اصفهان- نویسنده کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» گفت: بخش مهمی از روایتهای تاریخی محرم در اصفهان در سفرنامههای اروپایی ثبت شده و امروز به منبعی برای شناخت میراث آیینی این شهر تبدیل شده است. سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: محرم و آیینهای عاشورایی از مهمترین جلوههای میراث ناملموس ایران به شمار میروند؛ آیینهایی که طی چند قرن گذشته نهتنها در حافظه جمعی ایرانیان، بلکه در نوشتهها و سفرنامههای بسیاری از سیاحان، دیپلماتها، بازرگانان و مبلغان مذهبی اروپایی نیز ثبت شدهاند. با این حال، بخش مهمی از این روایتها در میان انبوه منابع تاریخی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» اثر مهدی تمیزی تلاشی است برای بازخوانی این روایتها و بازگرداندن آنها به چرخه شناخت تاریخی و فرهنگی جامعه امروز. تمیزی که سالها در حوزه پژوهشهای میراث فرهنگی، مستندنگاری، تصویرسازی و تاریخ فرهنگی فعالیت کرده است، در این کتاب با تلفیق روایتهای سفرنامهای و تصویرهای برگرفته از چاپهای سنگی دوره قاجار، کوشیده تصویری متفاوت از آیینهای عاشورایی ایران ارائه کند؛ تصویری که از نگاه ناظران بیرونی شکل گرفته اما در عین حال بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان را بازتاب میدهد. به مناسبت ایام محرم و با هدف بررسی جایگاه سفرنامهها در شناخت آیینهای عاشورایی، با مهدی تمیزی، نویسنده کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی»، به گفتوگو نشستهایم. آقای تمیزی، چه ضرورتی باعث شد به سراغ گردآوری و بازنشر روایتهای گردشگران خارجی از محرم بروید؟ یکی از مهمترین دغدغههای من در سالهای فعالیت پژوهشیام، مسئله ثبت و مستندسازی بوده است. هرچه بیشتر در حوزه تاریخ فرهنگی و میراث ناملموس مطالعه میکردم، بیشتر متوجه میشدم که بخش قابل توجهی از دانستههای ما درباره گذشته، نه از طریق خودمان، بلکه از طریق کسانی به دست ما رسیده که از بیرون به ایران نگاه کردهاند. در مورد آیینهای عاشورایی نیز همین مسئله وجود دارد. ما امروز محرم را زندگی میکنیم، اما بسیاری از جزئیات آیینهای گذشته را نمیشناسیم. وقتی به سفرنامههای خارجی مراجعه میکنیم، متوجه میشویم افرادی که چند صد سال پیش به ایران آمدهاند، با دقتی شگفتانگیز آنچه را دیدهاند، ثبت کردهاند. به همین دلیل احساس کردم گردآوری این روایتها میتواند هم برای پژوهشگران و هم برای عموم مردم ارزشمند باشد. در جریان پژوهش برای این کتاب، با چه نوع روایتهایی مواجه شدید؟ نکته جالب این است که بیشتر این گردشگران برای نخستینبار با چنین آیینهایی روبهرو میشدند. آنها از فرهنگی دیگر آمده بودند و طبیعی بود که بسیاری از صحنهها برایشان تازگی داشته باشد. به همین دلیل جزئیاتی را ثبت کردهاند که شاید برای مردم آن زمان بدیهی بوده و به همین سبب در منابع داخلی کمتر ثبت شده است. برای نمونه، نوع پوشش عزاداران، نحوه شکلگیری دستهها، رفتار اجتماعی مردم در ایام محرم، حضور اقشار مختلف در مراسم، شیوه برگزاری تعزیه و حتی فضای عمومی شهرها در این ایام در سفرنامهها توصیف شده است. این جزئیات امروز برای ما اهمیت تاریخی فراوانی دارند. در کتاب از میکله ممبره بهعنوان یکی از نخستین راویان خارجی محرم یاد کردهاید. اهمیت گزارش او در چیست؟ میکله ممبره از نخستین اروپاییانی است که در دوره شاهطهماسب صفوی به ایران آمد و مشاهدات خود را ثبت کرد. اهمیت او فقط در قدمت گزارشهایش نیست، بلکه در این است که اطلاعاتی از دورهای به ما میدهد که منابع موجود درباره زندگی اجتماعی مردم چندان فراوان نیست. او در زمانی به ایران آمده که حکومت صفوی در حال تثبیت هویت شیعی خود بود. بنابراین گزارشهای او فقط روایت یک مراسم مذهبی نیست؛ بلکه سندی درباره شکلگیری هویت مذهبی و اجتماعی ایران صفوی محسوب میشود. آیا میتوان گفت سفرنامهها بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان را حفظ کردهاند؟ قطعاً همینطور است. شاید یکی از مهمترین پیامهای این کتاب نیز همین باشد. ما باید بپذیریم که در بسیاری از دورههای تاریخی، آن اندازه که باید دست به قلم نبودهایم. این مسئله فقط درباره محرم نیست؛ درباره معماری، صنایع، آیینها، فرهنگ عامه و بسیاری حوزههای دیگر نیز صدق میکند. اگر این گردشگران آنچه را دیده بودند ثبت نمیکردند، امروز بخش مهمی از گذشته فرهنگی خود را نمیشناختیم. به همین دلیل معتقدم سفرنامهها فقط منابع تاریخی نیستند؛ بلکه بخشی از حافظه فرهنگی ایران محسوب میشوند. در کتاب، تمرکز ویژهای بر اصفهان دارید. اصفهان به عنوان «پایتخت فرهنگی و مذهبیِ» دوران صفویه، چه جایگاهی در این روایتهای فرنگی دارد؟ آیا اصفهانِ آن روزها، در نگاه این گردشگران، یک مرکزِ «آیینی» تلقی میشده است؟ اصفهان عصر صفویه برای گردشگران فرنگی، چیزی فراتر از یک شهر بود؛ اصفهان یک «صحنه نمایش» بود. گردشگرانی که در آن دوره به اصفهان میآمدند، از نظم، شکوه و حضورِ مذهبیِ مردم در آیینهای محرم شگفتزده میشدند. برای یک غربی که از اروپای آن زمان به ایران میآمد، دیدن تجمعات بزرگ مردم در میدان نقشجهان یا تکیههای قدیمی، حیرتانگیز بود. آنها در نوشتههایشان به جزئیاتِ دستههای عزاداری، استفاده از نمادها، شبیهخوانیها و حتی واکنشِ حاکمانِ وقت به این آیینها اشاره کردهاند. اصفهان به نوعی «الگویِ آیینی» کشور بود. نکتهیِ جالبی که در کتاب به آن پرداختهام، این است که این گزارشها، فقط روایت یک «تفرج» نیست؛ بلکه توصیف «تعاملِ مدنی» است. این سیاحان به خوبی درک کرده بودند که محرم در ایران، فقط یک رویداد مذهبی نیست، بلکه یک «رویدادِ اجتماعی» است که تمام طبقات جامعه را از فقیر و غنی، وزیر و درویش، در کنار هم قرار میدهد. اصفهان آن روز، مدلی از مدیریت یک رویداد بزرگ مذهبی را به رخ میکشید که برای هر گردشگر کنجکاوی، جذاب بود. در این سفرنامهها بیشتر چه جنبههایی از محرم اصفهان مورد توجه قرار گ