معاون امور بینالملل «بنیاد سعدی» در گفتوگویی از ناشناخته بودن فعالیتهای این بنیاد برای عموم مردم و وضعیت آموزش زبان فارسی در دنیا سخن میگوید. او با اشاره به اینکه یکی از شبکههای فارسیزبان این بنیاد را پوششی برای کارهای امنیتی خوانده است، میگوید: آنها بحث آموزش زبان فارسی را هدف قرار دادهاند به گزارش همشهری آنلاین، سیدعلی موسویزاده که مدیرکلی ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، قائممقامی انتشارات بینالمللی الهدی، معاونت مرکز مطالعات فرهنگی و بینالمللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وابسته فرهنگی در کشورهای قطر، سوریه و روسیه و رایزنی فرهنگی ایران در کشور عمان را در کارنامه خود دارد، مدتی مدیر انتشارات بینالمللی آزفا در «بنیاد سعدی» بود و از فروردین ۱۴۰۳ در سمت معاونت امور بینالملل این بنیاد فعالیت دارد. او با حضور در ایسنا و در گفتوگویی تفصیلی درباره وضعیت آموزش زبان فارسی در دنیا و چالشهای آن سخن گفت. مشروح گفتوگوی ایسنا با سیدعلی موسویزاده، معاون امور بینالملل بنیاد سعدی، در پی میآید: حدود دو سال است که شما در سمت معاونت امور بینالملل بنیاد سعدی هستید؛ وضعیت آموزش و گسترش زبان فارسی را در کشورهای دیگر چگونه ارزیابی میکنید؟ در ابتدا باید این نکته را بگویم که تقریباً گروههای فرهنگی و ادبی کشورمان با فعالیتهای بنیاد سعدی آشنایی پیدا کردهاند اما در میان عموم مردم تا حدی ناشناخته است که این موضوع در رویدادهایی مانند نمایشگاه کتاب نمود پیدا میکند؛ زمانی که مردم وارد غرفه بنیاد میشوند، اولین سؤالشان این است که کتاب گلستان یا بوستان سعدی را دارید؟ در واقع فکر میکنند «بنیاد سعدی» مؤسسهای در رابطه با سعدیپژوهی و انتشار آثار این شاعر است؛ در حالی که مؤسسه ما مسئولیت آموزش و گسترش زبان فارسی را بر عهده دارد. پیش از تأسیس بنیاد، نهادی که در کشورمان به تنهایی متولی امر آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان و دارای استانداردی واحد برای آموزش زبان فارسی باشد، نداشتیم؛ هرچند کارهایی به صورت پراکنده انجام میشد. پیش از راهاندازی بنیاد سعدی، امر آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان بر عهده وزارت قرهنگ و ارشاد اسلامی بود و پس از تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در سال ۱۳۷۴ به این سازمان منتقل شد. بنیاد سعدی در سال ۱۳۸۹ بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شد و کارش را به صورت جدی از سال ۱۳۹۳ آغاز کرد. با توجه به اینکه رایزنان فرهنگی نمایندگان رسمی بنیاد سعدی هستند، فعالیت ما محدود به جاهایی است که رایزنی فرهنگی داریم؛ البته در حدود ۱۰ کشور رایزنی فرهنگی نداریم اما سفیر در واقع نماینده بنیاد سعدی است و زحمت آموزش زبان فارسی را برعهده دارد. مسائلی چون شرایط اقلیمی کشورهایی که در آنجا نمایندگی داریم، جریانهای سیاسی و اتفاقاتی چون بحثهای ایرانهراسی و جنگهایی که علیه ایران صورت گرفته است در وضعیت آموزش زبان فارسی تأثیر گذاشته و در بررسی وضعیت آموزش زبان فارسی باید به این مسائل توجه کنیم. بعد از جنگهای تحمیلی اخیر، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اقبال به زبان فارسی بیشتر شده است. البته منظورم این نیست که یکدفعه مثلا یک میلیون نفر متقاضی به ۱۰۰ میلیون نفر تبدیل شده باشد؛ بلکه اقبال به فراگیری زبان فارسی برایمان مشهود و ملموس شده است. دلیل این اقبال شاید این باشد که میخواهند اخبار مربوط به ایران را به صورت واقعی گوش کنند. فرهنگی ایران در کشور خارجی میتواند بحث آموزش زبان فارسی باشد. حتی در مقطعی شبکه ایران اینترنشنال که نباید «ایران»اش را بگوییم، جریانی را راه انداخته و گفته بود که بنیاد سعدی پوششی برای کارهای امنیتی است. آنها بحث آموزش زبان فارسی را هدف قرار دادهاند؛ زیرا هرچه کمتر آموزش داده شود به نفعشان است. بالاخره فرهنگ و تمدن ایرانی در زبان فارسی موجود است و آنها میخواهند مانع گسترش آن شوند. در هیچ کشوری همه چیز گل و بلبل نیست؛ ممکن است اتفاقاتی برای گردشگران بیفتد. ما چقدر شنیدهایم که در ترکیه برای فلان گردشگر این اتفاق افتاده و این موضوع چقدر بر گردشگری این کشور تأثیر داشته است؟ ولی مخالفان ایران و تمدن ایرانی حسادت میکنند و دنبال این هستند که ایران را تخریب کنند و یکی از جاهایی که میتوانند این کا را انجام دهند، زبان فارسی است. آنها میترسند اگر زبان فارسی گسترش پیدا کند، ارتباط با ایران بیشتر شود. زبان فارسی فقط برای ایران نیست؛ برای حوزه تمدنی ایران است و این ترس را دارند که با گسترش زبان فارسی، این حوزه تمدنی را منسجم کنیم و به واسطه این موضوع، ایران را بزرگ بشمارند یا بحث اعتقادی را مطرح میکنند که از طریق زبان فارسی به دنبال شیعهگری هستند. اینها موضوعاتی است که بارها مطرح کردهاند. آقای دکتر حدادعادل در روز پاسداشت زبان فارسی در مصاحبهای پیرامون پیام رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در رابطه با موضوع فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی به نکتهای اشاره کردند و مثالی از بنیاد کنفوسیوس چین زدند که میتواند درباره بنیاد سعدی نیز صدق کند. او یادآور شد چند سال پیش آمریکا بدهی زیادی به چین داشت، نزدیک ۱۶ تریلیون دلار، ولی اصلا نگران بدهیاش نبود و معتقد بود باید جلو بنیاد کنفوسیوس را گرفت، زیرا در جهان روی آموزش زبان چینی کار میکند و فرهنگ چینی را رواج میدهد. بنیاد سعدی تقریباً همان وظیفه بنیاد کنفوسیوس را برعهده دارد و مثالی که زدند از این باب بود که زبان را ستون هویتی یک کشور میدانند و بهترین جایی که بخواهند هویت کشور را خدشهدار کنند، این است که زبان آن را از بین ببرند. پس از این حیث، این مشکلات را داریم. با توجه به اینکه چند دوره وابسته و رایزن فرهنگی بودم و از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به بنیاد سعدی رفتم، احساس میکنم امر آموزش زبان فارسی نسبت به سالهایی که متولی آن سازمان فرهنگ بود، به خوبی پیش میرود؛ زیرا پیش از راهاندازی بنیاد سعدی