چه بر فراز آبهای خلیج فارس و چه در آسمانهای اروپای شرقی، یک سلاح را میتوان یافت که از سامانههای دفاعی پیشرفته عبور کرده و نبردهای قرن بیستویکم را بهشکل مرگباری بازتعریف میکند و این مدیون ایران است. به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیوزویک» آمریکا در مقالهای مینویسد: «مهمات پرسهزن «شاهد-۱۳۶» - که اغلب پهپاد «انتحاری» یا «کامیکازه» نامیده میشود - حاصل تلاشی چندیندهه و همچنان در حال انجام از سوی جمهوری اسلامی برای تکمیل ابزاری است که بتواند کاستیهای آن را در فرافکنی نیروی هوایی در برابر دشمنانی که به سکوهای پیشرفتهای با فناوری بسیار پیچیدهتر و بسیار گرانتر مجهز هستند، جبران کند. با هزینهای تخمینی بین تنها ۲۰،۰۰۰ تا ۵۰،۰۰۰ دلار - و در بسیاری موارد فقط ۷،۰۰۰ دلار - برای هر سامانه، «شاهد-۱۳۶» و سایر مدلهای آن، معادلات دکترین نظامی سنتی را دگرگون کردهاند؛ بهگونهای که روسیه حملات موشکی چندمیلیوندلاری خود را با پرتاب نسخههای دارای مجوز از این پهپاد در اوکراین معاوضه کرده و حتی ایالات متحده نیز در بحبوحهٔ درگیری خود با ایران، بهدنبال توسعهٔ نمونهای کمهزینه از آن برآمده است. «اکرم خریف»، نویسندهٔ کتاب «در سایهٔ شاهد»، به نشریهٔ نیوزویک گفت: اثربخشی شاهد در پیچیدگی فناورانه نیست؛ دقیقاً برعکس است. تحلیلگران همواره این را بهعنوان سلاحی برای مبادلهٔ هزینهها قاببندی میکنند: ارزش آن در تعداد زیاد آن است، زیرا این پهپادها در مقایسه با سامانههایی که برای سرنگونی آنها ساخته شدهاند، ارزان و بهراحتی قابل تولید انبوه هستند و آنها را برای اشباع و خستهکردن پدافند هوایی ایدهآل میسازد، در حالی که هر رهگیری، یک دارایی دفاعی بسیار گرانتر را میسوزاند. خریف افزود: «شاهد به کشورهایی مانند روسیه و ایران راهی ارزان برای تحمیل هزینههای نامتناسب بر حریفان داده است، و آنها را مجبور میکند رهگیرهای گرانقیمت خود را برای پهپادهای کمهزینه تلف کنند و همزمان فشار روانی مداومی بر جمعیت غیرنظامی وارد آورند.» ریشههای «شاهد» در حالی که مقامات ایرانی آمریکا را به خاطر تلاش برای کپیسازی از «شاهد» - که در عربی و فارسی به معنای «گواه» است - به تمسخر گرفتهاند، این سامانه خود داستان منشأیی دارد که به چندین نمونهٔ خارجی پیشین بازمیگردد و به سالهای پایانی جنگ سرد میرسد. همانگونه که ناتو بهدنبال راهحلی ارزان برای خنثیسازی پدافند شوروی در صورت وقوع درگیری بود، یک راهحل در قالب پروژهای به نام «پهپاد ضدرادار (DAR)» ارائه شد که در دههٔ ۱۹۸۰ توسط شرکت دورنیهٔ آلمان غربی با حمایت آمریکا توسعه یافت. نمونهٔ اولیهٔ آن شباهت قابلتوجهی به «شاهد» امروزی دارد و بهعنوان پهپاد تهاجمی یکبارمصرف طراحی شده بود که میتوانست بر فراز خاک دشمن پرسه بزند، آرایههای راداری را شناسایی کرده و به آنها حمله کند. این سامانه هرگز به خدمت گرفته نشد. با این حال، در شرکت صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) جای