مهدی مهدویکیا، هافبک تیم ملی در روزهای درخشان فوتبال ایران بود که هم در جام جهانی درخشید و هم آخرین باری که ایران در جام ملتهای آسیا روی سکو رفت، یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی بود. در جام جهانی ۱۹۹۸ وقتی که فقط ۲۱ سال داشت، روی پاس علی دایی فراری را به سمت دروازه آمریکا داشت و گلی را به ثمر رساند که از خاطرهها پاک نمیشود. به گزارش سرویس ورزشی تابناک، سالروز تولد ۴۹ سالگی مهدی مهدویکیا، بار دیگر یادآوری کرد که فوتبال ایران چه بزرگانی داشته و هنوز نام آنها فوتبال ایران را در جهان معرفی میکند. بازیکنی که از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۱۰ در سطح اول فوتبال دنیا بازی کرد و ۱۲ سال در بوندسلیگا عضویت داشت و هم اکنون نیز جزو اسطورههای فیفا محسوب میشود که در مراسمهای مختلف از جمله افتتاحیه جام جهانی به عنوان میهمان ویژه فیفا دعوت میشود. هافبک تیم ملی در عرصه ملی و باشگاهی، روزهای درخشان زیادی داشته؛ او آنقدر درخشان بود که در تیم منتخب قرن هامبورگ قرار گرفت و سال ۲۰۰۳ به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد. دوم مرداد و تولد ۴۹ سالگی مهدی که از راه رسید، باشگاه هامبورگ با یکی از گلهای درخشان او در بازی مقابل ماینز اسطوره فوتبال ایران را یاد کرد و تولدش را تبریک گفت. باشگاه پرسپولیس هم به عنوان تیمی که شروع درخشان مهدویکیا از آنجا رقم خورد و آخرین باشگاه او پیش از خداحافظی رسمی از فوتبال بود، روزهای درخشان دیگری را از کاپیتان سابق خود یادآوری کرد. مهدویکیا جزو معدود بازیکنان فوتبال ایران بود که در سطح اروپا درخشید. سالها تداوم در سطح نخست فوتبال اروپا کار هرکسی نبود و خیلیها از هم نسلان او و حتی بعد از او، نتوانستند همانند او تداوم داشته باشند. حتی ستارههای همین نسل فعلی از جمله مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش و سردار آزمون روزهای کوتاهی را در ۵ لیگ معتبر فوتبال اروپا سپری کردند و دوباره به سطح ۲ یا ۳ فوتبال اروپا یا امارات رفتند. با این حال هیچ وقت کسی از بازیکنانی چون مهدی، تکبر ندید و بازیکنانی نظیر او همیشه با فروتنی رفتار کردند و میکنند. کاپیتان سابق تیم ملی، باشگاه پرسپولیس و هامبورگ آلمان، در جام جهانی ۱۹۹۸ وقتی که فقط ۲۱ سال داشت، روی پاس علی دایی فراری را به سمت دروازه آمریکا داشت و گلی را به ثمر رساند که از خاطرهها پاک نمیشود. علاوه بر این او روزهای درخشان دیگری هم در تیم ملی داشته؛ از گلی که به چین از فاصله ۴۰ متری زد تا درخشش در جام ملتهای ۲۰۰۴ چین. او عضو یکی از بهترین نسلهای فوتبال ایران بود که برای آخرین بار تیم ملی را روی سکوی جام ملتها بردند و ایران به مقام سومی رسید. مهدی بازیکن بزرگی بود و بسیاری معتقدند که او مربی بزرگی هم میشود. هرچند دیگر از سن جوانی عبور کرده و در آستانه ۵۰ سالگی قرار دارد، اما هنوز فرصت تبدیل شدنش به یک مربی بزرگ به پایان نرسیده و فرصت باقیست. با این حال نباید