سجاد عابدی، کارشناس مسائل بین الملل به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر شناسایی اهداف نظامی، تحلیل دادههای اطلاعاتی و جنگ روایتها تا نقش آن در دیپلماسی عمومی، قدرت نرم کشورها و رقابت راهبردی آمریکا و چین و چالشهای حقوقی و اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در میدان نبرد پرداخته است. محمد عارف معزی: هوش مصنوعی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت در عرصه نظامی، امنیتی و بینالمللی تبدیل شده است. ارتشهای بزرگ جهان با تکیه بر سامانههای هوشمند، تحلیل دادههای اطلاعاتی، تصاویر ماهوارهای و شناسایی اهداف، سرعت و دقت تصمیمگیری را افزایش دادهاند. در کنار میدان نبرد، هوش مصنوعی به ابزاری مؤثر در جنگ روایتها، دیپلماسی عمومی و افزایش قدرت نرم کشورها نیز بدل شده است. با این حال، وابستگی فزاینده به الگوریتمها نگرانیهایی درباره خطاهای محاسباتی، آسیب به غیرنظامیان و خلأهای حقوقی و اخلاقی ایجاد کرده است. کارشناسان معتقدند رقابت آمریکا و چین در حوزه هوش مصنوعی میتواند موازنه قدرت جهانی و نظم بینالملل را دگرگون کند. در این میان، مهمترین فرصت برای کشورها بهرهگیری از هوش مصنوعی در تقویت زیرساختهای امنیتی، نظامی و دیپلماتیک است و مهمترین تهدید نیز احتمال شکلگیری سامانههای خودمختار و نبود چارچوبهای حقوقی مؤثر برای کنترل آنها به شمار میرود. به همین منظور سجاد عابدی، کارشناس مسائل بینالملل مهمان ما در کافه خبر خبرآنلاین شد تا در گفتگویی صمیمانه اما تحلیلی و تأمل برانگیز به بررسی نقش فزاینده هوش مصنوعی در جنگهای مدرن، تحولات امنیتی و آینده نظم بینالملل بپردازد. در این گفتوگو از تأثیر هوش مصنوعی بر شناسایی اهداف نظامی، تحلیل دادههای اطلاعاتی و جنگ روایتها تا نقش آن در دیپلماسی عمومی، قدرت نرم کشورها و رقابت راهبردی آمریکا و چین سخن گفته شد. همچنین چالشهای حقوقی و اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در میدان نبرد، احتمال افزایش خطاهای محاسباتی و جنایات جنگی، آینده تصمیمسازی دولتها با اتکا به سامانههای هوشمند و مهمترین فرصتها و تهدیدهای این فناوری برای آینده جنگها و روابط بینالملل مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در ادامه مشروح گفتوگوی سجاد عابدی را در خبرگزاری خبرآنلاین میخوانید؛ قدرتمندترین شرکتهای هوش مصنوعی دنیا، بیسروصدا در حال تغییر معادلات جنگ هستند *** در ماههای اخیر قراردادها و همکاریهای پنتاگون با شرکتهای بزرگی مانند پلنتیر و پرپلکسیتی مورد توجه قرار گرفته است. هوش مصنوعی امروز دقیقاً چه نقشی در جنگهای مدرن ایفا میکند و چرا ارتشهای بزرگ تا این اندازه به آن وابسته شدهاند؟ ببینید، یکی از شرکتهای خاموش و تأثیرگذار که اکنون در جهان واقعاً مورد توجه و بررسی قرار گرفته، شرکت «پلنتیر» آمریکاست که به نظر میرسد به سمتی حرکت میکند که ماهیت آن شبیه NSA، یعنی آژانس امنیت ملی آمریکا، شود. مهمترین نکتهای که درباره شرکت پلنتیر میتوان مطرح کرد و به نظر من این شرکت را به الگوریتم اصلی هوش مصنوعی در ساختار امنیتی و دفاعی آمریکا تبدیل کرده، این است که هوش مصنوعی به سمتی در حال حرکت است که آینده عصر انسان، حریم خصوصی و حتی ساختارهای دموکراتیک را در فضای بینالملل تحت تأثیر قرار خواهد داداین شرکت داستان پیچیدهای دارد. از روز تأسیس خود در سال ۲۰۰۳ توسط یکی از بنیانگذاران شرکت پیپال، یکی از اصلیترین و نخستین مشتریان بزرگ آن، سازمان سیا بود. این شرکت پس از تأسیس، با همکاری بازوی اقتصادی سیا حدود یک و نیم میلیون دلار بودجه دریافت کرد تا نخستین پروژه خود با نام «گاتهام» را راهاندازی کند. پروژه گاتهام، پروژهای بسیار پیچیده بود که با حجم عظیمی از دادههای ساختاریافته و غیرساختاریافته، از جمله اسناد، تصاویر ماهوارهای، دادههای پهپادها، هواپیماهای جاسوسی و اطلاعات جمعآوریشده در سطح زمین، فعالیت خود را آغاز کرد و تقریباً میتوان گفت به بازوی تحلیل اطلاعاتی سازمان سیا تبدیل شد؛ بهویژه در بسیاری از موضوعات، از جمله جنگهای نظامی. نکته جالب درباره این شرکت آن است که بهتدریج به جایگاهی رسید که گویی هیچ چیز برای آن پنهان نیست. برای توضیح این موضوع میتوان به سال ۲۰۲۳ اشاره کرد؛ زمانی که هالیوود فیلمی با عنوان Heart of Stone ساخت. در این فیلم، تقریباً میتوان گفت از پروژه گاتهام رونمایی شد. در آنجا هیچ چیز پنهان نبود؛ مسیرها، استراتژیها، تماسهای تلفنی و تقریباً همه چیز در دسترس قرار داشت. اما پروژه گاتهام پایان کار نبود. این شرکت به سمتی حرکت کرد که تنها به حوزههای نظامی و امنیتی محدود نشود. در ادامه، پروژه دیگری با نام «فاندری» طراحی کرد و با شرکتهای خصوصی و تجاری فعال در حوزه اطلاعات و امنیت قرارداد بست. در واقع، ترکیبی از دولت و بخش خصوصی شکل گرفت. اگر وظیفه گاتهام جمعآوری دادهها و انجام بخشی از تحلیلها بود، پروژه فاندری در بخش خصوصی امکان دسترسی به این اطلاعات را فراهم میکرد و آنها را با دادههای دیگر تطبیق میداد و تحلیلهای مختلفی، از جمله تحلیلهای اقتصادی و روندهای بازارهای بورس جهانی، ارائه میکرد. اما در ژانویه ۲۰۲۵، این شرکت قراردادی با پنتاگون امضا کرد که «پروژه ماون» نام داشت. ما آثار این پروژه را در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۳۹ روزه بهخوبی مشاهده کردیم. هوش مصنوعی، ماشین جنگی جدید ارتش آمریکا پروژه ماون، پروژهای بود که سه شرکت در پشت آن قرار داشتند. یکی پلنتیر، دیگری متا و سومی شرکت اوپنایآی. این نام برگرفته از «سنگهای بینا» در رمان ارباب حلقهها بود؛ سنگهایی کروی که گفته میشد امکان مشاهده آینده را فراهم میکنند. ترکیب این سه شرکت، گروهی را با عنوان «Task Force ۲۰۱» تشکیل داد و حتی یک گروهبان آمریکایی نیز به عنوان مسئول آن منصوب شد. این ساختار جدید عملاً به نوعی ماشین جنگی آمریکا تبدیل شد. در این پروژه، تقریباً تمامی دادهها و کلاندادههای موجود در سطح جهان تجمیع شد. وظیفه آن تحلیل اطلاعا