تهیهکننده فیلم سفیر از توجهی که سیدالشهدا به ساخت فیلم داشت گفت و البته به مدیران فرهنگی دهه ۶۰ نقد جدی کرد. به گزارش همشهری آنلاین، حسن جلایر اولین تهیهکنندهای است که در تاریخ سینمای ایران فیلمی با محوریت عاشورا و نهضت امام حسین علیه السلام ساخته است. فیلمی با بازی فرامرز قریبیان و به کارگردانی فریبرز صالح که در سال ۱۳۶۲ روی پرده رفت و مورد استقبال و توجه مخاطبین قرار گرفت. او در سالهای اخیر کمتر در فضای سینما و رسانه دیده شده است و خیلی کم در مصاحبهها حضور پیدا کرده است. از این رو و با توجه به ایام محرم و صفر، به گفتگوی با او پرداختیم. آنچه که اهمیت دارد این است که چرا در سالهای اخیر کمتر فیلم با موضوع عاشورا و امام حسین (ع) ساخته شده است. نقش مدیران و ارگانهای سینمایی چیست؟ آنچه که جالب است اینکه جلایر خود در ابتدای مسیر ساخت فیلم سفیر از مدیران وقت فرهنگی وقت صداوسیما ضربه خورد و جمله معروفی گفت که «به من گفتند زود است برای امام حسین فیلم بسازیم!». همین نشان میدهد که با فردی صحبت میکنیم که باوجود این بیمهری اما توانست فیلمی عظیم در زمان خود و با وجود محدودیتهای فراوان بسازد که نشان از استقامت و البته دیدگاه ویژهای درباره تولید فیلم با موضوع امام حسین باشد. شما در صحبتهای اخیرتان نکتهای را مطرح کردید که برای من خیلی تعجبآور بود. گفتید زمانی که ساخت فیلم «سفیر» را آغاز کردید، به شما گفتند که هنوز برای ساخت فیلم درباره امام حسین(ع) و واقعه عاشورا خیلی زود است. این موضوع برایم عجیب بود؛ چون آن مقطع، اوایل انقلاب اسلامی بود. اگر در یک انقلاب دیگر چنین حرفی زده میشد، شاید قابل درک بود، اما اینکه در ابتدای انقلاب اسلامی چنین دیدگاهی وجود داشته باشد، برایم سؤالبرانگیز است. میخواهم بدانم نگاه مدیران فرهنگی آن دوره چگونه بود و چرا فیلم «سفیر» به جای اینکه از دولت کمک بگیرد، ناچار شد از سپاه کمک بگیرد؟ آن دوستانی که در دهه ۶۰ مسئولیتهای فرهنگی داشتند، دو مشکل اساسی داشتند. یکی اینکه اساساً آشنایی عمیقی با اسلام نداشتند. تعارفی هم ندارم؛ هر کسی که آن دوران مسئول بوده و امروز هم در قید حیات است، اگر ادعای دیگری دارد، حاضرم با او درباره این موضوع گفتوگو کنم. مشکل دوم این بود که از مسائل فرهنگی نیز شناخت درستی نداشتند. نگاهشان، متأسفانه، نگاهی غربگرایانه بود. البته تا حدی هم حق داشتند؛ زیرا سینما و تلویزیون از غرب آمده بود. رمان، داستان کوتاه و بسیاری از قالبهای هنری که با آنها سروکار داشتیم، در شکل امروزیشان از غرب وارد شده بودند. البته اصل روایت و داستانگویی متعلق به ما و فرهنگهای کهن است، اما آنها این قالبها را توسعه دادند و کاربردی کردند. طبیعی است انسانی که با چنین فضایی تربیت شده باشد، همان نگاه را نیز با خود حمل میکند. اگر بخواهید هر انسانی را بشناسید، باید ببینید چگونه تربیت شده است. متأسفانه تربیت فرهنگی ما بیشتر غربی بود تا