یک سال است ازدواج کردهام. شوهرم خیلی رفیقباز است. هفتهای چندبار با دوستانش به باغهای شخصی میروند. تا جایی که میدانم چند نفر از دوستانش، آدمهای سالمی نیستند و حتی سیگاری و معتادند. راهنماییام کنید، میترسم شوهرم سیگاری یا معتاد شود. ۱ گفت وگوی غیرجنجالی (پیشگیری از گارد گرفتن) بزرگ ترین اشتباه در این مواقع، متهم کردن همسر یا حمله به دوستان اوست؛ چون باعث میشود او برای دفاع از رفقایش، موضع تدافعی بگیرد. از تکنیک «من» استفاده کنید. به جای اینکه بگویید: «تو رفیقبازی میکنی» یا «دوستانت آدمهای بدی هستند»، از احساس خودتان بگویید: «وقتی هفتهای چند شب در خانه نیستی، احساس تنهایی و ناامنی میکنم» یا «من واقعاً نگران سلامتی و آیندهمان هستم و این ترس، آرامش را از من گرفته است.» ۲ بررسی واقعبینانه بدون کنترلگری یادتان باشد، تغییر رفتار از درون اتفاق میافتد. اگر همسر شما به اندازه کافی به اصول اخلاقی و زندگی مشترک پایبند باشد، محیط پیرامون تا حدودی میتواند تأثیرگذار باشد، اما او مسئول انتخابهای خودش است. مشاهده کنید، اما جاسوسی نکنید. کنترل کردن زیاد، او را دورتر میکند. به جای آن، تغییرات رفتاری او (مثل تغییر ساعات خواب، تغییر خلق و خو، یا وسایل مشکوک) را با دقت و بدون هیاهو زیر نظر داشته باشید. ۳ ایجاد جایگزینهای جذاب ۴ مرزگذاری قاطعانه (در صورت عدم تغییر) اگر گفت وگوها به نتیجه نرسید و روند رفیقبازیهای ناسالم ادامه یافت، باید مرزهای خود را مشخص کنید: مشاوره فردی یا زوجدرمانی| اگر همسرتان حاضر نیست رفتارش را تغییر دهد، حتماً از یک مشاور کمک بگیرید. مشاور میتواند به شما کمک کند تا بهتر بفهمید چگونه بدون آسیب زدن به رابطه، حد و مرزهای زندگیتان را تعیین کنید. نکته مهم: اعتیاد شوخیبردار نیست. اگر واقعاً شواهدی از مصرف مواد یا رفتارهای پرخطر میبینید، نباید سکوت کنید. گاهی نجنگیدن در برابر رفتارهای نادرست، به معنای پذیرفتن آن آسیبهاست. اولویت شما در این مرحله باید حفظ سلامت همسرتان و امنیت روانی خودتان باشد.