برخلاف باور عموم که مرسدس 300SL را اولین خودروی انژکتوری دنیا میدانند، این فناوری انقلابی نخستین بار روی یک خودروی کوچک و گمنام آلمانی معرفی شد. با شنیدن عبارت نخستین خودروی تولیدی انژکتوری، ذهن بیشتر علاقهمندان به سمت یک مرسدس با درهای گالوینگ، یک سوپراسپرت ایتالیایی مسابقهای یا خودرویی پر از کروم آمریکایی به ذهن خطور میکند اما پاسخ واقعی بسیار عجیبتر از این تصورات است؛ خودرویی که بیشتر به یک وسیله نقلیه اقتصادی دوران پس از جنگ با چرخهای کوچک شباهت داشت اما توانست یکی از بزرگترین ایدههای مهندسی پیشرانه را به اثبات برساند. شروع داستان انژکتور در اوایل دهه ۱۹۵۰، خودروهای خانوادگی معمولی همچنان به کاربراتور وفادار بودند؛ قطعه فلزی ارزانقیمتی که برای دههها وظیفه ترکیب سوخت و هوا را بر عهده داشت و هر مکانیکی با ابزارهای ساده میتوانست آن را تنظیم کند. در مقابل، سیستم تزریق سوخت یا همان انژکتور، نوید روشی بسیار دقیقتر، تمیزتر و کارآمدتر را میداد. بهجای اینکه سوخت بر اثر جریان هوا از کاربراتور مکیده شود، سیستم انژکتور آن را با کنترل دقیق اندازهگیری میکرد که این امر به معنای توزیع بهتر سوخت، قدرت بیشتر، کاهش مصرف و پاسخدهی سریعتر پدال گاز بود. فناوری تزریق بنزین پیشازاین در هوانوردی ریشه داشت؛ جایی که شرکت بوش در ابتدای دهه ۱۹۳۰ این فرآیند را برای افزایش عملکرد موتور هواپیماها توسعه داد. پس از جنگ جهانی دوم و فروپاشی صنایع هوافضای آلمان، مهندسان به دنبال کاربریهای جدیدی برای این فناوری گرانقیمت گشتند. خودروهای جادهای گزینهٔ وسوسهانگیز اما پرریسکی بودند زیرا انژکتور تا آن زمان بیشتر برای هواپیماها، برنامههای مسابقهای و آزمایشگاههای مهندسی مناسب به نظر میرسید نه خودروهای کوچکی که مردم را در شهر جابهجا میکردند. ظهور یک پدیده از دل ویرانههای جنگ آلمان پس از جنگ جهانی دوم شرایط مناسبی برای ریسک روی پروژههای مهندسی بلندپروازانه نداشت. کارخانهها آسیب دیده بودند، بودجهها محدود، مواد اولیه کمیاب و خریداران بهجای خودروهای لوکس، نیازمند وسیلهای ابتدایی برای حملونقل بودند. این فشارها بازاری عجیب و خلاقانه ایجاد کرد و سدانهای کوچک و خودروهای حبابی متولد شدند. در دورانی که هر لیتر سوخت ارزش حیاتی داشت، سازندگان کوچک ایدههایی را آزمایش کردند که شرکتهای بزرگ آنها را بیشازحد پرریسک میدانستند. گاتبرود سوپریور ۷۰۰؛ اولین خودروی تولیدی انژکتوری گاتبرود یک شرکت آلمانی کوچک بود که در سال 1926 با تولید موتورسیکلت کار خود را آغاز کرد و سپس به تولید خودرو روی آورد. این شرکت از سپتامبر ۱۹۵۱ سری سوپریور را با موتورهای کوچک دو سیلندر دو زمانه عرضه کرد. یکی از اعضای این خانواده، مدل ۶۶۳ سیسی سوپریور ۷۰۰ بود که با کاربراتور نزدیک به ۲۶ اسب بخار قدرت داشت. نقطهٔ عطف مهم امت با مدل انژکتوری 700E رقم خورد که از سیستم تزریق مکانیکی بنزین بوش بهره میبرد و