پس از آتشبس اردیبهشت و تفاهمنامه اسلامآباد در خرداد ۱۴۰۵، تهران و واشنگتن مدتی آرام گرفتند اما در تیرماه، نقض تفاهم از جانب طرف آمریکایی در موضوع تنگه هرمز، با پاسخ و واکنش نظامی ایران روبهرو شد. دوم اینکه تشدید تنش در خلیج فارس اساساً به مسیر کشتیرانی و اقتصاد جهانی محدود نیست، بلکه تهدیدی مستقیم متوجه صهیونیستها نیز بوده اما پیامدهای رسانهای و بازخورد افکار عمومی در سطح جهانی مانع بیان آن میشود. سوم، هزینه سنگین مالی و رسانهای دو دور پیش تجاوزها که رد پایش را میشود در همان نظرسنجیها دید. این برداشت را باید محتمل در نظر گرفت، چون بر پایه اظهارنظر مقامات و گزارش خبری است، نه سند رسمی. اما در دیدگاه ما نکتهای که در گزارشهای عبری و غربی تکرار شده، این است که اعمال حق حاکمیت و کنترل ایران بر تنگه هرمز دیگر یک شعار یا تهدید بالقوه نیست؛ بلکه کارتی پرقدرت و همتراز سلاح هستهای است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا گفته راه حل نظامی برای باز کردن تنگه وجود ندارد و ایران با پهپادهای ارزان میتواند آن را بسته نگه دارد. این اعتراف از زبان یکی از مقامات ارشد آمریکا، نشانه روشنی از جایگاه بازدارندگی بوده که در این معادله بدست آمده است. رژیم اسرائیل این بار با زیرکی توانست هزینه رویارویی با ایران را بر دوش آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس بگذارد. جمهوری اسلامی نیز در سوی مقابل، با پافشاری بر حق حاکمیت قانونی خود بر هرمز نشان داد بازدارندگی برخاسته از اقتدار ملی میتواند مؤثرتر از هر معادله دیپلماتیک عمل کند.