یک پژوهشگر، با مقایسه جام ارجان و نقشبرجسته بارعام کاخ آپادانای تخت جمشید، این فرضیه را مطرح کرد که بخشی از زبان تصویری قدرت و آیینهای درباری هخامنشی، ریشه در سنتهای سیاسی و هنری عیلام/ ایلام نو داشته و در قالب شاهنشاهی هخامنشی بازتعریف شده است. بیژن عدالت، مستندساز و دانشآموخته سینما از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، مستندساز وکه چند سالی است در حوزه تمدن عیلامی مطالعه و تحقیق میکند، به گزارش ایسنا، در پژوهشی با عنوان «از ارجان تا آپادانا؛ تداوم آیین بارعام و زبان تصویری شاهی از ایلام/عیلام نو تا هخامنشیان» با مقایسه جام ارجان و نقشبرجسته بارعام کاخ آپادانای تخت جمشید، این فرضیه را بررسی کرده است که هخامنشیان زبان تصویری قدرت و بخشی از سنتهای درباری خود را بر پایه میراث ایلام نو بازآفرینی کردهاند. در این پژوهش آمده است: «نمایش رسمی شاه، حضور در برابر فرمانروا و آیینهای درباری، از مهمترین عناصر هنر سیاسی ایران باستان بود. این سنت که در دوره هخامنشی در نقشبرجستههای تخت جمشید به اوج خود رسید، پیشینهای طولانی در سنتهای سیاسی و هنری جنوب غرب ایران داشت. «جام ارجان»، یکی از برجستهترین آثار دوره ایلام نو، تصویری ارزشمند از یک صحنه درباری ارائه میدهد؛ شاه بر تخت نشسته، افراد در برابر او با حالت احترام حضور دارند و عناصر آیینی در کنار صحنه دیده میشود. چند سده بعد، در نقشبرجسته «بارعام» کاخ آپادانا در تخت جمشید، شاهنشاه هخامنشی بر تخت قرار دارد و نمایندگان سرزمینهای مختلف با هدایا و پیشکشها در برابر او حاضر میشوند. مقایسه این دو اثر نشان میدهد که هخامنشیان زبان تصویری قدرت را از نو ایجاد نکردند، بلکه عناصر موجود در سنتهای پیشین را جذب و در قالب یک شاهنشاهی جهانی بازتعریف کردند. جایگاه شاه بر تخت، آیین احترام، نظم حضور افراد و ارائه پیشکشها، از جمله عناصر مشترکی هستند که پیوند میان این دو سنت را آشکار میسازند. «جام ارجان» که در منطقه تاریخی ارجان در نزدیکی بهبهان کشف شده است، در ناحیهای قرار دارد که بر اساس دیدگاه برخی پژوهشگران، میتواند با هیدالو، یکی از مناطق مهم ایلام نو، ارتباط داشته باشد. این منطقه در مسیر میان شوش، مرکز تاریخی ایلام و انشان، یکی از مراکز مهم پارسیان آغازین، قرار داشت و میتوانست یکی از نقاط تماس میان جهان ایلامی و پارسی باشد. مراسم بار عام و ادای احترام به شاه عیلامی کیتین هوتران نقش شده بر جام ارجان (بهبهان) در جوامع پادشاهی باستان، قدرت تنها از طریق جنگ و فتوحات نمایش داده نمیشد، بلکه آیینهای رسمی دربار و شیوه حضور شاه در برابر دیگران نیز نقش مهمی در تثبیت اقتدار فرمانروا داشت. یکی از مهمترین این آیینها، «بارعام» بود؛ مراسمی که در آن شاه در جایگاه رسمی خود ظاهر میشد و افراد وابسته به حکومت، بزرگان یا نمایندگان سرزمینها در برابر او حضور مییافتند. مراسم بار عام داریوش هخامنشی و ولیعهد او خشایارشا در چنین