دولت دونالد ترامپ با انتشار یک سند جدید، از برنامهای برای بازطراحی نظام حمایت از علم و پژوهش در آمریکا رونمایی کرده است. این برنامه در صورت اجرا میتواند بزرگترین تغییر در سیاست علمی ایالات متحده از زمان پایان جنگ جهانی دوم تا کنون باشد. کاخ سفید در گزارشی ۹۰ صفحهای با عنوان «عصر طلایی علم»، با این استدلال که سرعت اکتشافات و پیشرفت علمی آمریکا در دهههای اخیر به طور قابل توجهی کاهش یافته، خواستار تغییرات اساسی در شیوه حمایت و تامین مالی دولت از علم و پژوهش شده است. در این گزارش تاکید شده که این تغییرات برای نظامی که دچار جمود و تصلب شده، ضروری است. بر اساس این گزارش، دولت آمریکا قصد دارد وابستگی به دانشگاههای بزرگ و باسابقه را کاهش دهد، منابع مالی را به جای پژوهشهای مبتنی بر ایدههای فردی پژوهشگران، به پروژههای بزرگ و مأموریتمحور اختصاص دهد و سرمایهگذاری را بر فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی، علوم اطلاعات کوانتومی، همجوشی هستهای، نیمهرساناها، رباتیک و فناوریهای فضایی متمرکز کند. در این سند همچنین پیشنهاد شده است که نقش نظام سنتی «داوری همتا» (Peer Review) در انتخاب طرحهای پژوهشی کاهش یابد و روشهای جدیدی برای شناسایی ایدههای نوآورانه مورد استفاده قرار گیرد. مایکل کراتسیوس، مشاور علمی دونالد ترامپ و رئیس دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید نوشته است: «ما به مجموعه محدودی از نهادهای باسابقه وابسته شدهایم و ساختارهای تشویقی موجود، بیش از آنکه از پژوهشهای جسورانه حمایت کنند، به همرنگی و تبعیت از جریان غالب پاداش میدهند.» به گفته او، تأمین مالی پژوهش باید «دانشمندان را بر دانشگاهها و نهادهای باسابقه در اولویت قرار دهد»، زیرا بخش قابل توجهی از نظام پژوهشی آمریکا «بیش از آنکه در خدمت دانشمندان باشد، در خدمت حفظ خود این نظام قرار گرفته است.» این گزارش در واقع بازنگری در گزارش تاریخی «مرز بیپایان» (Endless Frontier) است؛ سندی که در سال ۱۹۴۵ توسط ونوار بوش، مشاور علمی فرانکلین روزولت، تدوین شد و پایههای نظام مدرن حمایت دولت آمریکا از پژوهشهای بنیادی در دانشگاهها را بنا گذاشت. با این حال، سند جدید یکی از مهمترین اصول آن گزارش، یعنی نقش محوری دانشگاهها در نظام پژوهشی آمریکا را به چالش کشیده است. همزمان با انتشار این گزارش، یادداشتی ۲۰ صفحهای نیز درباره اولویتهای پژوهشی دولت منتشر شده که جهتگیری بودجههای آینده کاخ سفید را مشخص میکند. کراتسیوس نیز در جلسه کمیته علوم مجلس نمایندگان آمریکا، از این رویکرد دفاع کرد و جمهوریخواهان به طور کامل از آن حمایت کردند. برایان بابین، رئیس جمهوریخواه کمیته علوم مجلس نمایندگان، گفت: «سالها موفقیت به جای اینکه با نتایج واقعی ارزیابی شود، با میزان بودجههای تخصیصیافته سنجیده میشد. دولت ترامپ اکنون در حال بازگرداندن نظام پژوهشی فدرال به مسیر کیفیت، پاسخگویی و دستاوردهای واقعی است.» در مقابل، دموکراتها این سند را تهدیدی برای آینده علم آمریکا توصیف کردند. آنها معتقدند کاهش حمایت از دانشگاهها و علوم پایه و هدایت بودجهها به سمت تجاریسازی فناوریهای خاص، به تضعیف نهادهای علمی منجر خواهد شد. آنها همچنین هشدار دادند که این سیاستها آسیبهایی را که دولت ترامپ طی ۱۸ ماه گذشته به پژوهش وارد کرده، از جمله لغو کمکهزینههای پژوهشی، اخراج دانشمندان، دخالت دادن ملاحظات سیاسی در تصمیمگیری درباره اعطای گرنتهای تحقیقاتی و پیشنهاد کاهش شدید بودجه نهادهای پژوهشی، تشدید خواهد کرد. زویی لافگرن، ارشدترین عضو دموکرات کمیته علوم مجلس نمایندگان، با انتقاد از این سیاستها گفت: «عنوان این برنامه «آغاز عصر طلایی علم» است، اما دولت در عمل به صورت نظاممند در حال تضعیف علم آمریکا است.» شماری از دانشمندان نیز نسبت به این رویکرد هشدار دادهاند. کیوان استاسون، اخترفیزیکدان دانشگاه وندربیلت و عضو پیشین هیئت نظارت بر بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) که دونالد ترامپ بهار امسال هر ۲۲ عضو این کمیته را برکنار کرد، معتقد است ظاهر این گزارش حمایت از علم اکتشافی را تبلیغ میکند، اما در عمل سرمایهگذاری در پژوهشهای بنیادی، نظام داوری علمی و نیروی انسانی پژوهش را کاهش میدهد؛ در حالی که پیشرفت فناوری بدون این زیرساختها امکانپذیر نیست. نیل لین، رئیس پیشین بنیاد ملی علوم آمریکا و مشاور علمی بیل کلینتون، نیز این گزارش را «ناامیدکننده» دانست و هشدار داد که ممکن است از آن به عنوان مبنایی برای کاهش بیشتر بودجه و نیروی انسانی نهادهای پژوهشی فدرال و محدود کردن اختیارات آنها استفاده شود. یکی دیگر از پیشنهادهای این سند، اجرای سازوکاری موسوم به «بازتخصیص گرنت» (Regranting) است که به دریافتکنندگان کمکهزینههای پژوهشی اجازه میدهد بخشی از بودجه خود را به پژوهشگران یا سازمانهای کوچکتر با ایدههای نوآورانه واگذار کنند. موافقان این طرح را راهی برای افزایش نوآوری و مخالفانش زمینهساز تخصیص بودجه بر اساس ملاحظات سیاسی میدانند. کارشناسان معتقدند در صورت اجرای کامل این پیشنهادها، نظام تأمین مالی پژوهش در آمریکا با دگرگونی عمیقی روبهرو خواهد شد. این تغییر میتواند جایگاه دانشگاهها، نحوه تخصیص بودجههای تحقیقاتی و حتی مسیر آینده علم و فناوری در این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.