در نگاه صهیونیستها، پدیده رادیکالیسم یک «فرصت» برای رژیم صهیونیستی است تا از این طریق شکافهای اجتماعی تعمیق شده و یکپارچگی تصمیمسازی در ایران نیز تضعیف شود. سرویس جهان مشرق - در میان غبار جنگ رمضان و هیاهوی تحلیلها، صدایی به گوش میرسد که نه از سوی حامیان و دلسوزان جبههی مقاومت، که از عمق راهروهای مراکز فکر دشمن هدایت میشود. صدایی که لباس تعصب یا غیرت به تن کرده، اما نبضش با ضربان شبکهها و سرویسهای دشمن همگام میزند. ما امروز با یک سناریوی نوشتهشده در اتاقهای فکر رژیم صهیونیستی و آمریکا روبرو هستیم که در آن، «رادیکالیسم» نه یک اشتباه، که یک دارایی استراتژیک برای نابودی یک کشور از درون تعریف شده است. دکترین «هرجومرج سازنده»؛ وقتی موساد و سیا برای خودیها کف میزنند! استراتژی رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن در قبال ایران، در یک دهه اخیر دچار یک چرخش اساسی شده است که در آن، حملات نظامی، به تنهایی قادر به شکست جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود و ایجاد شکاف در «اراده» و «انسجام» ملت ایران را نیازمند سلاحی فراتر از یک ابزار نظامی و یا بمباران است. این سلاح، «هرجومرج سازنده» نام دارد. این دکترین که در اندیشکدههای صهیونیستی مانند «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)»، انستیتوی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و صدها مراکز فکری صهیونیستی و غربی به آن اشاره شده، یک هدف مرکزی دارد: ایجاد یک بحران دائمی اعتماد میان ملت و حاکمیت. سناریو این دکترین این است که بهجای حمله مستقیم، باید گروهها و صداهایی را در داخل تقویت کرد که چهرهی نظام را مخدوش کنند و مهمتر از آن، «یکپارچگی تصمیمسازی» را به سخره بگیرند. حال گاهی این گروهها، از جریانات معاندین، مخالفین سخت حاکمیت و گروههای تروریست مسلح بوده و گاه جریانهایی هستند که با وجود سبقه انقلابی گری خود، ناخود آگاه دقیقا در همان مسیری قدم بر میدارند که اتاق فکرهای دشمن بدنبال آن است و اقدامات جریانات مذکور، در ایجاد شکافهای داخلی و خلق فرصتهای جدید برای دشمن، تاثیر بسزایی دارد. وقتی یک جریان پس از یک دستاورد دیپلماتیک، بهجای تحلیل واقعبینانه، با تهمت «خیانت» و «سازش»، کل یک فرآیند ملی را زیر سؤال میبرند، عملاً در حال اجرای همان سناریوی سرویسهای اطلاعاتی دشمن برای ایجاد شکاف و اختلافات داخلی هستند. جریانهای رادیکالیسم، با اقدامات «کوچک» خود مثل تهمتزنیها در فضای مجازی، دقیقاً همان عناصری هستند که بدون آنکه حقوقی از موساد و سازمان بگیرند و اصلا متوجه آن باشند که در حال انجام چه کاری هستند، مأموریت «بیاعتبار کردن نظام» را اجرا میکنند. آنها بازیگرانی هستند که دشمن نه با پول، که با «روایت» آنها را به خدمت گرفته است. روایتی که میگوید: «هر توافقی خیانت است، هر صلحی شکست است، و هر کس جز من، سازشکار است.» این روایت، دقیقا همان چیزی است که سازمانهایی مانند سازمان تروریستی موساد برای بی اعتبار کردن ارکان و مهرههای تاثیرگذار نظام تلاش میکنند انجام دهند و گاه در این مسیر، رادیکالهای داخلی از همان نقطهای به آبرو و اعتبار نظام ضربه میزنند که زمین آن توسط موساد و سیا هموار شده است. شناخت موساد از فرهنگ، عرف و ارزشهای جامعه ایران و به کارگیری مخرب آن علیه حاکمیت اگر بخواهیم مشخصا درباره چگونگی ایفای نقش سرویسهای جاسوسی دشمن در تحولات جاری صحبت کنیم، باید به شناخت این سازمان تروریستی از فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران و بهکارگیری آن علیه خود جامعه و یا چهرههای شناخته شده اشاره کرد که جدیدترین مورد آن، اعتراف روزنامه اسرائیل هیوم به اقدام تخریب شخصیتی موساد، علیه شهید رستم قاسمی است. در قاموس امنیتی رژیم صهیونیستی، سالها واژهٔ «حذف» مترادف با ترورهای فیزیکی و عملیاتهای پیچیدهٔ میدانی بود؛ از بمبهای کارگذاشتهشده در تلفن همراه تا حملات پهپادی و انفجارهای هدفمند. اما اکنون گزارشهای تفصیلی رسانههای این رژیم از مقامات امنیتی، از جمله گزارش اخیر روزنامهٔ «اسرائیل هیوم»، پرده از تحولی بنیادین در راهبرد موساد برمیدارد؛ تحولی که میتوان آن را گذار از «ترور فیزیکی» به «ترور شخصیت» نامید. در این دکترین نوین، هدف، نه جسم، بلکه آبرو، کارنامه و جایگاه اجتماعی مقامهای ایرانی است و سلاح اصلی، نه گلوله، بلکه دروغ، تحریف و مهندسی افکار عمومی در بستر رسانهها و شبکههای اجتماعی است. پردهٔ اول این اعتراف تلخ اما راهگشا، با پروندهٔ زندهیاد، شهید رستم قاسمی، فرماندهٔ پیشین قرارگاه خاتمالانبیا، وزیر اسبق راه و از مقامهای ارشد و کهنهکار نظام، گشوده شد. موساد یک عکس خاص را فاش کرد: رستم قاسمی صفحه گوشی خود را باز کرد و چشمانش سیاهی رفت طبق گزارش «اسرائیل هیوم»، موساد در بحبوحهٔ التهابات اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ و همزمان با اوج اعتراضات، تصویری قدیمی و کاملاً شخصی از شهید قاسمی را در فضای مجازی ایران منتشر کرد. نهاد اطلاعاتی دشمن آگاهانه این تصویر را که قاسمی را در کنار همسر خویش در یک محفل خصوصی نشان میداد، با یک روایت دروغین و مسموم همراه ساخت: «تصویر یک مقام ارشد نظام در کنار زنی بیحجاب و غیر از همسرش». این عملیات روانی دقیقاً بر روی گسلهای اجتماعی ایرانِ آن روز دست گذاشت. تصویری از یک زندگی عادی و حلال، با برچسب «فساد اخلاقی» به خورد افکار عمومیِ ملتهب داده شد. اندکی پس از این جنجال رسانهای هدفمند، رستم قاسمی از مسئولیت خود کناره گرفت و مدتی بعد، پیکر رنجور او که سالها با سرطان دستوپنجه نرم میکرد، در میان حزن همرزمانش به خاک سپرده شد. موساد با افتخار، این جنایت خاموش را محصول «بخش عملیات تأثیرگذاری» خود میداند؛ واحدی که در سال ۲۰۲۱، درست در آغاز ریاست داوید بارنیا بر موساد، با مأموریت ضربه زدن به مقامهای ایرانی از طریق جنگ روانی و رسانهای تأسیس شد. اعتراف فرماندهان سابق موساد در این گزارش، ابعاد فاجعهبار و در عین حال فرصتطلبانهٔ این دکترین را عیان میکند. آنها