ایلان ماسک با رؤیای شکست کلاد، xAI را در باتلاق فرار مغزها، تصمیمات مدیریتی متناقض و سرانجام واگذاری توان پردازشی به رقبای قدرتمندتر فرو برد. بهار ۲۰۲۶، وقتی ایلان ماسک، مایکل نیکولز را به مدیریت استارتاپ هوش مصنوعی xAI منصوب کرد، مهمترین مأموریتش را رسیدن به چتبات کلاد شرکت آنتروپیک میدانست. ماسک میخواست هربار که کلاد آپدیت جدیدی دریافت میکند، Grok هم شانهبهشانهاش جلو برود، به این امید که برنامهنویسها و کاربران آنتروپیک برای گپزدن یا پیشبرد پروژههای برنامهنویسیشان سراغ گراک بیایند. خلاصه صوتی خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی رقابت با هوش مصنوعی آنتروپیک بهاندازهای برای ثروتمندترین مرد جهان اهمیت داشت که طبق اسناد بلومبرگ بیزینسویک، نام Claude در بسیاری از پروژهها بهچشم میخورد و حتی چند کانال هم در پیامرسان سازمانی xAI، بهنام این رقیب نامگذاری شده بودند. نیکولز در همان روزهای اول انتصابش در یادداشتی خطاب به کارکنان، «برابری با عملکرد کلاد» را هدف کوتاهمدت شرکت عنوان کرد و افزود همه وظیفه دارند گراک را به کاربردیترین حالت ممکن برسانند؛ اما روی کاغذ همهچیز راحتتر و زیباتر از واقعیت بهنظر میرسید. نیکولز هنوز نمیدانست وارث چه آشفتگی تمامعیاری میشود. تعدیلهای بیصدا؛ تاوان سنگین پیوند با اسپیسایکس ریشهی آشوبهای داخلی xAI به اوایل سال برمیگشت؛ زمانی که ماسک تصمیم گرفت استارتاپش را با اسپیسایکس ادغام کند. ظاهراً ادغام با SpaceX هم منابع مالی لازم را برای xAI تأمین میکرد، هم راه دیگری برای جذب سرمایهگذاران والاستریت بهنام بزرگ اسپیسایکس محسوب میشد، چنانکه نهایتاً نام استارتاپ به SpaceXAI تغییر یافت؛ اما این پیوند، تلفات سنگینی داشت. ادغام xAI با اسپیسایکس بهجای جذب سرمایه، به فرار مغزها و خروج دستهجمعی بنیانگذاران انجامید بهمحض نهاییشدن توافق، دهها نفر از کارمندان کلیدی xAI و حتی همبنیانگذاران قدیمی ماسک، چمدانهایشان را بستند و رفتند. طبق روایت دهها منبع آگاه از درون شرکت؛ عملیات روزانه، تصویر کاملی از هرجومرج را منعکس میکرد. در ماه مارس، اوضاع بهقدری بههم ریخت که برخی تیمها به فکر تعدیل ۳۰درصدی نیروهایشان افتادند؛ زیرا ماسک قصد داشت شرکت را با گروه جدیدی از استعدادها بازسازی کند. اما حتی همین اخراجها هم شکل نرمالی نداشت. گاهی کارمندان از همهجا بیخبر وقتی دسترسیشان به سیستمهای فناوری اطلاعات قطع میشد، تازه میفهمیدند اخراج شدهاند. از طرف دیگر، تأخیرهای کلافهکننده در پرداخت دستمزد پیمانکاران هم مدیران میانی را به دردسر دیگری میانداخت. روند بازسازی شرکت هم که پیش از ریاست نیکولز کلید خورده بود، چندان روان پیش نمیرفت. گاهی اوقات مصاحبه با کارجویان آغاز میشد؛ اما بهدلیل کمبود نیرو در بخش منابع انسانی و ناتوانی در رسیدگی به کارهای اداری، دیگر پاسخی به آنها نمیدادند. برای اینکه درک