قطع کامل اینترنت در ایران اولینبار در جریان حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ رخ داد. در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاستجمهوری آن سال، اینترنت برای چند هفته با اختلال شدید همراه بود و در پی پایدار شدن آن بخشی از اینترنت شامل شبکههای اجتماعی توییتر و فیسبوک به روی کاربران ایرانی بسته شد. به گزارش اعتماد، بین سالهای ۹۰ تا ۹۲ اینترنت بنا به موقعیت و بر اساس بروز حوادث منطقهای در برخی شهرها یا محلات برای مدتی کوتاه با محدودیت روبهرو شد. در اعتراضات دی ۹۶ الگوی محدودیت اینترنت که به حذف برخی دیگر از شبکههای اجتماعی منجر شد و قبلا در ۸۸ اجرا شده بود، اینبار تلگرام و اینستاگرام را از دسترس مردم ایران خارج کرد. در آبان۹۸ اینترنت بینالمللی با اتکا به توان شبکه اینترانت داخلی برای هفت روز قطع شد. در جریان اعتراضات اجتماعی سال ۱۴۰۱ که به جنبش مهسا شناخته میشود، اینترنت بینالملل دوباره و اینبار برای مدتی طولانیتر قطع شد و در بازگشت، دسترسی به واتسآپ و اینستاگرام مختل شد. در جریان جنگ بهار ۱۴۰۴ اینترنت یک بار دیگر برای چند هفته و با توجیه جلوگیری از استفاده از زیرساختها توسط پهپادهای دشمن قطع شد. بعد از آن در جریان حوادث دی ۱۴۰۴ اینترنت برای حدود هفت روز به صورت سراسری قطع شد و در حالی که هنوز بررسی توسعه مسیرهای محدودیت اینترنت در ژانویه ادامه داشت، با بروز جنگ ۴۰ روزه علیه ایران اینترنت برای حدود ۸۸ روز به روی کاربران عادی بسته شد. این مرور تاریخی نشان میدهد ایران در طول حدود دو دهه گذشته همواره با مساله اینترنت درگیر بوده است و در حال توسعه مسیرهایی بوده که بتواند دسترسی به اینترنت جهانی را هر بار با هزینههای کمتر برای مدتی طولانیتر و با امکان دور زدن محدودتر تعطیل کند، کاهش دهد یا مدیریت کند. نگرانی از باب اینترنت از آغاز دهه ۹۰ میلادی رو به رشد بود. این دوران اوج گفتوگو در مورد «جامعه اطلاعات»«قدرت شبکهای» و البته «حکمرانی شرکتی» بود. همزمان با تشدید خیالبافی در مورد اینکه قدرت شرکتهای چند ملیتی به زودی از قدرت دولتها بیشتر خواهد شد و این شرکتها خواهند بود که قواعد خود را در سرتاسر دنیا به مردم و حکومتها تحمیل میکنند، اضطراب در مورد «اینترنت» که به عنوان اسب تروای این «حمله» در نظر گرفته میشود، بالا گرفت. یکی از اولین کشورهایی که در مورد این نگرانی به اقدام عملی پرداخت، چین بود که با دیوار آتشین به سمت توسعه اینترنت ملی حرکت کرد. مسیر چینی در اوایل سالهای ۲۰۰۰ در ایران هم طرفدارانی پیدا کرد. همزمان جنبش وبلاگنویسی در ایران بهانه لازم برای تحریک نگرانی در مورد اینترنت را به سیاستگذاران داد. در حالی که از ابتدای عصر چاپ، محدودیت همواره نوعی از نظارت پیش از انتشار را بر انواع و اقسام محتوای منتشر شده اعمال کرده است، وبلاگ فضایی بود که به هر کسی با دسترسی به اینترنت امکان ثبت و انتشار نظرات خودش را میداد و این مسالهای بود که به راحتی هضم نمیشد. در اوج جنبش وبلاگنویسی در اواسط دهه۸۰ فشار به ارایهدهندگان دامنه رایگان برای وبلاگهای فارسی افزایش پیدا کرد تا برخی مطالب وبلاگها یا خود وبلاگها را حذف کنند. همزمان احضار و بازداشت وبلاگنویسان که بسیاریشان پیش از دوران وبلاگ شخصیتهای عمومی بودند، و تعدادیشان در این تب از روزنامهها و رسانه به وبلاگنویسی آمده بودند و برعکس بیشتر شد. صاحبان دامنههای سایتهای ارایهدهنده صفحات وبلاگ هم از این آزار و اذیت و احضار و بازداشت مستثنی نبودند، اما مساله به تلاشهای سختافزاری برای حذف وبلاگها و افراد محدود نبود. اگر نمیشد همه را قانع کرد که در چارچوب بنویسند، نرمافزار امکانی ایجاد میکرد که مطالبی که در چارچوب نیستند به دست مردم نرسد. در سطح فنی ایدهای وجود داشت که همان سیستم سانسور اعمال شده بر کتاب و نشریات را در مورد وبلاگها اجرا کند. دستهای از کلمات و موضوعات و افراد که تا پیش از این در شمار ممنوعهها بودند یا کمکم به شمار ممنوعهها درمیآمدند، ایجاد شده بود که اگر در یک صفحه وب به آنها اشاره میشد، جستوجوی آن صفحه به صورت خودکار با خطا روبهرو میشد و به صفحهای دیگر میرفت. با تصویب قانون تجارت الکترونیک در سال ۸۷ این مسیر توجیه قانونی پیدا کرد. دبیرخانهای ذیل دستگاه قضایی تشکیل شد که کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه نام داشت. این دبیرخانه تصمیم میگرفت که چه صفحات وبی قابل دسترسی باشند و چه صفحاتی نباشند. روی صفحاتی که قابل دسترسی نبودند، پردهای کشیده شد که بعدا به عنوان «صفحه پیوندها» شناخته شد. وقتی عنوان، کلمه یا آدرس سایتی که توسط کارگروه فیلتر شده بود را وارد قسمت جستوجو میکردید، درخواست به جای سایت مورد نظر، به یک صفحه دیگر فرستاده میشد که میگفت «دسترسی به تارنمای فراخوانده شده ممکن نیست». به مرور طراحی این صفحه بهتر شد و لیستی از وبلاگها و سایتهای «مجاز» به عنوان پیشنهاد در آن قرار گرفت. درخواست شما برای دیدن سایت سانسور شده تنها محدود نمیشد، بلکه علاوه بر آن گزینههای جایگزین به شما معرفی میشد تا سلیقه شما را جهت دهد. مثلا در بحبوحه درگیریهای قضایی علیه انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در اواسط و اواخر دهه ۸۰، سایت خود انجمن و وبلاگهای اعضا و حامیان آن فیلتر شد، وقتی این آدرسها را جستوجو میکردید، صفحه پیوندها پیشنهاد میداد که به جای آنها به «سایت انجمن روزنامهنگاران مسلمان » که در آن زمان به عنوان جایگزین مورد پذیرش برای انجمن صنفی روزنامهنگاران ساخته شده بود، مراجعه کنید. این صفحه از اولین تلاشها برای تحقق اینترنت ملی در ایران بود. تا سال ۸۸ مقاومت دیجیتال در برابر سانسور، افتان و خیزان از طریق ایجاد وبلاگهای جدید، ایجاد لیستهای ایمیل برای ارسال محتوا به صورت بستههای قابل دانلود و همچنین دست به دست کردن ویپیانهای ابتدایی برای دور زدن صفحه پیوندها مسیر را باز میکرد. در واقع همان تجربههایی