در مواجهه با فحشهای ترامپ، مبهم و کلی حرف نزنید. باور کنید بستن دهان شیطان به اندازه بستن تنگه هرمز مهم است. باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد رستمپور - «آشغال»، «پست»، «کثیف»، «سرطان»، «شرور»، «بیعرضه»، «بیمار» و صدها فحشی که ترامپ از ابتدای جنگ به ایرانیان داده، حتی یک جواب هم نگرفته. مسئولین و سیاستمداران ایرانی براساس ضربالمثلهای شیرین فارسی که موعظهگونه توصیه میکرد سر به سر برخیها نباید گذاشت، همچنان صبوری میکنند و چیزی نمیگویند. ترامپ سابقه بسیار بدی در اقدامات ضداخلاقی دارد و به معنی دقیق کلمه فاسد است. فحاشیهای او هم از حد گذشته و به رفتاری بیمارگونه تبدیل شده. بعضی وقتها الفاظ زشت او وجوه بسیار ناشایستی پیدا میکند که حتی قابل ترجمه نیست. فحش به عنوان یک تاکتیک سیاسی در پی تحقیر و تضعیف حریف یا رقیب در میدان جنگ به کار میرود، اما رجز، متلک، کنایه وجوه بلاغی و ادبیتری دارد و اتفاقاً توجهات بیشتری جلب میکند. چیزی که ترامپ از آن بیبهره است. وقتی فحاشی زیاد شود و پاسخی نگیرد، اندک اندک تلقینها آغاز میشود و تصویر یا ادراک عمومی از کسی که فحش به او داده شده، تغییر میکند. آنچه ترامپ را عصبانی کرده، مقاومت بینظیر و تابآوری مثالزدنی ایرانیان در جنگ تحمیلی سوم است. هر روز که میگذرد و هر اندازه جنگ به درازا بکشد، تصویر ترامپ در اذهان لکهدارتر میشود، اما موضوع دقیقاً اینجاست که الفاظ زشت ترامپ به ایرانیها اندک اندک رسوب میکند و به سنگرهایی برای مقابله با همان چیزی تبدیل میشود که بخشی از سرمایه مقاومت را ساخته است. فحاشی ترامپ به هیچ عنوان هیستریک یا هیجانی نیست. او برخلاف آنچه تصور میشود، کاملاً با برنامه به دنبال دستکاری هیجانات ایرانیان است و در این هدف، کوشش میکند اولاً خود ایرانیها را مخاطب قرار دهد. تکرار ناسزاهایی که عزت و حیثیت و شوکت جامعهای را هدف گرفته، به این منظور صورت میگیرد که زانوان را شل کند و تسلیم را ممکن سازد. در نتیجه، فحاشیهای ترامپ در بلندمدت اثرگذار است و اتفاقاً جامعه را عصبانی میکند و عصبانیت، محاسبه منطقی چرایی مقاومت را به هم میریزد، به ویژه آنکه با مؤلفههای دیگری مانند مسائل اقتصادی یا از دست دادن عزیزان همراه شود. ثانیاً فحاشی ترامپ، دیگر مقامات آمریکایی را در هدف نادرستی که پیش گرفتهاند، مصمم میسازد. به یک معنا این فحاشی، در حکم روحیهسازی و ترمیم سیاستهایی است که در فکر همگان به سرانجام نرسیده. از این روست که میتوان فحاشی وزیر جنگ و وزیر خزانهداری آمریکا را نیز توجیه کرد. ثالثاً فحاشی ترامپ، شکلی از مشروعیت را برای اقدامات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل فراهم میکند که گویی قاتلان دانشآموزان میناب و ملوانهای دنا و ورزشکاران لامرد و مردم مظلوم ایران در شهرکها و محلههای مختلف تهران و همه جای کشور، نمایندگی از یک خدایگان خیر و برکتی دارند که به مبارزه با اشراری آمدهاند که اگر فرصت یابند، جهان را غارت میکنند. حال آنکه اویی که سابقه تجاوز و غارت و آدمکشی و کودکخواری دارد، هیئت حاکمه آمریکاست. ترامپ آنچه لایق خود اوست، به مردم ایران و نه رهبران و سیاستمداران ایران نثار میکند و مقامات ایرانی گمان میکنند ترامپ یک گاو عصبانی است که اندکی بعد، هیجان و خشمش فروکش خواهد کرد و در نتیجه نباید او را بیش از این برانگیخت تا مبادا واکنش خسارتبارتر بیشتری از خود نشان دهد. این سکوت، اثر آن فحش ترامپ را مضاعف میسازد و اتفاقاً عصبانیتی که باید خرج مقابله با آن دشمن غدار شود، به سوی داخل نشانه میرود. نباید توقع داشت مثل خود ترامپ، فحاشی کنیم، اما میتوانیم هر یک از ناسزاهای او را با منطق و استدلال و گواهی تاریخی که خود آن صفت یا لقب را در خود او و سیاستهای آمریکا میشناسد، پاسخ دهیم. این لالگونگی اخلاقی اتفاقاً اخلاق را بیشتر قربانی میکند. اینکه تصور کنیم پاسخ به ترامپ با حقوق بینالملل سازگاری ندارد یا منجر به محکومیت کشور در سازمانها و نهادهای بینالمللی میشود، نیز در جهان ظالمانه امروز که نسلکشی و نقض حقوق بشر براساس گزارشهای سازمان ملل برایش عادی شده؛ مضحک است. اگر تهدید کرد، تهدید کنیم؛ اگر فحاشی کرد، حداقل پاسخش را بدهیم. اینکه پاسخش را در عمل میدهیم، نیز گواه ناتوانی در برابر اوست. مگر معادل عملیات روانی حتماً باید عملیات روانی باشد؟ مگر جنگ مرحله به مرحله یا ساحت به ساحت پیش میرود؟ جنگ ترکیبی، برآیندی از همه اینهاست، اما به صورت مبتکرانه، تهاجمی و رو به جلو تا محاسبه دشمن را تغییر دهد؛ نه اینکه مرتباً قابل پیشبینی باشیم و در جنگی که همه حیثیت ما، از رهبر و خاک و نیروی نظامی و انتظامی گرفته تا زن و کودک و مغازه و محله غیرنظامی و زیرساخت و پل ما زیر ضربه رفته، دوست داشته باشیم کاپ اخلاق را ببریم. پاستور پر است از کاپ اخلاق میدانهایی که فشار اقتصادی را بر مردم بیشتر کرده. پاسخگویی به ترامپ همچون بستن تنگه هرمز، اتفاقاً جنگ را تا اندازهای به توازن نزدیک میکند. دست برداریم از این سکوت در برابر یزید زمان و طبیب و خلبان و روحانی به فکر ترمیم باشیم. ترمیم نقطه ابتدایی تثبیت است. برای تثبیت معادله پیروزی در اذهان ایرانیان و جهانیان اولاً باید زخمها را ترمیم کنید. ترمیم زخم دلی که با فحش ترامپ پدیدار شده، با کلام و لفظ و مقابله روانی با قاتل است. گرد و مبهم و کلی حرف نزنید و از ذخیره هنگفت ادبیات ایران در پاسخگویی به جور و ظلم بهره بگیرید و دهان شیطان را ببندید. باور کنید بستن دهان شیطان به اندازه بستن تنگه هرمز مهم است.