اجرای تعهدات طرف آمریکایی (و متحد صهیونیستش) در تفاهمنامه، در هالهای از ابهام قرار گرفته و بندهای آن یکی پس از دیگری نقض میشود. به گراش همشهری آنلاین، کیهان نوشت: رژیم صهیونیستی طی چند روز گذشته با چراغ سبز آمریکا، حملات جنایتکارانهای را در جنوب لبنان انجام داد و این در حالی است که توقف جنگ و حتی احترام به تمامیت ارضی لبنان (پایان اشغالگری) بند اول تعهد دشمن آمریکایی صهیونیستی است. به نظر میرسد آمریکا و اسرائیل در اینباره از شگرد دو قدم به جلو و یک قدم به عقب استفاده میکنند و تلاش دارند اشغال جنوب لبنان را به عنوان اهرم فشار بر ایران و حزبالله تثبیت کنند. متأسفانه با وجود تعهد رئیسجمهور به رهبر انقلاب، مطالبه کافی از دشمن غدار آمریکایی انجام نمیشود. این در حالی است که بند مربوط به آزادسازی اموال مسدود ایران هم اجرا نشده است. در اینباره وال استریت ژورنال مینویسد: «آمریکا و قطر در حال بررسی آزادسازی ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران هستند». همچنین، یاوهگوییها و ادبیات تهدیدآمیز ترامپ و معاونش علیه ایران، خلاف اصل حسن نیت و خلاف مفاد تفاهمنامه است. مذاکرات فنی بدون اجرای بند اول؟! با وجود نقض اساسی بند اول تفاهمنامه، دیروز هیئت ایرانی برای ادامه مذاکرات عازم ژنو شد تا بنابر اعلام وزارت خارجه پاکستان «مذاکرات فنی را با حمایت پاکستان و قطر به عنوان کشورهای میانجی برگزار کنند». اما مذاکرات فنی بدون تعیین تکلیف بند اول، افتادن در دالانی پر پیچ و خم و زیر پا گذاشتن خطوط قرمز اصولی است. ضمناً به نظر میرسد دشمن در حال گروکشی درباره تعهدات وعده داده شده و همچنین ایجاد خلل در اراده ایران درباره موضوع لبنان است. دیروز روزنامه نیویورک تایمز درباره ابهامات اجرای تفاهمنامه نوشت: لبنان به نقطه آسیبپذیر در توافق آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ تبدیل شده است. تحلیلگران میگویند به همین دلیل جبهه لبنان اکنون به یکی از نقاط تعیینکننده در موفقیت یا شکست توافق میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. در همین حال، رامی خوری پژوهشگر برجسته در دانشگاه آمریکایی بیروت گفت: آمریکا و اسرائیل سابقهای طولانی در پایبند نبودن به آتشبس دارند، اما این بار به دلیل نقش مستقیم ایران، با چالشی دشوارتر روبهرو هستند. اگر آمریکاییها شور نظامیگری و روند کشتار اسرائیل را مهار نکنند، ایرانیها واکنش نشان خواهند داد. اکنون به لحظه حسابرسی برای ایالات متحده، اسرائیل و طرفهای عربی و میانجیها رسیدهایم؛ همه در معرض آزمون قرار گرفتهاند. هیچ هدف ترامپ در جنگ عملی نشد در ارزیابی روند جنگ و پیامدهای آن، فرانسیس فوکویاما نظریهپرداز آمریکایی اذعان کرد: توافقی که ترامپ اکنون از آن دفاع میکند، در برخی زمینهها حتی ضعیفتر از توافق سال ۲۰۱۵ است. علت اصلی این تغییر موضع فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر دولت آمریکاست. با وجود جنگ، جمهوری اسلامیهمچنان بر سر کار است، سپاه پاسداران نقش مسلط خود را حفظ کرده، برنامه هستهای ایران متوقف نشده و هیچ توافقی درباره پایان حمایت تهران از حزبالله، حوثیها یا سایر گروههای متحدش حاصل نشده است. اگر ایران واقعاً آماده پذیرش این مطالبات بود، باید این تعهدات در متن توافق اولیه گنجانده میشد. از این رو، او احتمال دستیابی به توافقی جامع در آینده نزدیک پایین است. هیچ یک از اهداف آمریکا برای جنگ علیه ایران از جمله «تغییر رژیم» یا «تسلیم بیقیدوشرط» محقق نشده است. در همین حال، کریس ونهولن، سناتور آمریکایی گفت: دموکراتها باید دو نکته کلیدی را مطرح کنند. ۱) جنگ غیرقانونی در ایران یک اشتباه بزرگ بوده است و ما اکنون در وضعیت بدتری نسبت به قبل از شروع آن قرار داریم.۲) هیچ راه خوبی برای خروج از یک جنگ بد وجود ندارد. ما باید حرفهای کسانی را که از آن حمایت کردند و میخواهند ما را دوباره به آن بکشانند، رد کنیم. وقتی در چاله هستید، از کندن دست بردارید. خط و نشان معاون ورشکسته ترامپ در همین حال، اظهارات متناقض ترامپ و معاون او که از یکسو به درماندگی در جنگ اذعان میکنند و از سوی دیگر همچنان تهدید میکنند، ادامه دارد. جی دی ونس دیروز گفت: - بازگشایی تنگه هرمز دلیل این است که قیمت نفت از اوج ۱۲۶ دلار به حدود ۷۵ دلار امروز رسیده است. همچنین به همین دلیل است که قیمت بنزین، همین حالا که صحبت میکنیم، برای نخستین بار از ماه مارس به زیر ۴ دلار رسیده؛ در حالی که پیشتر میانگین آن به حدود ۶۰/۴ دلار رسیده بود.» - این تصور که اماراتیها قرار است یک میلیارد دلار برای ساخت یک نیروگاه در ایران سرمایهگذاری کنند، در حالی که ایرانیها رفتار خود را تغییر ندادهاند، واقعاً مضحک است. آنها چنین کاری نخواهند کرد. ما هم اجازه آن را نخواهیم داد. - خروج اسرائیل از لبنان بخشی از مذاکرات با ایران نیست. با بمباران نمیتوانستیم تنگه را باز کنیم همچنین ترامپ اظهار کرد: - میگویند چرا سختگیرتر عمل نمیکنی؟ اجازه بدهید توضیح بدهم؛ تنها راهی که میتوانستم سختگیرتر باشم این بود که ۲ یا سه هفته دیگر وارد عمل میشدم و به بمباران شدید آنها ادامه میدادم، درست است؟ اما نتیجهاش چه میشد؟ تنگه هرمز باز نمیماند. تنگه هرمز کاملاًً بسته شده بود. سراسر آن پر از مین میشد و موشکها بر فراز کشتیهای میلیارد دلاری به پرواز درمیآمدند؛ در چنین شرایطی آن کشتیها هرگز حرکت نمیکردند. ماهها نفتی در کار نبود. - تا زمانی که بمباران ادامه داشته باشد، آن مسیر عملاً بهطور خودکار بسته بود؛ چون هر یک از آن کشتیها بین ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار ارزش دارند و هیچکس حاضر نیست آنها را در میان موشکها به حرکت درآورد. - اگر قرار نباشد نیروی زمینی وارد کنیم، احتمالاً همان آدمها به عمق غارها میروند. به آنها غارهای گرانیتی میگویند. بسیار مستحکم هستند. آنها به اعماق میروند و بعد وقتی ما متوقف شویم، بیرون میآیند و احتمالاً همان رهبران قبلی خواهند بود.