فشار اقتصادی مناطق بالای تهران حالا علاوه بر نشانههای آن روی تبلیغات شهری، در گوشتفروشی و سوپرمارکتهای آن هم دیده میشود. سبد رایگان میوههای درجه دو و سه ترهبارها در مناطق شمال شهر، این روزها مخاطب محلی پیدا کرده است و فروشندگان هم این را تأیید میکنند. تهران پس از شروع جنگ ظاهری جدید پیدا کرده؛ از افزایش بنرهای تبلیغاتی برای تخفیف تا انواع کالا با خرید اقساطی. بعد از شروع جنگ، فشار تورم و نااطمینانی اقتصادی شدت بیشتری گرفته و نشانههای آن را میتوان در مناطق بالای تهران هم دید؛ اتفاقی که تا چند سال قبل بیشتر در محلههای متوسط و متوسط رو به پایین دیده میشد. بنرهای تخفیف، فروش اقساطی، حراجهای مداوم و جستوجوی کالاهای ارزانتر، امروز به خیابانهای شمال تهران هم رسیده است. از چند محله تهران نشان میدهد فشار اقتصادی به بخشی از چهره شهر تبدیل شده است. در ترهبارهای زعفرانیه، شهرک غرب و گیشا، مردم کنار سبدهای میوههای درجه دو و حتی سبدهای رایگان توقف میکنند. فروشندگان از کاهش خرید گوشت، ماهی و کالاهای غیرضروری میگویند و فعالان بازار تبلیغات تأیید میکنند تخفیف و فروش اقساطی از یک ابزار مقطعی، به استراتژی دائمی کسبوکارها تبدیل شده است. از کالابرگ در زعفرانیه تا سبدهای میوه رایگان در گیشا فشار اقتصادی مناطق بالای تهران حالا علاوه بر نشانههای آن روی تبلیغات شهری، در گوشتفروشی و سوپرمارکتهای آن هم دیده میشود. روایتیهایی همچون کاهش مصرف پروتئین و کوچکشدن سبد خرید که پیشتر از مناطق کمبرخوردار به گوش میرسید حالا در مناطق بالاتری هم دیده میشود. با یک گشت میدانی در محلههای متوسط و حتی مرفهنشین نیز میتوان ردپای تغییر الگوی مصرف و افت قدرت خرید را مشاهده کرد. از ویترین مغازههایی که بنرهای «تخفیف ۴۰ تا ۷۰ درصد» نصب کردهاند تا تبلیغات گسترده خرید اقساطی برای کالاهایی که پیشتر کمتر با چنین شیوهای عرضه میشدند. فروشنده میگوید: «سالهای قبل اصلا تخفیف نمیزدیم اما مدتی است مجبور شدهایم تخفیف بدهیم. کالابرگ را هم تقریبا همه قبول میکنند و در این منطقه هم هرکسی داشته باشد از آن استفاده میکند. خرید خانوادهها بیشتر به سمت کالاهای اساسی رفته و فروش کالاهای خارجی نسبت به گذشته افت محسوسی داشته است». چند خیابان آنطرفتر، حوالی عمار و فرمانیه، یکی از فروشگاههای عرضه گوشت که به فروش محصولات خاص و گرانقیمت شهرت داشت، حالا روی تمام ویترین خود برگههای «مرغ منجمد موجود است» و «پذیرش کالابرگ» نصب کرده است؛ روش جدیدی از فروش که از تغییر سلیقه مشتریان، بهواسطه فشار اقتصادی، حکایت دارد. بازارهای میوه و ترهبار نیز روایت مشابهی از این تغییرات دارند. در ترهبار ولنجک، رفتوآمد مشتریان همچنان زیاد است و بسیاری با کیسههای بزرگ میوه و سبزی از بازار خارج میشوند، اما کنار برخی غرفهها سبدهایی از میوههای درجه دو و سه قرار گرفته است؛ میوههایی لکدار یا با آسیب ظاهری که با قیمت پایینتر عرضه میشوند. نزدیک ظهر، زن و مردی مقابل این سبدها ایستادهاند و میوهها را یکییکی بررسی میکنند. فروشنده جوان غرفه میگوید: «موز یا خربزههایی که دو سه روز از ماندگاریشان گذشته را اینجا ارزانتر میگذاریم. با این حال بعضیها باز هم میپرسند مجانی نمیدهید؟». میوهها روی دستمان میماند حتی در ترهبار دادمان شهرک غرب، وضعیت مشابهی دیده میشود. جلوی ورودی اصلی، طالبی، گوجه و خیارهای لکدار روی قفسههای فلزی چیده شدهاند و با قیمت کمتر فروخته میشوند. پیرمردی که کیسه خرید در دست دارد، میان این محصولات به دنبال گزینههای ارزانتر میگردد و بر سر قیمت با فروشنده چانه میزند: «باید از کیلویی ۳۰ هزار تومان هم ارزانتر بدهی». در بخش فراوردههای پروتئینی همین بازار، فروشنده در حالی که مشغول پاککردن مرغ است، میگوید: «قدرت خرید مردم مثل قبل نیست. بیشتر مشتریها سراغ مرغ منجمد میروند تا هزینه کمتری پرداخت کنند. خرید ماهی و میگو هم نسبت به گذشته بهشدت کاهش پیدا کرده است». از طرفی ترهبار گیشا اگرچه همچنان شلوغ است، اما بیرون از سالن اصلی، سبدهایی از گوجه، بادمجان، شلیل و کاهو روی هم چیده شده که بخشی از آنها با قیمت پایینتر عرضه میشوند و بخشی دیگر رایگان در اختیار مردم قرار میگیرند. مردی که با کیسهای از کرفس و هندوانه از بازار خارج میشود، چند گوجه از سبد رایگان برمیدارد و به راهش ادامه میدهد. کارگری که این سبدها را مرتب میکند، میگوید: «اینها فروشی نیست. میوههایی که لک دارند و قابل فروش هستند، کمی سالمتر از اینها هستند. اما خیلی وقتها هنوز در حال جابهجاکردن این سبدها هستیم که رهگذرها بیشترشان را برمیدارند. پیشتر اصلا چنین چیزی نبود و خیلی وقتها این میوهها روی دستمان میماند». دنبال بال مرغ و ضایعات گوشت قصاب کنار همین ترهبار نیز از تغییر رفتار مشتریان میگوید: «این روزها آدمهایی برای خرید گردن، بال مرغ یا ضایعات گوشت میآیند که اگر ظاهرشان را ببینید، باور نمیکنید مشتری این محصولات باشند. بیشترشان از اهالی همین محله و مشتریهای قدیمی ما هستند، اما دیگر توان خرید سابق را ندارند. بعضیها فقط چون کالابرگ دارند، میتوانند گوشت بخرند. ممکن است خانهای چنددهمیلیارد تومان ارزش داشته باشد، اما صاحبش پول خرید گوشت ندارد. خرید ماهی هم تقریبا به صفر رسیده است. در این مدت به چشم دیدیم که سبد خرید اهالی چطور کوچک و کوچکتر شد». در ترهبار مجیدیه نیز الگوی مشابهی دیده میشود. سبدهای میوههای درجه دو مشتریان زیادی دارند و در کنار آنها، سبدهایی از میوههای آسیبدیده قرار گرفته که به صورت رایگان توزیع میشوند. طی حدود ۱۰ دقیقه، چند نفر با کیسههای خرید دور این سبدها جمع میشوند و هرچه میتوانند برمیدارند. در تهرانسر نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. مقابل یک میوهفروشی در خیابان لاله، میوههای ارزانتر روی پیادهرو چیده شده و کنار آنها سبد