شرقی. این افراد، نه شناخت درستی از اسلام داشتند، نه از فرهنگ اسلامی و نه از اسطورههای اسلامی. در نتیجه، با همان نگاه غربگرایانه وارد عرصه مدیریت فرهنگی شدند. این اتفاق هم حاصل برخی سهلانگاریها بود. سیل را در نظر بگیرید؛ آب چیز خوبی است، اما وقتی به صورت سیل درمیآید، ویرانی به بار میآورد. وقتی افراد ناآگاه و بیاطلاع، بر اثر این سهلانگاریها وارد عرصه فرهنگ میشوند، طبیعی است همان فرهنگی را که خودشان با آن رشد کردهاند، ترویج میکنند. نتیجه چنین نگاهی این میشود که گفتند: «الان برای پرداختن به اسلام و عاشورا زود است.» آیا برای ساخت فیلم به فارابی یا دولت مراجعه کرده بودید تا از آنها حمایت بگیرید؟ اصلاً نیازی به این کار نبود؛ چون آن زمان من مدیر طرح و برنامه تلویزیون بودم. آن موقع فقط دو شبکه تلویزیونی داشتیم و قرار بود خود تلویزیون این کار را انجام دهد. اصلاً در آن زمان وزارت ارشاد به شکل فعلی وجود نداشت. سال ۱۳۶۱ بود و آن مجموعه هنوز بیش از یک ویرانه نبود. فکر میکنم بنیاد سینمایی فارابی هم هنوز تشکیل نشده بود، هرچند احتمالاً معاونت سینمایی وجود داشت. البته تشکیل بنیاد سینمایی فارابی مربوط به سال ۱۳۶۲ است، در حالی که پروژه «سفیر» از نیمه دوم سال ۱۳۵۹ آغاز شده بود و از ابتدای سال ۱۳۶۰ نیز با همکاری سپاه وارد مرحله اجرا شد. بنابراین ساخت «سفیر» پیش از آن بود که ساختار سینمایی وزارت ارشاد به شکل بعدی شکل بگیرد. اگر در آن زمان بنیاد فارابی تشکیل شده بود و برای ساخت «سفیر» به آن مراجعه میکردید، به نظر شما از فیلم حمایت میکرد؟ واقعاً نمیدانم. نمیتوانم بگویم حمایت میکردند یا نه. البته همان افرادی که بعدها مسئول شدند، همان زمان هم به من فشار میآوردند و میگفتند: «آقای جلایر، الان برای ساخت این فیلم زود است.» نمیخواهم نامی ببرم، اما یکی از دوستان عزیزمان، که آن زمان از مدیران فرهنگی صداوسیما بود، چنین نظری داشت. در واقع نگاه ارشاد و مدیران صداوسیما یکسان بود زیرا همان جریان ارشاد در صداوسیما هم مشغول به کار بود. من همانجا ماندم و بعضی از آنها بعدها به بخشهای دیگر، از جمله حوزه سینما، رفتند. همان افراد بعدها هم در سینما میگفتند که برای ساخت چنین فیلمی هنوز زود است و همین بحثها را مطرح میکردند. به همین دلیل، وقتی مسئولیت معاونت سینمایی و فارابی را بر عهده گرفتند، حتی تصمیم داشتند جشنواره فیلم فجر را تعطیل کنند. معتقد بودند جشنواره از مسیر اصلی خود منحرف شده و باید تعطیل شود تا جشنوارهای تازه و مطابق با نگاه خودشان راهاندازی کنند. آن زمان، سال ۱۳۶۲، من معاون سینمایی بنیاد مستضعفان بودم و مسئولیت امور سینمایی را بر عهده داشتم. اگر امروز جشنواره فیلم فجر همچنان پابرجاست، نمیخواهم بگویم فقط به خاطر من است، اما چون در جایگاهی بودم که میتوانستم مخالفت کنم، در برابر تعطیلی آن ایستادم. البته منظورم از تعطیلی، تأسیس جشنواره نبود. جشنواره فیلم فجر از سال ۱