میلاد عرفانپور با اشاره به جلسات و دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب، به بیان خاطرات و روایتهایی از این دیدارها پرداخت و گفت: ایشان نگاه دیگری به این جلسه داشتند و شاید بتوان گفت این جلسه حال آقا را خوب میکرد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، میلاد عرفانپور از شاعرانی است که از دوران نوجوانی در دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب در نیمه ماه رمضان حضور داشت و چندسالی هم از مسئولان برگزاری این دیدارها بود. این شاعر که مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری است، درباره شخصیت رهبر شهید انقلاب گفت: رهبر شهید ما ویژگیهای زیادی داشت و ابعاد مختلف شخصیتی و حوزههای مختلف تخصص، ذوق، دانش و اشرافی که این بزرگوار داشت، وصف ایشان را برای ما دشوار میکند. تعریف امامِ شهید خامنهای واقعا کار سادهای نیست. ما به کدام یک از ابعاد شخصیت عظیم و همیشه زنده تاریخ اشاره کنیم که بتوانیم تعریف شایسته و بسزایی داشته باشیم؟ او سپس گفت: یکی از حوزهها که به امامت و زعامت ایشان رنگ و لعاب دیگری داده و شخصیت ایشان را دوستداشتنیتر کرده بود، ادیب بودن، شاعر بودن و اشراف بسیار بسیار عالیای بود که ایشان به مقوله شعر داشت که نمودی از این اشراف، دغدغه، دانش و ذوق را نیمههای ماه مبارک رمضان در شب میلاد امام مجتبی (ع) در محفلی که محبوبترین و شاید جدیترین، بزرگترین و مستمرترین محفل ادبی و فرهنگی کشور بود، میدیدیم. عرفانپور درباره استمرار دیدار شاعران با رهبر توضیح داد: این استمرار فقط به خاطر علاقه شخصی ایشان نبود بلکه به گواه صحبتهای خود امام شهید ایشان شعر را یک هنر راهبردی میدید و به زعم بنده ایشان این جلسات را در مسیر خطمشیگذاری شعر دنبال میکرد. با برگزاری این جلسات بود که مقوله شعر به عنوان یک هنر جدی و به تعبیر رهبر انقلاب، هنر اول انقلاب اسلامی و ایران عزیز جلوه میکرد. او سپس گفت: زمانی که ۱۷ سال داشتم و دانشآموز بودم به خاطر رتبههایی که در محافل ادبی به دست آورده بودم، به این رویداد دعوت شدم. آن زمان شعر «پاییز بهاریست که عاشق شده است» را نوشته بودم و برای اولین بار این شعر را در این دیدار خواندم. بعد از هر رباعی که میخواندم ایشان محبت میکردند و «آفرین» میگفتند. بعد از آن سال هم خداوند روزی من کرد تا در آن جلسه و جلسات دیگر در دهه محرم به محضرشان بروم. در دهه محرم سفره ساده هیئت بعد از مجلس به پا بود و توفیق میشد سر سفره بنشینیم. ایشان من و دکتر مهدی سیار را صدا میزدند و خدماتشان میرسیدیم، به ما محبت میکردند و گفتوگوی مختصری داشتیم. عرفانپور درباره نگاه رهبر شهید انقلاب به شعر بیان کرد: ایشان به شعر و شاعر توجه جدیای داشتند و این توجه سبب شد شعر ما در این موقوف انقلاب اسلامی به این بلوغ و پختگی و رشد برسد، البته راه پیشِ رو هم راه بسیار طولانیای است. حضرت آقا هم دانش بسیار گستردهای در حوزه شعر داشتند و هم ذوق سلیم و سالم و قابل اعتنایی و هم خودشان شعر میگفتند. اگرچه از ایشان تعداد محدودی غزل به دست ما رسیده و فعلا اشعار دیگرشان در دست نیست. ذوق شاعری ایشان در کنار همه مشغلههایشان بسیار بسیار ارزشمند است و شعرهایی که از ایشان مانده در تراز بالایی قرار دارد. او با بیان اینکه از نسبت ایشان با شعر زیاد میتوان گفت، خاطرنشان کرد: توجه ایشان به شعرا، از منِ عرفانپور که از دوره نوجوانی در ذهن ایشان پرونده جدا داشتم و کارهایم را پیگیری کرده و سالهای سال مرا مورد محبت خود قرار میدادند تا استادان و بزرگان شعر امروز بود. همه شاعران خاطراتی از این توجه ویژه دارند. ایشان چندین بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم فرمودند که روزی نمیشود که من شما را به اسم دعا نکنم. این توجه ولی امر مسلمین جهان است به شعرای جوان. ایشان وقت میگذاشت و کتابهای شاعران جوان را مطالعه کرده و شعرشان را دنبال میکرد. توجهی که ماها با وجود مسئولیت کوچکی که داریم، گاهی از آن غفلت میکنیم و این میزان حواسمان به جزئیات نیست اما نزد آن امام شهید اینگونه نبود. او درباره تجربه اولین شعرخوانی خود گفت: سال اول اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۸۵، نوجوان بودم و زمانی که خدمت ایشان شعر خواندم خیلی خیلی اشتیاق داشتم و البته اندکی استرس و دلهره. عظمت معنوی، پیشوایی و مقتدایی ایشان برای بنده خیلی فراتر از این بود که در مجلس مهمی شعر میخوانم. این افتخار که در محضر امامم بتوانم شعر بخوانم واقعا وصفناپذیر بود بهخصوص اینکه ایشان بعد از هر رباعیای که میخواندم «آفرین» میگفتند و مرا تشویق میکردند. سالهای بعد هم دو سه باری توفیق شد شعر خواندم که تشویق ایشان تکرار شد. یک سال قرار نبود شعر بخوانم، ایشان مرا صدا زدند و فرمودند «میلاد هم رباعی و شعر بخواند» و توفیق شد آن سال هم شعر خواندم. سالهای آخر توفیق شعرخوانی نداشتم و دلیلش این بود که مسئول برنامه بودم و مرکز ما باید تمشیت امور را انجام میداد و انتخاب شعرها و شعرا در مرکز ما شکل میگرفت. میلاد عرفانپور درباره اینکه آیا ملاحظاتی برای شعرخوانی وجود داشت یا نه، گفت: اینکه چه شعری خوانده شود از جهتی انتخابش سخت بود و از جهتی نه. چون ایشان خیلی صمیمی بود و شاعران شعرهای عاشقانه خود را میخواندند، شعرهای انتقادی میخواندند و به راحتی در هر موضوعی میشد شعر خواند مگر در وصف خود ایشان. ایشان حساسیت داشتند و عتاب و خطاب میکردند اگر کسی از شعرا، شعری برای ایشان میخواند. در جلسهای شاعری خدمت ایشان رسید و به ایشان گفت من دو شعر دارم، کدامش را بخوانم، شعر اول درباره شماست و شعر دوم موضوع دیگری دارد. حضرت آقا فرمودند که قطعا شعر اول را نخوانید. شعر دوم کاملا انتقادی بود و شاعر شروع کرد شعر صریح و انتقادی خود را خواند. وقتی شعر تمام شد، حضرت آقا با لبخندی فرمودند «این شعر هم درباره ما بود.» اینگونه راحت و صمیمی برخورد میکردند و حتی اگر شعری نقد داشت، با حواس جمعتر و توجه بیشتر شعر را میشنیدند و استقبال