هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند. حالا وقت این حرف ها نیست روزنامه جوان نوشت: گفتوگوی آقای عباس عراقچی با یک مستندساز از آن دست کارهایی است که کاش انجام نمیشد و هرگز در آینده هم انجام نشود. این گونه گفتوگوها در دل جنگ فقط دشمن را آگاه میکند و البته با این نوع گفتوگوها، جسور! دنیا بسیاری از ناگفتههای امنیتی را فقط سه دهه بعد منتشر میکند و برخی را هرگز! در این مستند، استدلالها ضعیف و موارد اختلافانگیز آن فراوان است. تظاهر مصاحبهگر به دانستن برخی چیزها و پرسشهایی که برای افشاگری بیشتر میکند، تأسفآور است. پاسخهای آقای عراقچی نیز کموبیش. چطور ممکن است یک دیپلمات که در مواقع عادی سخنانش آنقدر دیپلماتیک است که آن را به سختی میتوان به موضعی شفاف و صریح تفسیر کرد (و باید هم چنین باشد) ناگهان سفرهی دلش را مثل یک راوی داستانهای مگو برای یک مستندساز باز کند! چرا باید ایشان بگوید خوب است که ما (من و توی مصاحبهگر) تصمیمگیرنده شروع یا پایان جنگ نیستیم؟! هر ایرانی حتی اگر مسئول و نظامی نباشد، خودش را باید در این تصمیمها شریک بداند، نه اینکه اینچنین گفته شود، آنهم با خنده که نشان میدهد بیشتر یک لفاظی است تا یک حرف راهبردی. چرا استدلال میشود که اگر فلان زمان آتشبس را پذیرفته بودیم، فلان اشخاص و برخی صنایعمان سالم مانده بودند؟! با این استدلال اگر همان روز اول که پیام تسلیم به ما دادند، آتشبس را میپذیرفتیم، شهدا و خسارتها کمتر هم میشد! زیرا بسیار گفته شد که امریکا از همان هفتهیاول پیام آتشبس فرستاد. چرا این همه آدرسدهی که ما کجا بودیم و باقی افراد مهم کجا بودند و در جلسات شعام بر سر چه بحث میکردیم؟! کم مانده بود حتی گفته شود که چه تصمیماتی هم گرفتهایم! برخی اظهارات نیز اگر حس حقارت به ایرانیان ندهد، شکوهی برنمیانگیزد. نکنید دوستان! مصاحبه نکنید. مستند نسازید. از نمایندگان مجلس که دائم در حال سخنپراکنیاند تا مجریان تلویزیون که بدتر از همه. این فقط شما نیستید که برخی اخبار مهم و محرمانه را میدانید ولی فقط شما هستید که طمع انتشار آن را دارید! ***** سرنوشت ناتو در دست ایران! در حالیکه دبیر کل ناتو در اجلاس ترکیه تلاش کرد روابط این سازمان با آمریکا را پس از جنگ ۴۰ روزه اصلاح کند، همچنان مهمترین مسئله نوع رفتار ناتو در قبال ایران است که شرایط پیشرو را در حالت مبهم نگه داشته است. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که در دوران جنگ سرد برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، در طول هفتاد و پنج سال حیات خود همواره دستخوش تحولات و چالشهای متعددی بوده است. با این حال، اجلاس ۲۰۲۶ آنکارا (۸-۷ ژوئیه / ۱۷-۱۸ تیر ۱۴۰۵) در شرایطی برگزار شد که اختلافات اعضای این سازمان در حوزههای گوناگون، بیش از هر زمان دیگری نمودار شده است. سایه سنگین جنگ ایران و آمریکا و تداوم جنگ روسیه و اوکراین، عملکرد ناتو را با توجه به سیاستهای خودخواهانه دونالد ترامپ به شدت تحتالشعاع قرار داده است. پرسش بنیادین این یادداشت آن است که آیا ناتو در اجلاس آنکارا توانسته به یک «تحول راهبردی» دست یابد یا صرفاً درگیر «مدیریت بحران» بوده است؟ و سیاستهای ترامپ و نقشآفرینی ترکیه چه تأثیری بر آینده این اتحاد خواهد داشت؟... آینده ناتو به شدت به نتایج جنگ اوکراین، سیاستهای ترامپ در قبال روسیه و اروپا، وضعیت اقتصاد جهانی و تحولات ایران در منطقه بستگی دارد، این موضوع یعنی آینده ناتو به رفتار ایران بستگی دارد، کلید ناتو در تهران است، باز کردن و بستن قفلهای آن به هوشمندی و ظرافت ویژه در جنگ و دیپلماسی بستگی دارد. صدای زندگی بلندتر از صدای انفجارهاست قدس نوشت: در روزهای جنگ، مردم جنوب فقط با خطر حمله روبهرو نیستند، آنها همزمان باید گرمای سنگین، کمبود آب، اختلال در برق، دشواری رفت و آمد و نگرانی از آینده را هم تحمل کنند اما زندگی متوقف نشده است. در کوچههای بندرعباس، قایقها هنوز کنار خانهها هستند، صیادان هنوز به لنجهایشان سر میزنند و به دریا نگاه میکنند، در بیمارستانها، پزشکان هنوز بر بالین بیماران ایستادهاند، امدادگران هنوز در جادههای آسیبدیده کار میکنند، نیروهای راهداری هنوز به دنبال مسیرهای جایگزیناند، خانوادهها هنوز برای کودکانشان غذا آماده میکنند و مادران هنوز کنار تخت فرزندانشان بیدار میمانند. در خانههایی که برق رفته، مردم با پنکههای دستی و هر وسیلهای که دارند، گرما را تحمل میکنند، در روستاهایی که آب قطع شده، چشمها به تانکرها و وعده بازگشت آب است، در جادههایی که پلهایشان آسیب دیده مردم به دنبال مسیر دیگری برای رسیدن به مقصدند. جنگ آمده است تا زندگی را متوقف کند؛ اما زندگی حتی در سختترین روزها راهی برای ادامه پیدا میکند. شاید صدای انفجار بلند باشد، اما صدای مادری که کنار تخت فرزندش دعا میخواند، صدای امدادگری که در تاریکی به سمت محل حادثه میرود، صدای صیادی که هنوز قایقش را تعمیر میکند و صدای مردمی که خانههای آسیبدیدهشان را دوباره سرپا میکنند، بلندتر است. در جنوب، جنگ به دریا، جاده، بیمارستان، خانه و سفره مردم رسیده و در سرزمینی که سالها با گرما، خشکسالی، طوفان و جنگ زندگی کرده است، مردم همچنان چراغ خانه و امید را در دلشان زنده نگه داشته و پای حراست از میهن اسلامی ایستادهاند تا آنجا که صدای زندگیشان از جنگ بلندتر است. **** خطر اجماع علیه ایران غلامرضا كريمي کارشناس روابط بین الملل به روزنامه اعتماد گفته است: اتحاديه اروپا و شوراي همكاري خليجفارس در يك بيانيه مشترك، هرگونه ادعاي حاكميت يا كنترل يك كشور بر تنگه هرمز را غيرقانوني اعلام كرده و خواستار تردد آزاد و بدون قيد