در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، هزاران مهاجر از مرز مراکش وارد منطقه خودمختار سئوتا در شمال آفریقا شدند و بزرگترین بحران مهاجرتی این منطقه از سال ۲۰۲۱ را رقم زدند . این مقاله در پی آن است تا نشان دهد این رویداد صرفاً یک بحران انسانی یا امنیتی مرزی نیست، بلکه میتوان آن را به مثابه «تهدید غیرمستقیم» ایالات متحده علیه اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی که در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران (اسفند ۱۴۰۴) شرکت نکردند، تحلیل کرد. شواهد موجود شامل همزمانی رویدادها، واکنش تند کاخ سفید، امتیازدهی همزمان آمریکا به مراکش در موضوع صحرای غربی، و جایگاه مراکش در ائتلاف راهبردی ضدایرانی در منطقه است. ۱. پیشزمینه: «نه» اسپانیا به جنگ ایران در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه-مارس ۲۰۲۶)، ایالات متحده و اسرائیل حملات نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کردند. اسپانیا، برخلاف بسیاری از متحدان سنتی خود در ناتو، با این اقدام مخالفت کرد و از آمریکا خواست تا از پایگاههای نظامی خود در خاک اسپانیا (روتا و مورون) برای این حمله استفاده نکند . نخستوزیر اسپانیا، پدرو سانچز، این جنگ را «اشتباهی عظیم» و «غیرقانونی» خواند و تأکید کرد که اسپانیا «بهای این جنگ را نمیپذیرد و حاضر به پرداخت آن نیست». دولت سانچز همچنین از بستن حریم هوایی اسپانیا به روی پروازهای مرتبط با این جنگ خبر داد . وزیر دفاع اسپانیا، مارگاریتا روبلس، صراحتاً اعلام کرد: «استفاده از پایگاهها مجاز نیست و البته استفاده از حریم هوایی اسپانیا برای اقدامات مرتبط با جنگ ایران مجاز نیست» . این اقدام با واکنش تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، مواجه شد که اسپانیا را به «خیانت به متحدان» متهم کرد و تهدید به قطع کامل روابط تجاری با این کشور نمود . ترامپ در نشست ناتو در آنکارا، اسپانیا را «شریک وحشتناک» خواند و خطاب به وزیر خزانهداری خود گفت: «من نمیخواهم هیچ معاملهای با اسپانیا داشته باشم. تمام تجارت با اسپانیا را قطع کنید» . اسپانیا در این مخالفت تنها نبود. فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند یا همکاری خود را به حداقل یا مخفیانه انجام دادند. این اجماع اروپایی علیه جنگ ایران، زمینهساز تنش جدی بین واشنگتن و پایتختهای اروپایی شد. چتم هاوس، اندیشکده برجسته بریتانیایی، در تحلیلی نوشت: «موضع اصولی سانچز اهمیت دارد. همانطور که او گفت: "ما به خاطر ترس از تلافی کسی، در کاری که برای جهان بد و برخلاف ارزشها و منافع ماست، همدست نخواهیم شد."» . ۲. بحران سئوتا: موج مهاجران به مثابه ابزار فشار در روزهای پایانی ژوئیه ۲۰۲۶ (اوایل مرداد ۱۴۰۵)، موج بیسابقهای از مهاجران (عمدتاً جوانان مراکشی و افریقایی) با شنا یا عبور از اسکلههای مرزی، خود را از مراکش به سئوتا رساندند. ویدئوهای منتشرشده نشان میدهد که صدها جوان در حالی که ظاهراً مرز توسط پلیس محافظت نمیشد، از حصار بالا رفتند و نیروهای کمکی مراکش نیز در حین عبور مهاجران، در حال عقبنشینی دیده شدند . به گزارش منابع معتبر، طی یک هفته بیش از ۱,۵۰۰ نفر از طریق دریا وارد سئوتا شدند و در روز اوج بحران (۳۰ ژوئیه)، بین ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ نفر دیگر نیز عبور کردند . رئیس دولت محلی سئوتا، خوان خسوس ویواس، این وضعیت را «هرجمرج کامل» و «بحرانی در سطح ملی» توصیف کرد و خواستار اعلام وضعیت اضطراری ملی و اعزام ارتش به مرزها شد . مراکز اسکان مهاجران با ظرفیتی حدود ۵۱۲ تخت، با بیش از ۱,۵۰۰ نفر جمعیت مواجه شدند و صدها نفر مجبور به خوابیدن در خیابانها شدند . ویواس هشدار داد که مراکز نگهداری از کودکان بیسرپرست با ظرفیت ۲,۴۰۰ درصدی خود کار میکنند . دستکم ۹ مهاجر در جریان عبور از دریا جان خود را از دست دادند . دولت مرکزی اسپانیا، ضمن اعزام نیروهای نظامی مستقر در سئوتا برای کمک به گارد مدنی ، از اعلام وضعیت اضطراری ملی خودداری کرد. نخستوزیر سانچز به همراه وزیر کشور برای روز بعد به سئوتا سفر کردند . ۳. واشنگتن: از «هشدار» تا «تهدید نابودی» در اولین واکنش رسمی کاخ سفید به بحران سئوتا، آنا کلی، سخنگوی معاون مطبوعاتی، دولت اسپانیا را مستقیماً مسئول این وضعیت معرفی کرد. بیانیه کاخ سفید با لحنی تند اعلام کرد که رئیسجمهور ترامپ مدتهاست به اروپا در مورد پیامدهای «سیاستهای چپگرایانه و جهانیگرایانه» هشدار داده است و افزود: «اسپانیا و دیگر کشورهایی که این فلسفه ویرانگر را پذیرفتهاند، باید فوراً مسیر خود را تغییر دهند یا در معرض نابودی خود قرار گیرند.» نکته کلیدی در این بیانیه آن است که کاخ سفید نه تنها اسپانیا، بلکه «سایر کشورها» را نیز تهدید میکند. در حالی که بحران منحصر به اسپانیا است، چرا واشنگتن سایر کشورهای اروپایی را خطاب قرار می دهد؟ این پیام آشکارا به فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا ارسال میشود: «با ما همراه شوید، یا با بحرانی مشابه مواجه خواهید شد.» ۴. معامله واشنگتن-رباط: امتیاز صحرای غربی در برابر باز شدن مرز یکی از شواهد کلیدی که فرضیه «تنبیه غیرمستقیم» را تقویت میکند، همزمانی بحران سئوتا با اعطای امتیازات بیسابقه آمریکا به مراکش است. وزارت خارجه آمریکا در روز اوج بحران (۳۰ ژوئیه)، در پیامی به مناسبت «روز تاجگذاری» پادشاه مراکش، بار دیگر حمایت قاطع واشنگتن از حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را تکرار کرد . ترامپ در این پیام اعلام کرد: «ایالات متحده حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت میشناسد و از طرح خودمختاری مراکش به عنوان تنها مبنای حل و فصل عادلانه و پایدار این مناقشه حمایت میکند» . این پیام که همزمان با بحران سئوتا صادر شد، یک امتیاز بزرگ سیاسی به مراکش محسوب میشود. علاوه بر این، تنها چند روز پیش از بحران (۲۸ ژوئیه)، مراکش یک بزرگراه به طول ۱,۰۵۵ کیلومتر در صحرای غربی را به نام دونالد ترامپ نامگذاری کرده بود و ترامپ نیز از این اقدام تشکر کرد . این بزرگراه، شهر تیزنیت در مراکش را به شهر داخله در صحرای غربی متصل میکند . مراکش کنترل کامل بر