در میان بیابانهای عراق و سوریه، جایی که سالها صدای جنگ جای صدای حرکت نفت را گرفته بود، یک نام قدیمی دوباره زنده شده است؛ کرکوک–بانیاس. خبرآنلاین- زهره نوروزپور: «در صبحی سرد در دهه ۱۹۳۰، نخستین قطرههای نفت کرکوک راهی سفری شدند که بعدها سرنوشت بخشی از خاورمیانه را تغییر دهند. نفت از دل زمینهای شمال عراق بیرون میآمد، هزاران کیلومتر حرکت میکرد، از سوریه عبور میکرد و سرانجام در بندر بانیاس به دریای مدیترانه میرسید؛ جایی که نفتکشها منتظر بودند تا انرژی عراق را به اروپا برسانند. جدود یک قرن پیش کسی تصور نمیکرد این مسیر روزی خاموش شود و دههها بعد، دوباره نام آن در اتاقهای فکر واشنگتن، بغداد، مسکو و پکن شنیده شود. آنهم در پسلرزههای تجاوز نظامی ویرانگر علیه ایران. آیا واقعا پیشبینی شده بود؟ آن روزی که دانشاموزان سوری اولین جرقه اعتراضات را با دیوار نویسی در سال ۲۰۱۱ در سوریه زدند. آن روزی که کسی هنوز نمیدانست یکی از انگیزههای تحریککنندگان اعتراضات در این کشور یک خط لوله گاز بود. خطی که قرار بود از قطر به ترکیه و از ترکیه به سوریه برود و راهی اروپا شود. مسیری که برای روسیه و ایران یک خطر بزرگ به حساب میآمد. منازعاتی که آغاز شد بر جنگ های دردناک از خاورمیانه تا اوکراینی که درگیر این خط لوله فولادی شد. خطی که منافع ایران را نیز در خطر قرار میداد به این معنی که مسیر ایران را نیز به مدیترانه قطع می کرد. منافع روسیه را تهدید میکرد چون اروپا فقط باید از روسیه گاز تامین میکرد. چین را در تردید قرار میداد چون آن هم راه مدیترانه را از دست میداد. این خط لوله نیاز داشت کسی مثل بشار اسد در سوریه حاکم نباشد. کسی باشد که با ایجاد هرج و مرج و بی قانونی بتوان هر ایدهای را عملی کرد. بنابراین سیاستمداران و بازیگران در منطقه استراتژی بزرگ «صبر» را پیشه کردند. صبری که امروز لبریز شد و پردهها کنار رفت و مشخص شد که بازهم داستان بر سر این لوله های کوچک زیر خاک است که باید زندگیهای روی خاک را ویران کند تا به اروپای خوشگل سبز برسد! بله بازهم خط لولهها و باز هم ترکیه، بازهم قطر، بازهم عراق، بازهم چین. خط لولهای که زمانی نفت شمال عراق را از قلب سوریه به ساحل مدیترانه میرساند، امروز دیگر فقط یک خاطره از عصر طلایی نفت نیست. نام آن دوباره در محافل سیاسی بغداد، دمشق، تهران، واشنگتن، مسکو و پکن شنیده میشود؛ نه به این دلیل که چند کیلومتر لوله فولادی میتواند بهتنهایی نقشه منطقه را تغییر دهد، بلکه به این دلیل که پشت این مسیر قدیمی، پرسشی بزرگتر پنهان شده است: خاورمیانه آینده از کدام مسیر عبور خواهد کرد؟ در قرن گذشته، قدرتها برای چاههای نفت رقابت میکردند؛ برای اینکه چه کسی منابع زیرزمینی منطقه را در اختیار داشته باشد. اما امروز معادله تغییر کرده است. نفت همچنان مهم است، اما مسیر رسیدن نفت به بازار، مسیر عبور کالا، راهآهنی که آسیا را به اروپا وصل میکند و بندری که یک کشور را به تجارت جهانی پیوند میدهد، به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. اهمیتی به وسعت جنگ ایران که ممکن از مرزها ایران هم فراتر برود. به همین دلیل، داستان کرکوک–بانیاس دیگر فقط داستان یک خط لوله نیست. سوالات زیادی در مورد زنده شدن مجدد این خط لوله وجود دارد: الزیدی دقیقا در آمریکا چه کرده است؟ و چه توافقی با سوریه داشته است؟ و چرا برای ما مهم است؟ این گزارش به شما میگوید که چرا تنف مهم است؟ چرا این قرارداد مهم است؟ و چرا کرکوک؟ و چرا باید نگران اقدامات احمد الشرع باشیم؟ و چراهای بسیار که شاید بفهمیم که آینده خاورمیانه نه تنها در تنگه هرمز بلکه در آنسوی مررزهای ما شاید التنف ترسیم شده باشد شاید اگر فراتر برویم نقطهای باشد بر آغاز جنگی وسیعتر و فراگیرتر. سوریه حالا داستان کشوری است که میخواهد از یک صادرکننده نفت به یک چهارراه منطقهای تبدیل شود. داستان سوریهای است که آیندهاش میان بازسازی، رقابت قدرتها و تغییر موازنههای امنیتی معلق مانده است. از سویی دیگر داستان ایران است که میان هرمز و کریدورهای زمینی باید تصمیم بگیرد چگونه از جغرافیای خود قدرت خود را حفظ کند. و در مقابل ، داستان آمریکا، چین و روسیه است که هر یک میخواهند در نقشه جدید اتصال خاورمیانه، جایگاه خود را حفظ کنند. در این میان نقش ترکیه، مصر، عراق، قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس نیز دخیل هستند. نفتی که از کرکوک به سوی دریا رفت برای فهم اهمیت امروز کرکوک–بانیاس، باید به گذشته بازگشت؛ به زمانی که نفت عراق تازه داشت جایگاه خود را در اقتصاد جهانی پیدا میکرد. دهه ۱۹۲۰ بود. در شمال عراق، در اطراف کرکوک، زمینهایی قرار داشت که بعدها به یکی از مهمترین میدانهای نفتی جهان تبدیل شدند. آن زمان، هنوز بسیاری از بازیگران منطقه نمیدانستند نفت قرار است چه نقشی در قرن آینده بازی کند؛ اما شرکتهای بزرگ نفتی خیلی زود فهمیده بودند که مسئله فقط پیدا کردن نفت نیست. مسئله اصلی این بود: چگونه نفت را از قلب خاورمیانه به بازارهای جهان رساند؟ همین پرسش باعث شد نخستین خطوط انتقال نفت عراق شکل بگیرد. در آن دوران، عراق تحت نفوذ بریتانیا بود و شرکت «عراق پترولیوم کمپانی» که مجموعهای از منافع بریتانیایی، فرانسوی، آمریکایی و هلندی را نمایندگی میکرد، توسعه صنعت نفت عراق را در دست داشت. دو مسیر برای صادرات طراحی شد: یکی به سمت حیفا در ساحل مدیترانه؛ و دیگری به سمت بانیاس در سوریه. اما تاریخ، مسیر نخست را خیلی زود تغییر داد. با اشغال فلسطین از سوی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و تحولات سیاسی پس از آن، مسیر حیفا برای عراق از میان رفت و بانیاس به مهمترین پنجره عراق به مدیترانه تبدیل شد. برای سالها، نفت کرکوک سفری طولانی را آغاز میکرد؛ از خاک عراق عبور میکرد، وارد سوریه میشد و در نهایت به بندر بانیاس میرسید؛ جایی که نفتکشها در انتظار بارگیری بودند تا انرژی عراق را به بازارهای اروپایی برسانند. آن روزها، بانیاس فقط یک بندر