بهتری از آشفتگی شرکت داشته باشید، تصور کنید پساز ادغام، مدیریت ایکسایآی به کارمندان دستور داد با پرسنل اسپیسایکس تماس نگیرند، رفتار عجیبی که نحوهی اجرای برنامههای دو شرکت را در هالهای از ابهام فروبرد. وقتی رقیب مشتری میشود؛ تغییر مسیر و حواشی تاریک گراک اکنون که چهارماه از آغاز مدیریت نیکولز در xAI میگذرد، نشانههایی از بهبود اوضاع بهچشم میخورد؛ البته خرید استارتاپ هوش مصنوعی کدنویسی کرسر نیز بهتدریج نتایج مثبتش را نشان میدهد؛ چنانکه ۸ جولای، xAI ابزار کدنویسی جدیدی منتشر کرد که بهگفتهی ماسک به آنها کمک میکند فاصلهشان را با آنتروپیک کم کنند. تقویت تیم فروش نیز هرجومرج داخلی xAI را تا حدی آرامتر کرد، ولی استارتاپ هوش مصنوعی ایلان ماسک هنوز از بسیاری جهات از رقبای خود فاصله دارد. کمتر کسی از بینظمی شرکتهای ایلان ماسک تعجب میکند. او استعدادهای تسلا و اسپیس ایکس را با مأموریتهای جذاب و غیرمعمولی مثل سفر به مریخ و ساخت خودروهای الکتریکی جذب میکرد و سپس سریعتر از هر بازیگر دیگری در صنعت، برنامههایش را جلو میبرد؛ ولی xAI به تسلا یا اسپیسایکس شباهتی ندارد، زیرا در حوزهی هوش مصنوعی بازیگر تازهواردی بهحساب میآید و باید عقبماندگیهایش را جبران کند. ناامیدی از فروش سازمانی گراک، xAI را مجبور کرد توان پردازشی خود را به رقیب اصلیاش بفروشد بیایید دوباره کمی به عقب برگردیم. وقتی نیکولز از استارلینک، شرکت اینترنت ماهوارهای ماسک به xAI اسبابکشی کرد، گراک هنوز در بازار جایگاه ویژهای نداشت و بوی وحشت در راهروهای شرکت به مشام میرسید. نیکولز علاوهبر تلاش برای رقابت با کلاد، مأموریت داشت بخش هوش مصنوعی را برای عرضهی اولیهی سهام (IPO) اسپیسایکس آماده کند؛ اما وقتی سراغ گزارش فروش سازمانی گراک رفت و با ارقامی ناچیز مواجه شد، تصمیم گرفت شرکت را بهسمت متفاوتی هدایت کند و بخش قابلتوجهی از توان پردازشی استارتاپ را به آنتروپیک فروخت. برای شرکتی که همیشه خودش را بازیگر کلیدی بازار چتباتها و کدنویسی خودکار معرفی میکرد، چنین تصمیمی واقعاً عجیب بهنظر میرسید. در روزهایی که بازیگران پیشرو هوش مصنوعی برای بهدستآوردن هر ظرفیت پردازشی اضافهای با هم رقابت میکنند؛ xAI با فروش توان پردازشیاش به آنتروپیک بهطور ضمنی اعتراف میکرد که انتظار دارد لااقل برای مدتی، همچنان در صف عقب باقی بماند. البته ساخت دیتاسنتر برای سایر شرکتهای هوش مصنوعی تجارت سودآوری محسوب میشود و از برخی جهات با نقاط قوت ایلان ماسک در زمینهی سختافزار همخوانی دارد؛ ولی مسلماً با اهدافی که مدیریت ایکسایآی ادعایش را داشت، در یک راستا نبود. ایدهی اولیهی xAI به سال ۲۰۱۵ برمیگردد؛ همان زمانی که ماسک در تأسیس OpenAI مشارکت کرد. او میخواست مطمئن شود آیندهی هوش مصنوعی را در انحصار گوگل نمیماند. ماسک بعدها راهش را از اوپنایآی جدا کرد و پروژههای هوش مصنوعیاش را در تسلا و دیگر شر