سه هفته از اعلام بازگشت اینترنت بینالملل میگذرد، اما فاصله میان آنچه مسئولان «عادی شدن شرایط» مینامند و آنچه کاربران در عمل تجربه میکنند، همچنان محسوس است. کندی دسترسی به برخی سرویسها، اختلال در ارتباط با خدمات بینالمللی و افت کیفیت اتصال نسبت به گذشته، گلایههایی است که این روزها در میان کاربران و فعالان حوزه فناوری بازتاب گستردهای دارد. پنجم خردادماه امسال مسئولان از بازگشت اینترنت بینالملل و عادی شدن وضعیت ارتباطی خبر دادند؛ خبری که برای میلیونها کاربر، کسبوکار اینترنتی و فعال حوزه فاوا امیدوارکننده بود. با این حال، تجربه واقعی کاربران تصویر متفاوتی ارائه میدهد و این شکاف، پرسشهای جدیای را درباره وضعیت واقعی زیرساختهای ارتباطی کشور مطرح کرده است. یکی از محوریترین این پرسشها به وضعیت IPv6 بازمیگردد. بسیاری از متخصصان حوزه شبکه بر این باورند که بازگشت پایدار و استاندارد اینترنت بدون فعالسازی کامل و سراسری زیرساختهای مبتنی بر IPv6 ممکن نیست. با این حال، پیگیریهای صورتگرفته از مسئولان ذیربط تاکنون به پاسخی شفاف و مستند منجر نشده است. واقعیت این است که کیفیت اینترنت را نمیتوان صرفاً به اعلام «وصل بودن» تقلیل داد. آنچه برای کاربران و کسبوکارها اهمیت دارد، تجربه ملموس روزمره است؛ تجربهای که باید در سرعت، پایداری و دسترسی آزادانه به خدمات بینالمللی خود را نشان دهد. تا زمانی که این معیارها محقق نشوند، اعلامهای رسمی درباره «عادی شدن» اینترنت در اذهان عمومی چندان معنا نخواهد داشت. کارشناسان تأکید میکنند که در اقتصادی که خدمات دیجیتال، ارتباطات روزمره و تولید محتوا به اینترنت وابستهاند، ابهام در پاسخ به این پرسشها دیگر صرفاً یک مسئله فنی نیست؛ بلکه به موضوعی مرتبط با اعتماد عمومی تبدیل شده است. مردم حق دارند بدانند آیا تمام اجزای زیرساخت ارتباطی کشور به حالت پیشین بازگشته یا نه، و اگر تغییری در معماری شبکه ایجاد شده، چرا اطلاعرسانی شفافی در این باره صورت نمیگیرد. مطالبه امروز کاربران نه شنیدن خبر وصل شدن اینترنت، بلکه دیدن اثر آن در زندگی واقعی است. پاسخگویی صادقانه مسئولان درباره آنچه واقعاً در زیرساختهای ارتباطی کشور میگذرد، کمترین انتظاری است که افکار عمومی در این شرایط دارد.