عصر ایران - اگر تا چند سال پیش ماکت هواپیماهای مسافربری، خودروهای کلاسیک یا قطارهای قدیمی محبوبترین انتخاب کلکسیونرها بود، حالا نامهایی مانند «شاهد»، «فتاح»، «خیبرشکن»، «سجیل» و دیگر تجهیزات شناختهشده ایرانی نیز به بازار ماکتهای تزئینی راه پیدا کردهاند؛ محصولاتی که این روزها در برخی فروشگاههای تخصصی، نمایشگاهها و صفحات فروش اینترنتی عرضه میشوند و بهتدریج در حال پیدا کردن جایگاه خود در میان علاقهمندان به کلکسیون، دکوراسیون و اشیای نمادین هستند. به گزارش عصر ایران، این ماکتها که از نمونههای کوچک رومیزی تا مدلهای کلکسیونی با جزئیات بالا تولید میشوند، بیش از آنکه کاربرد آموزشی یا صنعتی داشته باشند، به عنوان اشیای تزئینی، یادگاری یا اقلام کلکسیونی خرید و فروش میشوند؛ پدیدهای که از منظر جامعهشناسی مصرف، مطالعات فرهنگی و انسانشناسی مادی، صرفاً یک جریان تجاری نیست، بلکه میتواند بازتابی از تغییرات فرهنگی جامعه نیز باشد. جامعهشناسان سالهاست تأکید میکنند اشیای پیرامون ما صرفاً ابزار استفاده نیستند؛ آنها حامل معنا، هویت و روایتاند. ژان بودریار، جامعهشناس و نظریهپرداز فرانسوی، در کتاب «نظام اشیا» توضیح میدهد که در جوامع مدرن، انسانها بسیاری از کالاها را نه به دلیل کارکرد واقعی، بلکه به دلیل «ارزش نمادین» آنها مصرف میکنند. به بیان دیگر، یک شیء میتواند پیش از آنکه وسیلهای کاربردی باشد، حامل یک پیام فرهنگی، هویتی یا اجتماعی باشد. ماکت یک هواپیما، کشتی تاریخی یا حتی یک موشک، برای بسیاری از خریداران صرفاً یک مدل کوچکشده نیست؛ بلکه نماینده بخشی از تاریخ، فناوری، قدرت، خاطره یا علاقه شخصی آنان است. به خصوص الان که در یک سال اخیر ایران دو جنگ را پشت سر گذاشته و نام این موشک ها و پهپادها بیش از همیشه شنیده شدهاند. پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، در نظریه مشهور خود درباره «تمایز» توضیح میدهد که سلیقه افراد در انتخاب اشیا، بخشی از هویت اجتماعی آنان را شکل میدهد. از نگاه او، مجموعههایی که افراد گردآوری میکنند، کتابهایی که میخوانند، موسیقیای که گوش میدهند یا حتی وسایلی که روی میز کار خود قرار میدهند، همگی بخشی از سرمایه فرهنگی آنان محسوب میشود. بر همین اساس، انتخاب یک ماکت نظامی برای دکور اتاق یا محل کار را میتوان صرفاً یک خرید تزئینی ندانست؛ این انتخاب برای برخی افراد بیانگر علاقه به فناوری، تاریخ، صنایع دفاعی، مهندسی یا حتی ثبت یک دوره تاریخی است. در بسیاری از کشورها، ماکت کشتی تایتانیک، جنگنده اسپیتفایر، هواپیمای کنکورد، موشک ساترن ۵ ناسا یا ناوهای تاریخی، سالهاست بخشی از فرهنگ کلکسیون محسوب میشوند. این اشیا برای خریدارانشان بیش از آنکه تجهیزات نظامی یا صنعتی باشند، یادآور بخشی از تاریخ ملی، فناوری یا دستاوردهای علمی هستند. در ایران نیز به نظر میرسد ماکت برخی تجهیزات شناختهشده داخلی، بهتدریج در حال ورود به همین