به گزارش تجارت نیوز، در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، افزایش هزینههای زندگی و کاهش ارزش پول ملی مواجه است، اعضای هیاتعلمی نیز مانند سایر حقوقبگیران تحت فشار قرار گرفتهاند. اما تفاوت در اینجاست که این قشر سرمایه انسانی نظام آموزش عالی کشور محسوب میشود و تضعیف وضعیت معیشتی آنان میتواند پیامدهایی فراتر از مشکلات فردی داشته باشد؛ پیامدهایی که در نهایت کیفیت آموزش، پژوهش و آینده علمی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. درآمدی که با هزینههای زندگی همخوانی ندارد / بخش قابل توجهی از اعضای هیاتعلمی دانشگاههای کشور در شرایط مطلوب اقتصادی قرار ندارند فرید ایمانوردی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد خانواده، در اینباره به تجارتنیوز میگوید: مهمترین شاخص برای ارزیابی وضعیت معیشتی یک خانوار، مقایسه درآمد با هزینههای واقعی زندگی است. اگر این معیار را مبنا قرار دهیم، بخش قابل توجهی از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور در شرایط مطلوب اقتصادی قرار ندارند. او ادامه میدهد: یک استادیار جوان که بهتازگی جذب دانشگاه شده، معمولاً بین ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان حقوق دریافت میکند. در نگاه نخست ممکن است این رقم بالا به نظر برسد، اما زمانی که هزینههای مسکن، آموزش فرزندان، درمان، حملونقل و سایر مخارج خانوار را محاسبه کنیم، مشخص میشود که این درآمد فاصله قابل توجهی با هزینههای زندگی در کلانشهرها دارد. این کارشناس اقتصاد خانواده اظهار میدارد: هزینه یک زندگی متوسط برای یک خانواده چهار نفره در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز یا مشهد بهمراتب بیشتر از درآمد بسیاری از اعضای هیاتعلمی است. او میافزاید: اگر یک عضو هیاتعلمی مستأجر باشد، بخش بزرگی از حقوقش صرف اجاره مسکن میشود. در چنین شرایطی عملاً امکان پسانداز، سرمایهگذاری یا حتی برنامهریزی بلندمدت برای آینده از بین میرود. سقوط استادان دانشگاه از طبقه متوسط به طبقه آسیبپذیر در دهههای گذشته عضویت در هیاتعلمی دانشگاهها یکی از مسیرهای دستیابی به جایگاه اقتصادی مناسب محسوب میشد. اما اکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند این وضعیت تغییر کرده است. ایمانوردی در اینباره میگوید: استادان دانشگاه در گذشته بخشی از طبقه متوسط رو به بالا محسوب میشدند اما امروز بسیاری از آنها در حال نزدیک شدن به طبقه متوسط آسیبپذیر هستند. این اتفاق زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم این افراد سالهای طولانی از عمر خود را صرف کسب دانش و تخصص کردهاند. او توضیح میدهد: بسیاری از اعضای هیاتعلمی تا سن ۳۰ تا ۳۵ سالگی هنوز در حال تحصیل یا فعالیت پژوهشی هستند و دیرتر از سایر افراد وارد بازار کار میشوند. بنابراین انتظار میرود پس از ورود به دانشگاه از درآمدی برخوردار شوند که بتواند این تأخیر را جبران کند، اما واقعیت موجود چنین نیست. در ایران حقوق بسیاری از استادیاران جوان به زحمت به ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار در ماه میرسد یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی وضعیت اعضای هیاتعلمی، مقایسه درآمد آنان با همتایانشان در سایر کشورهاست. فرید ایمان وردی تاکید میکند: در ایران حقوق بسیاری از استادیاران جوان به زحمت به ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار در ماه میرسد. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای منطقه وضعیت کاملاً متفاوت است. او ادامه میدهد: در عربستان سعودی، یک استادیار دانشگاه معمولاً بین ۳ تا ۵ هزار دلار در ماه دریافتی دارد. در قطر و امارات این رقم گاهی به ۶ تا ۸ هزار دلار نیز میرسد. علاوه بر حقوق، مزایایی مانند مسکن، بیمه تکمیلی گسترده، کمکهزینه تحصیل فرزندان و بودجه پژوهشی نیز در اختیار استادان قرار میگیرد. حتی در برخی کشورهای همسایه مانند ترکیه نیز قدرت خرید استادان دانشگاه از همتایان ایرانی بالاتر است. ایمانوردی میگوید: وقتی یک استاد ایرانی میبیند که همکارش در کشورهای حاشیه خلیج فارس چندین برابر او درآمد دارد و از امکانات پژوهشی بسیار بهتری برخوردار است، طبیعی است که به مهاجرت فکر کند. فاصله معنادار استادان ایرانی با استادان اروپایی این استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد خانواده ادامه میدهد: مقایسه با کشورهای اروپایی تصویر روشنتری از این شکاف ارائه میدهد. به طور مثال در آلمان حقوق ماهانه یک استادیار یا عضو هیاتعلمی تازهکار معمولاً بین ۴ تا ۶ هزار یورو است. در فرانسه این رقم حدود ۳ تا ۵ هزار یورو و در هلند بین ۴ تا ۷ هزار یورو متغیر است. البته هزینه زندگی در اروپا نیز بالاتر است اما نکته مهم اینجاست که نسبت درآمد به هزینههای زندگی به مراتب مطلوبتر از ایران است. او می افزاید: در بسیاری از کشورهای اروپایی، یک استاد دانشگاه میتواند با حقوق خود صاحب خانه شود، برای دوران بازنشستگی پسانداز کند و در فعالیتهای پژوهشی سرمایهگذاری شخصی داشته باشد. در حالی که در ایران بسیاری از استادان برای تأمین هزینههای جاری زندگی با مشکل مواجه هستند. وقتی بخش عمده ذهن یک استاد درگیر تأمین معیشت باشد، انرژی و تمرکز کمتری برای پژوهش باقی میماند فرید ایمان وردی اظهار میدارد: یکی از مهمترین پیامدهای کاهش درآمد اعضای هیاتعلمی، افت کیفیت پژوهش است. وقتی بخش عمده ذهن یک استاد درگیر تأمین معیشت باشد، انرژی و تمرکز کمتری برای پژوهش باقی میماند. پژوهش فعالیتی زمانبر و نیازمند آرامش ذهنی است. اگر استاد مجبور باشد برای جبران هزینههای زندگی به تدریسهای متعدد یا فعالیتهای جانبی روی بیاورد، طبیعتاً از زمان پژوهش او کاسته میشود. او اضافه میکند: دانشگاههای موفق دنیا معمولاً تلاش میکنند دغدغههای اقتصادی استادان را به حداقل برسانند تا آنها بتوانند تمام توان خود را صرف آموزش و تولید دانش کنند. مهاجرت استادان؛ واقعیتی که نمیتوان انکار کرد / مهاجرت اعضای هیاتعلمی تنها خروج یک فرد از کشور نیست، بلکه خروج سالها تجربه، دانش و سرمایه انسانی است در سالهای اخیر بحث مهاجرت نخبگان علمی و دانشگاهی بارها مطرح شده است. هرچند آمارهای رسمی متفاوت هس