اندیشکده کِیتو( CATO) جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را غیرقانونی و فاجعهبار توصیف و تاکید کرد: اما این جنگ به واشنگتن یاد داد که دیگر باید کنترل پایگاههای آمریکایی در غرب آسیا را به کشورهای میزبان منتقل کند و نیروها را به خانه بازگرداند. به گزارش صد آنلاین ، اندیشکده آمریکایی در یادداشت تحلیلی خود با مقایسه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور اسبق این کشور که به عراق حمله کرد، خاطر نشان کرد که قضاوتهای اشتباه ترامپ در مورد ایران بسیار بزرگتر بوده است. کیتو افزوده است: بهرغم ادعای مکرر ترامپ مبنی بر اینکه تهران شکست خورده و باید تسلیم شود، جمهوری اسلامی ترافیک جهانی نفت را مسدود، پایگاههای ایالات متحده در منطقه را ویران کرده و به زیرساختهای انرژی منطقهای آسیب رساند. رئیس جمهور که حاضر به ریسک تشدید بالقوه ویرانگر تنشها با ایران نبود، به تکرار تهدیدها برای نابودی اهداف غیرنظامی و تمدن ایرانی که خود یک جنایت جنگی است، بسنده و در نهایت عقبنشینی کرد. با این حال، جنگ فاجعهبارِ رئیس جمهور دست کم یک جنبه مثبت دارد: این جنگ دلیل لزوم بستن پایگاههای ایالات متحده در سراسر غرب آسیا و بازگرداندن نیروهای آمریکایی به خانه را نشان داد. خروج از منطقه مدتهاست که باید اتفاق میافتاد، به خصوص برای دولتی که ظاهراً به شعار «اول آمریکا» متعهد است. اندیشکده کیتو در ادامه دکترین قدیمی واشنگتن برای تسلط بر منابع نفتی منطقه و همچنین حضور اسرائیل در غرب آسیا را دلایل کافی برای ماندن ایالات متحده در این منطقه ندانسته و گفته است: در مورد کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز واشنگتن باید بار محافظت از آنها را از دوش خود بردارد. استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ دولت ترامپ به درستی پیشنهاد داد که «متحدان و شرکای منطقهای را توانمند سازد تا مسئولیت اصلی بازدارندگی و دفاع از خود را بر عهده بگیرند.» منتقدان شکایت دارند که چنین رویکردی نشاندهنده «غیرقابل اعتماد بودن آمریکا به عنوان یک شریک استراتژیک» است اما به طور حتم زمان آن رسیده است، در حالی که آمریکاییها با هزینه ولخرجی بیپایان بودجه مواجه هستند، سایر کشورها از واگذاری مسئولیت امنیت خود به ایالات متحده دست بردارند. آیا این برای کشورهای خلیج فارس آسان خواهد بود؟ قطعا نه. کیتو با تاکید بر اینکه «کاهش تعهدات واشنگتن در غرب آسیا همچنین میتواند از محرکهای جنگ بکاهد» به شمارش مداخلات نظامی آمریکا در سالهای اخیر در منطقه و اطراف آن پرداخته و افزوده است: واشنگتن تهدید به جنگ در صورت مداخله اتحاد جماهیر شوروی در جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ کرد، در اوایل دهه ۱۹۸۰ در جنگ داخلی لبنان علیه نیروهای شیعه جنگید، در طول دهه ۱۹۸۰ به عراق در تجاوز وحشیانهاش علیه ایران کمک کرد، در اوایل دهه ۱۹۹۰ با شبهنظامیان سومالی جنگید، پس از حملات القاعده در سال ۲۰۰۱ در افغانستان و عراق مداخله کرد، در سالهای بعد کارزارهای پهپادی مداومی را در پاکستان و یمن راهاندازی کرد، از جنگ عربستان سعودی علیه یمن در سال ۲۰۱۵ حمایت کرد، از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ عملیات دریایی علیه یمن انجام داد و در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد. ایالات متحده همچنین به طور معمول حملات محدودتری را در سراسر منطقه انجام داده است، مانند ترور ژنرال قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰. به نوشته اندیشکده آمریکایی، پایگاههای ایالات متحده در منطقه نیز تبدیل به اهداف واقعی شدهاند که جان آمریکاییها و متحدان آن را به خطر میاندازند. اگرچه دولت ترامپ عملاً کل درگیری با ایران را صرف این ادعا کرد که ارتش ایران اساساً از بین رفته است، دقیقاً همانطور که رئیس جمهور ادعا کرد برنامه هستهای تهران در سال گذشته نابود شده است، تهران آسیب زیادی به تأسیسات ایالات متحده وارد و اکثر پرسنل آنها را مجبور به تخلیه کرد. این آسیبها تا جایی جدی بوده است که مقامات نظامی ایالات متحده میگویند، شدت حملات تلافیجویانه ایران نشان داده است که این کشور بیش از آنچه بسیاری در دولت ترامپ پیشبینی میکردند، برای جنگ آماده بوده است. بر اساس تحلیل روزنامه واشنگتن پست از تصاویر ماهوارهای، حملات هوایی ایران از زمان آغاز جنگ، دست کم ۲۲۸ سازه یا قطعه از تجهیزات را در سایتهای نظامی ایالات متحده در سراسر غرب آسیا آسیب زده یا نابود کرده است و به آشیانهها، پادگانها، انبارهای سوخت، هواپیماها و تجهیزات کلیدی رادار، ارتباطات و پدافند هوایی آسیب رسانده است. میزان تخریب بسیار بیشتر از آن چیزی است که دولت ایالات متحده علناً اذعان کرده یا قبلاً گزارش داده است. واشنگتن پست در پایان نوشت: تهدید حملات هوایی ایران سبب شد تا بسیاری از ۴۰ هزار پرسنل آمریکایی در منطقه به هتلهای غیرنظامی در سراسر خلیج فارس و مکانهایی به دور از اروپا و ایالات متحده منتقل شدند که منجر به «یکی از بزرگترین جابجاییهای خانوادههای نظامی آمریکایی از خاورمیانه در سالهای اخیر» شد. این عقبنشینی، اعترافی تحقیرآمیز مبنی بر این بود که نیروهای مسلح آمریکا قادر به محافظت از تأسیسات و پرسنل خود نیستند. این هم از ادعای رئیسجمهور مبنی بر یک کارزار باشکوه و پیروزمندانه. کیتو همچنین ناتوانی واشنگتن در محافظت از کشورهای خلیج فارس که میزبان این پایگاهها هستند و اولویت دادن آن به امنیت اسرائیل نسبت به امنیت خود، پیامدهای قابل توجهی در سیاست خارجی داشته است. دالیا غانم، پژوهشگر ارشد مهمان در صندوق مارشال آلمان در این باره گفت: جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و حملات آن به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس، چشمانداز امنیتی منطقه را یک شبه تغییر داد. هشدارهای امنیتی که در پایتختهای خلیج فارس به گوش میرسد، فروپاشی آشکار یک دهه برندسازی امنیتی است. منطقه اکنون مجبور است اساساً در چارچوب امنیتی خود تجدید نظر کند و بداند که چتر به اصطلاح حفاظت ایالات متحده دیگر یک عامل بازدارنده نیست، بلکه یک آهنربا است. اندیش