قلمرو فرهنگی است؛ جایی که شیء، صرفاً شیء باقی نمیماند و به یک «نماد» تبدیل میشود. رواج این محصولات را نمیتوان بدون نقش شبکههای اجتماعی تحلیل کرد. بر اساس نظریه «جامعه شبکهای» مانوئل کاستلز، بسیاری از سلیقههای فرهنگی امروز نه در رسانههای سنتی بلکه در شبکههای اجتماعی شکل میگیرند. انتشار تصاویر میزهای کار، اتاقهای گیمینگ، کتابخانههای شخصی و کلکسیونهای خانگی در اینستاگرام، تلگرام و دیگر پلتفرمها، باعث میشود اشیایی که پیشتر مخاطبان محدودی داشتند، وارد جریان اصلی سلیقه عمومی شوند. امروز بسیاری از کاربران، ماکتها را نه صرفاً برای نگهداری، بلکه برای تولید محتوا، عکاسی، دکور استودیوهای پادکست، میز کار یا حتی هدیه خریداری میکنند؛ رفتاری که در ادبیات مطالعات رسانهای، بخشی از «اقتصاد نمایش» فضای مجازی محسوب میشود. راسل بلک، پژوهشگر مطالعات مصرف، معتقد است کلکسیون کردن یکی از شیوههای ساختن هویت فردی است. افراد با گردآوری اشیایی که برایشان معنا دارد، نوعی روایت شخصی از خود میسازند. به همین دلیل است که برای یک نفر، ماکت یک هواپیما یادآور رؤیای کودکی است و برای دیگری، یک ماکت موشک یا پهپاد میتواند نمادی از علاقه به فناوری، مهندسی یا رویدادهای معاصر باشد. بازار ماکتهای نظامی، پدیدهای منحصر به ایران نیست. در آمریکا، اروپا، ژاپن، روسیه و چین، دهها شرکت بزرگ سالهاست مدلهای کوچکشده جنگندهها، زیردریاییها، تانکها، ناوها و موشکهای مشهور را تولید میکنند. بسیاری از این محصولات نه برای استفاده نظامی، بلکه برای کلکسیون، آموزش، موزهها یا دکوراسیون عرضه میشوند. در ژاپن، علاقه به مدلسازی نظامی حتی به شکلگیری انجمنهای تخصصی و مسابقات سالانه انجامیده و در اروپا نیز بازار ماکتهای تاریخی بخشی از صنعت بزرگ سرگرمی و کلکسیون محسوب میشود. در چنین بستری، ورود نمونههای ایرانی به این بازار را میتوان بخشی از روند بومیشدن یک صنعت جهانی دانست. شاید حجم این بازار هنوز با بازار اسباببازی، ماکت خودرو یا هواپیما قابل مقایسه نباشد، اما نفس شکلگیری آن، پرسشهای جالبی را پیش روی پژوهشگران فرهنگ قرار میدهد. آیا این محصولات صرفاً سوغاتی و دکور هستند؟ آیا بخشی از حافظه جمعی یک جامعه را بازنمایی میکنند؟ آیا شبکههای اجتماعی در تبدیل آنها به کالای فرهنگی نقش اصلی را ایفا کردهاند؟ و آیا در آینده، همانگونه که امروز ماکت خودروهای کلاسیک یا هواپیماهای تاریخی در خانه بسیاری از کلکسیونرها دیده میشود، این محصولات نیز به بخشی از فرهنگ کلکسیون ایرانی تبدیل خواهند شد؟ پاسخ این پرسشها را باید در سالهای آینده جستوجو کرد؛ اما آنچه اکنون قابل مشاهده است، ورود تدریجی اشیایی است که روزگاری تنها در نمایشگاههای تخصصی دیده میشدند و حالا راه خود را به ویترین فروشگاهها، میزهای کار و کتابخانههای شخصی باز کردهاند؛ پدیدهای که بیش از آنکه درباره یک کالا باشد، درباره نسبت جامعه امروز با «نماده