رویای آخرین جام جهانی کریستیانو رونالدو با اشک و سکوت به پایان رسید؛ پایانی تلخ برای اسطورهای که زمانی شکستناپذیر به نظر میرسید، اما این بار نتوانست از گذر بیرحم زمان فرار کند. کریستیانو رونالدو همزمان با به صدا درآمدن سوت پایان بازی، بیهدف به دوردست خیره شده بود و با واقعیت تلخ شکست روبهرو میشد. این همان لحظهای بود که فهمید رویای قهرمانیاش در جام جهانی برای همیشه به پایان رسیده است؛ لحظهای که شاید باید چهار سال پیش در قطر، زمانی که پرتغال در مرحله یکچهارم نهایی مغلوب مراکش شد، فرا میرسید. اما نمایش رونالدو یک بار دیگر در بزرگترین صحنه فوتبال جهان ادامه یافت. با این حال، اگر واقعبین باشیم، هرگز قرار نبود این پایان، خداحافظیای باشکوه باشد. حقیقت تلخ این است که رونالدو مقابل اسپانیا دقیقاً همان چیزی به نظر میرسید که هست: اسطورهای ۴۱ ساله که سالها از اوج خود فاصله گرفته است. مردی که میکوشید عقربههای زمان را متوقف کند و همچنان به این امید چنگ زده بود که شاید بتواند تنها جام بزرگی را که همیشه از او گریخته، سرانجام بالای سر ببرد. رونالدو در دیدار برابر اسپانیا تنها ۱۹ بار توپ را لمس کرد. برای درک بهتر این آمار کافی است بدانیم میکل اویارسابال، مهاجم اسپانیا، که پس از او کمترین تعداد لمس توپ را در میان بازیکنان اصلی داشت، ۳۵ بار صاحب توپ شد. اگر بگوییم رونالدو در حاشیه جریان بازی قرار داشت، در واقع در حقش لطف کردهایم. در بخشهای طولانی مسابقه، این احساس به وجود میآمد که بازی مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی بدون حضور واقعی او در حال برگزاری است. غول تاریخ فوتبال، و شاید بزرگترین گلزن تمام دوران، به تماشاگری درون زمین تبدیل شده بود؛ نه یک بازیگر نقش مکمل، بلکه صرفاً نمایشی که هنوز روی صحنه حضور دارد. آخرین مصاحبه رونالدو در جام جهانی را بخوانید: شفافسازی رونالدو پس از شکست تلخ و حذف از جام جهانی؛ خداحافظی؟ تصمیم نگرفتهام!/ آخرین جامجهانی؟ بله، میخواهم کنار خانوادهام باشم با توجه به عملکرد رونالدو در این جام جهانی، هیچکدام از این اتفاقات غافلگیرکننده نبود. دو هفته پیش در هیوستون تگزاس، وقتی رو به دوربین تلویزیونی فریاد زد: «برگشتم، برگشتم!»، در واقع هیچکس را متقاعد نکرد. یا دستکم هیچکس را که هنوز رونالدوی دوران اوج را به یاد داشت؛ فوتبالیستی که با نظمی شگفتانگیز لحظاتی نفسگیر خلق میکرد و بهتنهایی سرنوشت مسابقات را تغییر میداد. هرچه زمان بازی مقابل اسپانیا سپری میشد، مسابقه همچنان بدون گل دنبال میشد و تابلوی تعویض بالا میرفت، مدام این سوال مطرح میشد که آیا شماره رونالدو روی تابلو ظاهر خواهد شد یا نه. پرتغال در خط حمله بیاثر به نظر میرسید؛ تیمی که به نیرویی تازه و مهاجمی نیاز داشت تا خط دفاع اسپانیا را، که بیش از حد راحت بازی میکرد، به دردسر بیندازد. پدرو نتو تعویض شد. ویتینیا از زمین بیرون رفت. ژوائو فلیکس تعویض شد. ژوائو کانسلو