گرفت که طرح مشابهی به نام «هارپی» را توسعه داد، که انواعی از آن هنوز هم بهکار گرفته میشوند. اینکه این فناوری دقیقاً چگونه به ایران راه یافته، همچنان مبهم است. اما «فابیان هینتس»، کارشناس مستقل متخصص در سامانههای تسلیحاتی، گفت اولین پهپاد ایرانی که حداقل از نظر ظاهری با آن مطابقت داشت، «شاهد-۱۳۱» بود. هینتس به نیوزویک گفت: «آن پهپاد، شاهد-۱۳۱ بود و آنها یک تغییر عمده در آن ایجاد کردند. به جای جستجوگر تشعشع، هدایت ماهوارهای - اساساً جیپیاس، گلوناس، بیدیو و این سامانهها - را در آن قرار دادند تا سامانه مانند یک موشک کروز کمهزینه عمل کند. شما مختصات هدف را وارد کرده و سپس به هدف حمله میکنید.» هینتس افزود که در تلاشی به سرپرستی گروه صنایع هوایی شاهد وابسته به سپاه پاسداران، مهندسان ایرانی سپس «اقدام به بزرگنمایی کل سیستم، نصب موتور قویتر برای افزایش برد کردند - که رویکرد توسعهای بسیار رایجی است - و اینگونه شد که شاهد-۱۳۶ به وجود آمد.» «علی باقری دولتآبادی»، استاد دانشگاه در ایران، توسعهٔ «شاهد» را به دستیابی ایران به نمونههای «هارپی» که اسرائیل از آن برای انجام حملات در سوریه استفاده میکرد، مرتبط دانست. دولتآبادی به نیوزویک گفت: «ایران بر روی نمونههای اسرائیلی کار کرد و آنها را ارتقا داد. اولین رونمایی از این پهپادها در سال ۲۰۲۱ انجام شد.» «شاهد-۱۳۶» توسط شرکت دولتی «صنایع هواپیماسازی ایران (هسا)» تولید میشود که کارخانهٔ اصلی آن - بهطور نسبتاً طعنهآمیزی - پیش از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ توسط شرکت آمریکایی تکسترون ساخته شده بود. در مورد چگونگی نوآوری ایران در این سلاح، هینتس گفت که فرایند واقعی از نظر فناوری چیز زیادی نمیخواهد و از قطعات تجاری موجود در بازار استفاده میکند که حتی برای کشوری تحت تحریمهای بینالمللی نیز بهراحتی قابل تهیه است. او آن را «دموکراتیزه شدن حملهٔ دقیق عمقی»، «موشک کروز فقرا» نامید که قادر به حمله در برد تا ۲۰۰۰ کیلومتر است. زادهٔ ضرورت در مورد اینکه چرا ایران موفق به توسعهٔ چنین سکویی شد در حالی که کشورهای بسیار بزرگتر و ثروتمندتر بهراحتی میتوانستند این کار را انجام دهند، این تصمیم مسئلهای از سرِ ضرورت بود که ریشه در چالشهای گذشتهٔ جمهوری اسلامی در میدان نبرد داشت. در دههٔ ۱۹۸۰، همزمان با توسعهٔ «DAR» در فاصلهٔ ۲۴۰۰ کیلومتری در آلمان غربی، ایران درگیر جنگ ویرانگری با عراق همسایه بود. به گفته «استیون فلدستاین»، مقام سابق وزارت امور خارجه آمریکا که امروز همکار ارشد برنامهٔ دموکراسی، درگیری و حکومت در بنیاد کارنگی برای صلح بینالملل است، ایران در گیرودار درگیری و مسیر انقلابی جدید، «مجبور شد با دو واقعیت ناخوشایند روبهرو شود». او به نیوزویک گفت: «به دلیل تحریمها و از دست دادن سرمایهٔ انسانی، راهی برای حفظ زیرساختهای نظامی موجود که بر اساس سکوهای گرانقیمت آمریکایی الگوبرداری شده بود، وج