فراموش کرد که با مهدویکیا هم بد کردند؛ او را از فوتبال ایران طرد کردند تا یکی از بهترینهای تاریخ فوتبال کشور از ایران دور شود و سرگرم تیمهای پایه هامبورگ و آکادمی فوتبال خودش بشود. روزی که مهدویکیا به عنوان سرمربی تیم ملی زیر ۲۳ سال انتخاب شد، او مسیری را آغاز کرد که بتواند طلسم نرفتن به المپیک را بشکند. برخلاف بسیاری از مربیان گذشته، مهدی به جای نتیجهگرایی به فکر ساختن بود و به همین دلیل در اولین تورنمنت به جای بازیکنان ۲۳ سال از بازیکنان زیر ۲۱ سال استفاده کرد و با معضلات و مشکلات زیادی هم مواجه شد، اما مسیر او میتوانست به روزهای خوبی برسد که اجازه ندادند. مهدی نه فقط حالا که همیشه مورد توجه فوتبال جهان بوده؛ او همزمان که سرمربی تیم ملی زیر ۲۳ سال بود، به دعوت فیفا در یک مسابقه فرمالیته اسطورههای فوتبال جهان در قطر شرکت کرد که لباس دو تیم با کنار هم قرار گرفتن پرچم ۲۱۱ عضو فیفا طراحی شده بود. مشخصاً عدهای پروژه داشتند تا مهدویکیا را تخریب کنند که گفتند و نوشتند که او لباسی را به تن کرده که پرچم جعلی اسرائیل روی آن وجود دارد، در حالی که این شیوه پرداختن به ماجرا، یک شیطنت بزرگ رسانهای بود که آغاز کنندگان آن هم با آگاهی این پروژه را آغاز کردند تا مهدویکیا را از سرمربیگری تیم ملی زیر ۲۳ سال خلع کنند. تمامی حواشی در حالی بود که حالا مهدویکیا با اعتقاد شخصی یا ملی و میهنی خود یا به دلیل حساسیتهای موجود نسبت به رژیم صیهونیستی، هر جایی که دوربینی بود یا تصویری از او به ثبت رسید، تلاش کرد تا نقش این پرچم روی لباس او مشخص نشود. حتی تصاویری موجود است که مهدویکیا با آگاهی کامل دستش را روی قسمتی از لباس خود میگذارد که پرچم اسرائیل نقش بسته، اما پروژه بگیرها این اتفاق را هم سانسور کردند تا به هدف خود برسند و در نهایت هم مهدویکیا را به دلیل همین حواشی از تیم ملی زیر ۲۳ سال کنار گذاشتند، رضا عنایتی جایگزین او شد و بار دیگر یک ناکامی در رسیدن به المپیک ثبت شد. در روزهایی که میبینیم یک گعده همیشه ثابت در تیمهای لیگ برتری نیمکت میگیرند و با هر نتیجه افتضاحی از چرخه سرمربیان لیگ برتری کنار نمیروند، مربیان با سوادی چون مهدی مهدویکیا و وحید هاشمیان که مدرک پرولایسنس اروپا را از فوتبال آلمان دریافت کردهاند، کنار گذاشته میشوند. یکی با توطئه و جنجال و دیگری هنوز به نیمه راه نرسیده، روی او برچسب مربی ناکام میزنند تا به خانه برگردد. اینها نشان میدهد که تخصص در فوتبال ایران چه جایگاهی دارد و فوتبال ملی و باشگاهی در چه مسیری قدم برمیدارد. خوب یا بد، این فوتبال ایران است که بازهم به دانش و تجربه بازیکنانی چون مهدی مهدویکیا نیاز دارد. او قرار نیست اگر در فوتبال ایران شغلی به دست نیاورد بیکار بماند، چون هنوز هم تیمهای پایه باشگاه هامبورگ جایگاه دارد و باشگاهی در امارات هم فصل گذشته او را برای سرمربیگری برگزید. مهدویکیا به دور از هیاهو نقش خود را در فوتبال ایفا میکند، در حالی که از فوتبال ایران طرد شده. بازیکنی