نیز جای خود را به بازیکنی دیگر داد. اما رونالدو نه؛ مسنترین بازیکن میدان، آن هم با اختلافی قابل توجه، و مردی که در مرحله گروهی بیش از هر بازیکن دیگری در ترکیب پرتغال به میدان رفته بود. اینکه روبرتو مارتینس، سرمربی پرتغال، تصمیم گرفت رونالدو را تا آخرین لحظه مقابل اسپانیا در زمین نگه دارد، چندان تعجبآور نبود. فرناندو سانتوس، سرمربی پیشین پرتغال، در جام جهانی قبلی جسارت و قاطعیت آن را داشت که ترکیب اصلی تیمش را بدون رونالدو بچیند. اما مارتینس، برعکس، خواسته او را برآورده کرد. فریب تعویضی را که مارتینس در تورنتو انجام داد و رونالدو را مقابل کرواسی از زمین بیرون کشید، نخورید. آن تصمیم، با توجه به اینکه پرتغال در میانه میدان کاملاً تحت فشار قرار گرفته بود، تصمیمی ساده و بدیهی بود. در آن شرایط، نگه داشتن دو مهاجم در زمین چیزی جز ضعف در مربیگری نبود. روبن نوس به جای رونالدو وارد زمین شد، پرتغال دوباره کنترل بازی را به دست گرفت و مردی که مدتی به فراموشی سپرده شده بود، یعنی راموس، به داد تیم رسید. راموس پس از بازی گفت: «وقتی در دقایق پایانی به گل نیاز دارید، میتوانید روی گونسالو راموس حساب کنید.» اما مارتینس هرگز حاضر نشد برای میدان دادن به راموس، رونالدو را قربانی کند. برخی خواهند پرسید که آیا اصلاً رونالدو باید مارتینس را در چنین موقعیتی قرار میداد یا نه؛ و این پرسش، کاملاً منصفانه است. آیا روبرتو مارتینس باید در قبال رونالدو سختگیرتر عمل میکرد؟ تأثیر رونالدو بر فوتبال پرتغال را نمیتوان انکار کرد. او بهترین بازیکنی است که تاکنون پیراهن تیم ملی کشورش را بر تن کرده است؛ ۱۴۶ گل ملی در ۲۳۳ مسابقه، پنج توپ طلای جهان و یکی از بزرگترین فوتبالیستهای تاریخ. این جایگاه با عملکرد او در این جام جهانی تغییر نخواهد کرد و ادعای خلاف آن، غیرمنطقی است. درباره میراث او نیز همین موضوع صدق میکند؛ میراثی که برخی معتقدند به خاطر حضور در یک جام جهانیِ بیشتر، اندکی خدشهدار شده است. سالها بعد، کسی از این صحبت نخواهد کرد که رونالدو در نیمه دوم بازی دالاس فقط هفت بار توپ را لمس کرد. در عوض، از مردی سخن خواهند گفت که نزدیک به یک دهه، شانهبهشانه لیونل مسی برای عنوان بهترین بازیکن جهان رقابت کرد. اما این بدان معنا نیست که پرسشهایی در بین هواداران شکل نگیرد؛ یا به این فکر نکرد که حضور رونالدو در این جام جهانی، بیش از آنکه در خدمت منافع پرتغال باشد، به مأموریتی شخصی برای خودش تبدیل شده بود. او با گلزنی در ششمین جام جهانیاش، نام خود را به عنوان تنها بازیکنی که در شش دوره جام جهانی گل زده است، در تاریخ ثبت کرد. سپس با به ثمر رساندن نخستین گلش در مراحل حذفی این رقابتها، یک رکورد دیگر نیز به نام خود نوشت. رونالدو همچنین از اوزبیو عبور کرد و بهترین گلزن تاریخ پرتغال در جام جهانی شد. اما این دستاوردهای فردی، چه سودی برای خود تیم داشت؟ در شرایط عادی، پاسخ این پرسش بر عهده مارتینس ب