزیابی است؛ اقدامی که آثار آن فراتر از خسارت فیزیکی بوده و میتواند زنجیره تأمین، جابهجایی کالا و تابآوری اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. شاید در این مقطع، تهران بیش از آنکه درگیر محاسبه هزینههای واردشده باشد، معطوف به مدیریت الزامات میدان و نحوه پاسخ به تحولات جاری است. آنچه در موج اخیر حملات آمریکا در شامگاه پنجشنبه و بامداد جمعه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تغییر تدریجی ماهیت اهداف است. اگر در چهار دور حملات شبهای گذشته ایالات متحده به کشورمان، تمرکز عمدتا بر مراکز نظامی و امنیتی بود، اکنون نشانههایی از انتقال فشار به زیرساختهای حیاتی کشور دیده میشود؛ زیرساختهایی که نقش آنها صرفا در حوزه حملونقل یا خدمات عمومی خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از شریانهای اقتصادی، لجستیکی و حتی پایداری اجتماعی کشور را تشکیل میدهند. به گزارش شرق، هدف قرارگرفتن پلها، مسیرهای مواصلاتی و برخی تأسیسات خدماتی، از همین منظر قابل ارزیابی است؛ اقدامی که آثار آن فراتر از خسارت فیزیکی بوده و میتواند زنجیره تأمین، جابهجایی کالا و تابآوری اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. شاید در این مقطع، تهران بیش از آنکه درگیر محاسبه هزینههای واردشده باشد، معطوف به مدیریت الزامات میدان و نحوه پاسخ به تحولات جاری است. با این حال، مسئله اصلی دیگر صرفا برآورد خسارتهای امروز یا ارزیابی پیامدهای یک رشته حملات پراکنده نیست؛ اهمیت واقعی در تشخیص مسیری نهفته است که این تحولات میتواند در روزها و هفتههای آینده بپیماید. آنچه اکنون بیش از هر چیز نیازمند توجه است، درک منطق راهبردی تغییر الگوی درگیری و پیشبینی گامهای بعدی طرف مقابل است؛ زیرا در بسیاری از جنگها، آنچه سرنوشت بحران را رقم میزند، نه حجم خسارتهای اولیه، بلکه روندی است که بهتدریج قواعد، اهداف و دامنه رویارویی را دگرگون میکند. اگر هدف قراردادن زیرساختهای حیاتی به یک الگوی پایدار عملیاتی تبدیل شود، پیامدهای آن به عرصه نظامی محدود نخواهد ماند و بهتدریج شبکههای اقتصادی، لجستیکی، خدماتی و حتی پایداری اجتماعی را نیز درگیر خواهد کرد. در کنار این مسئله، نحوه انتخاب اهداف و شکل اجرای حملات، این احتمال را نیز برجستهتر میکند که تخریب مسیرهای مواصلاتی، بنادر و گرههای ارتباطی صرفا با هدف واردآوردن فشار اقتصادی نباشد، بلکه بخشی از فرایند ایجاد شرایط عملیاتی برای سناریوهای پیچیدهتر، از جمله افزایش آزادی عمل در مناطق ساحلی به منظور حمله زمینی یا اشغال جزایر راهبردی ایرانی تلقی شود. فارغ از اینکه چنین سناریویی تا چه اندازه محتمل باشد، اقتضای حکمرانی راهبردی آن است که همه فرضیههای ممکن با دقت، بدون اغراق و بدون غفلت، مورد ارزیابی قرار گیرند. در مقابل، چگونگی پاسخ ایران نیز به یکی از متغیرهای تعیینکننده تحولات آینده تبدیل شده است. هر تصمیمی، خواه استمرار تمرکز بر اهداف نظامی و خواه گسترش دامنه پاسخ به زیرساختهای طرف مقابل یا کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی، میتواند پیامدهای متفاوتی بر روند بحران بگذارد. از این رو، مدیریت محاسبات راهبردی در چنین فضایی اهمیت مضاعف پیدا میکند؛ زیرا هر اقدام، واکنشی متقابل را در پی خواهد داشت و این چرخه میتواند سطح درگیری را به مرحلهای تازه وارد کند. همزمان نباید این واقعیت را نادیده گرفت که صرف خویشتنداری نیز لزوما به معنای کاهش فشارها نیست. تجربه روزهای اخیر نشان داده است معادلات میدانی، بیش از مواضع اعلامی، مسیر تحولات را تعیین میکنند و هرگونه ارزیابی از آینده باید بر پایه واقعیتهای صحنه، نه صرفا بر مبنای تهدیدها یا اظهارات سیاسی، صورت گیرد. به همین دلیل، مهمترین ضرورت امروز، حفظ نگاه واقعبینانه به روند جنگ و پرهیز از هرگونه برآورد خوشبینانه یا بدبینانه افراطی است. آنچه اکنون در برابر تصمیمگیران قرار دارد، فقط محدود به مدیریت یک رشته حملات متقابل نیست، بلکه مواجهه با روندی است که میتواند بهتدریج قواعد درگیری را دگرگون کند. اگر هدف قراردادن زیرساختهای حیاتی به یک رویه پایدار تبدیل شود، منطقه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن مرز میان اهداف نظامی و اقتصادی بیش از گذشته کمرنگ میشود و هزینههای جنگ برای همه بازیگران افزایش مییابد. از این منظر، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ ابتکار در تصمیمگیری، افزایش آمادگی برای سناریوهای پیچیدهتر و جلوگیری از غافلگیری در برابر تحولاتی است که ممکن است با سرعتی بیش از انتظار، معادلات موجود را تغییر دهد. حمله به پلها و زیرساختها شروع دور جدید حملات با بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بود که اعلام کرد ساعت ۲ بعدازظهر روز پنجشنبه به وقت شرق آمریکا (۹:۳۰ به وقت ایران)، نیروهای آمریکایی برای پنجمین شب متوالی موج جدیدی از حملات علیه ایران را آغاز کردند تا قابلیتهای نظامی ایران را بیش از پیش تضعیف کنند. سنتکام در این بیانیه با تکرار ادعاهای واهی خود افزوده است این حملات در حالی آغاز شده است که نیروهای مسلح ایران در روزهای اخیر در پاسخ به ازسرگیری حمله نظامی علیه کشور، چندین پایگاه و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. در این دور از حملات، نقاطی در هرمزگان، بوشهر، سیستانوبلوچستان، سمنان، لرستان و خوزستان شاهد انفجارها و حملات هوایی بودند؛ حملاتی که به گفته مقامهای استانی و دستگاههای امدادی کشورمان، علاوه بر خسارات به زیرساختها، تلفات و مجروحانی نیز برجای گذاشت. طبق اخبار واصله، مهمترین محور حملات آمریکا در شامگاه پنجشنبه، استان هرمزگان بود. شدت حملات علاوه بر مناطق مختلف بندرعباس به شهرستان خمیر، قشم، سیریک و بندرلنگه نیز کشیده شد. یکی از مهمترین حملات، به محله مسکونی تپه اللهاکبر بندرعباس صورت گرفت که در نخستین دقایق بامداد جمعه، هفت مجروح برجای گذاشت و ساعتی بعد با حمله مجدد به این منطقه ادامه یافت. در