مرتضی عربزاده سربنانی، پژوهشگر ایران باستان درباره خاستگاه نماد شیر و خورشید در سایت «ناگفتههای تاریخ» چنین نوشته است: شیر و خورشید یکی از کهنترین نمادهای تاریخ بشر است که قدمتی چند هزار ساله دارد. اما قدمت حضور آن بر پرچمهای ایران از چند صد سال فراتر نمیرود. این نماد، نماد خاندان پهلوی نیست اما پس از انقلاب اسلامی ایران به دلیل دعواهای سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و جریانهای پادشاهیخواه، به شدت جنبه سیاسی به خود گرفته است. در این مطلب فارغ از این جنجالهای سیاسی که همواره آفت مطالعات تاریخی بودهاند، به مطالعه خاستگاه این نماد پرداخته میشود. شیر و خورشید در ایران باستان اگرچه شیر و خورشید در دوره پس از اسلام بهویژه پس از صفویان بر پرچمهای ایران ظاهر میشود، اما بر پایه شواهد تاریخی تردیدی نیست که خاستگاه آن به پیش از اسلام و ایران باستان برمیگردد. در حال حاضر کهنترین شاهدی که از نماد شیر و خورشید به دست آمده است، یک مُهر تقریباً پنج هزار ساله متعلق به تمدن جیرفت است. متأسفانه ما از اینکه این نماد چه مفهومی می توانست برای مردم جیرفت باستان داشته باشد بیاطلاع هستیم، اما مطالعات زیستشناسی نشان میدهد که جنوب شرق ایران و بهویژه جنوب استان کرمان در دوران باستان وطن نوعی از شیرهای وحشی بوده است. شیر یک حیوان بومی ایران بوده است. امروزه متأسفانه شیر ایرانی منقرض شده است اما در گذشته و بهویژه در دوران باستان شیر ایرانی در دشتهای مختلف ایران زندگی میکرد. و بخشهای قهوهای پُررنگ مناطقی را نشان میدهد که امروز هم دارای شیر هستند. همانطور که ملاحظه میکنید، در گذشته بخشهای وسیعی از ایران پذیرای این حیوان بوده است. نشان شیر و خورشید همچنین در یکی از مهمترین و زیباترین مُهرهای هخامنشی یافت شده است و نشان میدهد که برای هخامنشیان نیز اهمیت خاص و حتی تا حدودی مذهبی داشته است. این مُهر هخامنشی کهنترین شاهد تاریخی استفاده از نماد شیر و خورشید از طرف یک دولت ایرانی است. مردی که سمت چپ ایستاده است احتمالاً شاهنشاه اردشیر دوم است و زنی که روی شیر ایستاده است ایزدبانو آناهیتا یکی از ایزدان قدرتمند ایرانی است. همچنین به خورشید پشت آناهیتا دقت کنید. این مُهر همچون مُهر جیرفت بهخوبی نشان میدهد که اگرچه شیر و خورشید در دوره اسلامی و سده دوازدهم میلادی به بعد به طور گسترده مورد توجه قرار میگیرد، اما قدمتی باستانی و پیشا اسلامی دارد. خاستگاه نجومی شیر و خورشید ستارهشناسان باستان ۱۲ برج آسمانی را میان هفت جسم آسمانی ازجمله خورشید تقسیم میکردند و هر یک یا دو برج را ویژه یکی از اجسام آسمانی میپنداشتند. به همین ترتیب ستارهشناسان مسلمان برج شیر یا اسد را خانه خورشید میدانستند. از طرفی مورخان ثابت کردند که چنین باوری بهوضوح حداقل در میان ستارهشناسان بابل باستان وجود داشته است. همچنین در اساطیر میانرودان باستان همیشه ارتباط مستقیمی بین خورشید و شیر وجود داشته است. مثلا شَمَش خدای خورشید بابلی خیلی اوقات به شکل شیر ظاهر میشده است. در اشعار و متونی که از برخی شاعران و دانشمندان ایرانی مسلمان باقی مانده است، بهوضوح به رابطه بین خورشید و برج اسد یا شیر اشاره میشود. این یعنی اینکه شیر و خورشید در اصل یک مفهوم ستارهشناسی بوده است. پیش از این گفته شد که مُهری دارای نشان شیر و خورشید از جیرفت کهن متعلق به پنج هزار سال پیش یافت شده است، باید این احتمال را در نظر گرفت که شاید مردم جیرفت باستان برای نخستین بار مبدع قرار گرفتن خورشید در برج شیر بوده باشند. همچنین با توجه به ارتباط بین مردم جیرفت باستان و تمدنهای میانرودان همچون بابل و سومر، بعید نیست که اهلی میانرودان در این زمینه از اهالی جیرفت تأثیر پذیرفته باشند. به هر حال کهنترین شاهد نجومشناسانه از نماد شیر و خورشید به میانرودان باستان بازمیگردد. ممکن است هخامنشیان برای نخستین بار از طریق بابلیان با این نماد آشنا شده باشند. در اشعار و متونی که از برخی شاعران و دانشمندان ایرانی و مسلمان باقی مانده است بهوضوح به رابطه بین خورشید و برج اسد یا شیر اشاره میشود. بابل باستان مهد نجوم در دنیای باستان بود و وقتی ایرانیان این سرزمین را فتح کردند دانش ستاره شناسی ایشان نیز متحول شد. شیر و خورشید پس از اسلام قدیمیترین اشاره به مفهوم ستارهشناسی شیر و خورشید مربوط به کتاب موالید الرجال والنساء اثر ابومعشر بلخی ر بیش از ۱۲۰۰ سال پیش میشود. ابومعشر بلخی از برجستهترین نجومشناسان ایرانی در دوره عباسیان بود که بسیاری از کتابهای نجومشناسی دوران ساسانی را از فارسی میانه به عربی ترجمه کرد. ابومعشر بلخی در زمانی زندگی میکرد که بسیاری از دانشمندان ایرانی در بغداد تحت حمایت خلفای عباسی در حال ترجمه آثار دنیای قدیم و کتابهای ایران و روم به زبان عربی بودند. در مورد این موضوع، یعنی مطالعه چگونگی ترجمه آثار ایران باستان در دوران پس از اسلام مطالعه کتاب خودای نامگ، کتاب شاهان فارسی میانه بهشدت توصیه میشود. تأکید بر پیوند ابومعشر بلخی با آثار ایران باستان در دوره ساسانی از آن جهت اهمیت دارد که اشاره او به شیر و خورشید را هم باید در همین چارچوب مطالعه کرد. حدود پنج سده پس از مرگ ابومعشر بلخی که در آن به شیر و خورشید اشاره شده است. این سند ارزشمند بار دیگر ثابت می کند که شیر و خورشید یک مفهوم اختربینانه مرتبط با ستارهشناسی داشته است. به این ترتیب مفهوم نجومشناسانه از نماد شیر و خورشید پس از اسلام نیز ادامه یافت و در این باره اسناد و شواهد و منابع تاریخی بسیار است. در سده سیزدهم میلادی برای نخستین بار شاهد نماد شیر و خورشید روی سکههای سلطان کیخسرو دوم فرمانروای سلجوقیان روم هستیم. این سکهها نشان میدهند که تا آن زمان خاندانهای اصالتاً ترک بهخوبی با نماد شیر و خورشید آشنا شده بودند. استفاده از نماد شیر و خورشید روی سکهها و برخی دیگر از آثار هنری تا دوره ایلخانی و ت