صحنههایی، هر عنصر دارای معنا بود. جایگاه شاه، تخت، فاصله افراد، حرکات بدن و شیوه ارائه هدایا، همگی بخشی از زبان نمادین قدرت به شمار میرفتند. هنر درباری با این عناصر، تصویری از نظم سیاسی و جایگاه فرمانروا ارائه میکرد. پیش از ظهور شاهنشاهی هخامنشی، تمدن ایلام در جنوب غرب ایران دارای سنت سیاسی و فرهنگی گستردهای بود. ایلامیان طی قرنها تجربه پادشاهی، سازمان اداری و هنر رسمی را توسعه داده بودند. از این رو، شکلگیری نظام هخامنشی را نمیتوان جدا از محیط تاریخی و فرهنگیای دانست که در آن پدید آمد. جام ارجان و نقشبرجسته بارعام آپادانا دو نمونه مهم برای بررسی این موضوع هستند. نخستین اثر، تصویری از یک دربار ایلامی در اواخر دوره ایلام نو ارائه میدهد و دومین اثر، نمایش رسمی قدرت شاهنشاهی هخامنشی است. پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا شباهت میان این دو اثر تنها یک همانندی هنری است، یا میتوان آن را نشانه تداوم یک سنت سیاسی و آیینی دانست؟ «جام ارجان» یکی از مهمترین آثار هنری دوره ایلام نو است که افزون بر ارزش هنری، اطلاعات مهمی درباره مفهوم شاهی و ساختار دربار در جنوب غرب ایران ارائه میدهد. این جام در آرامگاه کیدینهوتَران، از شخصیتهای بلندپایه دوره ایلام نو، در منطقه ارجان نزدیک بهبهان کشف شد و به اواخر سده هفتم یا آغاز سده ششم پیش از میلاد تعلق دارد. بر یکی از نقشهای سطح جام، صحنهای رسمی از فضای دربار دیده میشود. شاه بر تخت نشسته و افراد در برابر او با حالت احترام حضور دارند. اگرچه این صحنه را نباید دقیقاً با «بار عام» هخامنشی یکسان دانست، اما ساختار اصلی آن با مفهوم حضور رسمی در برابر فرمانروا شباهت دارد. شاه در مرکز تصویر قرار گرفته و تخت، نماد جایگاه و اقتدار اوست. در هنر سیاسی خاور نزدیک باستان، تخت تنها وسیله نشستن نبود، بلکه نشانه ثبات قدرت و برتری اجتماعی فرمانروا محسوب میشد. افراد حاضر در برابر شاه با حرکاتی رسمی دیده میشود. در فرهنگ سیاسی ایران باستان، حرکات بدن مانند خم شدن، سر فرود آوردن و دیگر نشانههای احترام، بخشی از آیین حضور در برابر افراد فرادست بود. بعدها در دوره هخامنشی نیز این سنت در چارچوب تشریفات درباری ادامه یافت و یونانیان آن را با واژه «پروسکونسیس» توصیف کردند. وجود عناصر آیینی در کنار شاه نیز نشان میدهد که قدرت سلطنتی در جهان باستان تنها جنبه سیاسی نداشت، بلکه با مفاهیم مذهبی و مشروعیت مقدس پیوند خورده بود. نقشبرجستههای کاخ آپادانا در تخت جمشید از مشهورترین آثار هنر رسمی هخامنشی هستند. این آثار در دوره داریوش بزرگ آغاز و در زمان خشایارشا تکمیل شدند و تصویری از نظم سیاسی شاهنشاهی هخامنشی ارائه میکنند. در صحنه بارعام «آپادانا»، شاهنشاه بر تخت نشسته و مقامات درباری در کنار او حضور دارند. در بخشهای دیگر این مجموعه، نمایندگان سرزمینهای مختلف با هدایا و پیشکشهای خود به سوی مرکز قدرت حرکت میکنند. پیشکش حیوانات مختلف به دربار در