نگاه تهران به تصمیم حماس حمایتی با تبصره داشتن دقت نظر بر همه تحولات است، تا جایی که حماس از این مرحله به سلامت بیرون آمده و گرفتار تعارض داخلی و خارجی نشود. سرویس سیاست مشرق- در تحولی که میتوان آن را یکی از مهمترین تصمیمات راهبردی حماس در دو دهه اخیر دانست، این جنبش روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، رسماً انحلال «کمیته اضطراری دولتی» را اعلام کرد و با استعفای محمد عبدالخالق الفرا، رئیس موقت کمیته پیگیری دولت، زمینه را برای واگذاری اداره غیرنظامی نوار غزه به «کمیته ملی اداره غزه» به ریاست علی شعث فراهم نمود. این اقدام که در چارچوب تلاشهای گسترده برای اجرای مرحله دوم آتشبس صورت گرفته، در شرایطی انجام میشود که نزدیک به دو سال از امضای توافق آتشبس در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) میگذرد، اما مفاد آن همچنان بهطور کامل اجرا نشده و رژیم صهیونیستی با بهانههای مختلف، از ورود کمیته ملی به غزه و آغاز بازسازی جلوگیری کرده است. پرسش اساسی آن است که این تصمیم راهبردی حماس، یک «نوآوری دیپلماتیک» برای خروج از بنبست سیاسی است یا یک «تله راهبردی» که میتواند به تدریج مقاومت فلسطین را از درون تضعیف کرده و زمینه را برای تحمیل شروط دشمن فراهم آورد؟ در سوی مقابل، رژیم صهیونیستی با وزیر خارجه خود، گیدون سعار ، این اقدام را «فریبی» برای جلوگیری از خلع سلاح توصیف کرده و حماس را به «تکرار مدل حزبالله در لبنان» متهم نموده است؛ مدلی که در آن، یک نهاد غیرنظامی به امور شهری رسیدگی میکند، در حالی که کنترل نظامی در دست گروه مقاومت باقی میماند. این واکنش تند، نشان از آن دارد که تلآویو این اقدام را تهدیدی برای راهبرد خود مبنی بر «ادامه انزوای غزه» و «تداوم بهانهجویی برای عدم اجرای تعهدات» میداند. چارچوب نظری حاکم بر این تحلیل، مبتنی بر «نظریه بازیهای راهبردی» و «مفهوم مدیریت هوشمندانه فشار» است که در آن، یک بازیگر با تغییر ساختار مدیریتی، بدون چشمپوشی از اصول راهبردی خود، میتواند معادلات سیاسی را به نفع خویش تغییر دهد و توپ را به زمین طرف مقابل بیندازد. هدف حماس از انتقال قدرت سیاسی در غزه چیست؟ در این چارچوب، حماس با تفکیک میان «اداره غیرنظامی» و «مقاومت مسلحانه»، در تلاش است تا ضمن کاهش فشار دیپلماتیک و تسهیل بازسازی غزه، از هرگونه بهانهای برای تداوم اشغالگری و محاصره جلوگیری کند. آنچه در بیانیههای رسمی حماس، اظهارات مقامات و گزارشهای خبری ثبت شده، حکایت از «تلاش هوشمندانه برای تغییر میدان بازی سیاسی» دارد. حماس پس از نزدیک به دو دهه کنترل بر نوار غزه (از سال ۲۰۰۷)، روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ رسماً اعلام کرد که «کمیته اضطراری دولتی» را منحل کرده و آمادگی دارد اداره امور غیرنظامی این منطقه را به کمیته ملی اداره غزه واگذار کند. محمد عبدالخالق الفرا، رئیس موقت کمیته پیگیری دولت، رسماً استعفای خود را تقدیم کرده است. بر اساس اعلام دفتر اطلاعرسانی دولت حماس، کلیه کارکنان ساختار اداری موجود در سمتهای خود باقی خواهند ماند تا خدمات عمومی بدون وقفه ادامه یابد و مقدمات قانونی و اداری برای تحویل دستگاه دولتی تکمیل شود. این فرآیند به جناحهای سیاسی، رهبران قبایل، سازمانهای جامعه مدنی و ناظران سازمان ملل ارائه شده است. سخنگوی حماس، حازم قاسم، با اشاره به اینکه این اقدام «برای از میان بردن هرگونه بهانه برای اشغالگری» انجام شده، تأکید کرده است که واگذاری اداره غزه به کمیته تکنوکرات، هرگز به معنای خلع سلاح یا چشمپوشی از آرمان فلسطین نیست. نکته دیگر آن است که «کمیته ملی اداره غزه» (NCAG) یک نهاد انتقالی، تکنوکرات و غیرسیاسی است که در ژانویه ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۴) بر اساس قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل و «طرح جامع دونالد ترامپ برای پایان دادن به مناقشه غزه» تشکیل شده است. ریاست این کمیته بر عهده علی شعث، سیاستمدار فلسطینی و از چهرههای غیرحزبی گذاشته شده است. شعث اصالتاً اهل خانیونس در جنوب نوار غزه است، اما در کرانه باختری ساکن بوده و دکترای مهندسی عمران خود را از دانشگاه کوئینز بلفاست گرفته است. او سابقه فعالیت در تشکیلات خودگردان فلسطین در سمتهای مختلف از جمله معاونت وزیر برنامهریزی را داشته است. کاخ سفید، شعث را «رهبر تکنوکراتی که مورد احترام گسترده است» توصیف کرده که «نظارت بر بازسازی خدمات عمومی، بازسازی نهادهای مدنی و تثبیت زندگی روزمره در غزه» را بر عهده خواهد داشت. شعث در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرده که کمیته ملی «کاملاً آماده است تا به محض فراهم شدن منابع و قابلیتهای لازم، مسئولیتهای ملی خود را بر عهده بگیرد» و «یک مرجع تصمیمگیری واحد، یک قانون واحد با اختیارات مشخص و یک نیروی مسلح واحد که تحت اختیار مرجع تصمیمگیر باشد» را به عنوان پیشنیازهای اساسی این کمیته برشمرده است تصمیم حماس در بستر مذاکرات مرحله دوم آتشبس معنا مییابد؛ مذاکراتی که ماههاست به دلیل اختلافات اساسی بر سر ترتیبات امنیتی و مخالفت رژیم صهیونیستی با استقرار کمیته ملی در غزه، با بنبست مواجه شده است. جناحهای فلسطینی از این اقدام حماس استقبال کرده و آن را نشانه تعهد به پیشبرد آشتی فلسطینی دانستهاند. در سوی مقابل نتانیاهو نیز بر «حفظ کنترل امنیتی بر بخشهای بزرگ غزه» و «خلع سلاح کامل» به عنوان پیششرط هرگونه توافق پایدار تأکید کرده است. چرا حماس روی لبه تیغ تصمیم گرفت؟ چرا حماس پس از نزدیک به دو دهه حکومت بر غزه، ناگهان تصمیم به واگذاری اداره غیرنظامی میگیرد؟ و این اقدام، چه پیامدهایی بر موازنه قدرت در فلسطین و جایگاه محور مقاومت به همراه خواهد داشت؟ پاسخ را باید در ترکیبی از «فشار دیپلماتیک و انسانی»، «مدیریت هوشمندانه فشار» و «تغییر میدان بازی سیاسی» جستجو کرد. حماس با این اقدام، عملاً تلآویو را در موقعیتی قرار میدهد که یا باید با ورود کمیته ملی موافقت کرده و گامهای بعدی طرح صلح را عملیاتی کند، یا مانعتراشیاش در مسیر اداره غیرنظامی غزه برای جهانیان آشکار