قدرت را به ۳۰ اسب بخار افزایش میداد. اگرچه این ارقام امروزه از توان یک تراکتور چمنزنی مدرن هم کمتر است، اما اصل مطلب این است که سوپریور 700E پیش از تمام نمادهای بزرگ تاریخ، سیستم تزریق سوخت را به جادهها آورد. طراحی این خودرو تضاد طنزآمیزی با دستاورد بزرگش داشت. سوپریور یک خودروی جذاب و مسابقهای نبود، بلکه یک مدل کوچک دو زمانه و دیفرانسیل جلو با بدنه کاربردی و سقفی پارچهای با قابلیت جمع شدن بود. بااینحال، همین ماشین متواضع، فناوری رو به آیندهای را زیر کاپوت داشت که بعدها به خودروهای اسپرت، لوکس و استانداردهای زیستمحیطی گره خورد. چرا افتخار انژکتور به مرسدس 300SL رسید؟ مرسدس 300SL گالوینگ که در سال ۱۹۵۴ با آن درهای باشکوه و پیشینهٔ مسابقهای معرفی شد، عنوان اولین خودروی انژکتوری را به نام خود سند زد. این ماشین برای نخستین بار از سیستم تزریق سوخت در یک مرسدس تولیدی استفاده کرد که ۴۰ اسب بخار قدرت بیشتر نسبت به نسخه کاربراتوری مسابقهای به آن بخشید. در گاتبرود، انژکتور به یک موتور ساده دو زمانه کمک میکرد تا سوخت کمتر بسوزاند و قدرت بیشتر تولید کند اما در مرسدس، این فناوری قلب یکی از افسانهایترین خودروهای تاریخ را زنده کرد. بوش بعدها اشاره کرد که 300SL در سال ۱۹۵۴ نقطهای بود که این فناوری بالاخره مشتریانی ثروتمند و مشتاق برای پرداخت هزینههای گزاف آن پیدا کرد زیرا عرضه آن روی خودروهای کوچک اقتصادی به دلیل هزینهها شکست خورده بود. رقابت شانهبهشانهٔ گاتبرود و گولیات گاتبرود برای رسیدن به این افتخار مسیر راحتی نداشت و در یک جنگ تمامعیار با رقیب هموطن خود یعنی گولیات (زیرمجموعه گروه بورگوارد) درگیر بود. هر دو شرکت با استفاده از فناوری نوظهور بوش به دنبال متمایز کردن خود بودند و هر دو مدل انقلابی خود را در نمایشگاه خودروی فرانکفورت ۱۹۵۱ به نمایش گذاشتند تا مسابقهای شانهبهشانه برای تحول در سیستم سوخترسانی موتورهای درونسوز شکل بگیرد. اگرچه گاتبرود سوپریور 700E چند ماه زودتر از گولیات GP700 اسپرت در سپتامبر ۱۹۵۱ وارد بازار شد و پیروز این نبرد نام گرفت اما هر دو شرکت سنگ بنایی را گذاشتند که سالها بعد مرسدس از آن بهره برد؛ هرچند تاریخ نام این دو رقیب کوچک را در سایهٔ شهرت مرسدس فراموش کرد. دو مأموریت متفاوت با یک فناوری مشترک گاتبرود سوپریور 700E و گولیات GP700 اسپرت با اهدافی کاملاً متفاوت به سراغ انژکتور رفتند. گاتبرود یک وسیلهٔ نقلیه کاربردی بود که در آن هزینه کم و صرفهجویی در مصرف سوخت بر عملکرد برتری داشت؛ اما گولیات GP700 اسپرت فناوری انژکتور مکانیکی بوش را در کالبد یک کوپه شیک و اسپرتتر پنهان کرد. موتور دو سیلندر دو زمانه و بزرگتر ۸۴۵ سیسی آن ۳۲ اسب بخار قدرت تولید میکرد که سرعت و شتاب بهتری به آن میبخشید. با وجود این نوآوریها، هیچکدام از دو خودروی مذکور در بازار به موفقیت تجاری بزرگی نرسیدند. گاتبرود تا سال ۱۹۵۴ تنها حدود ۷,۷۳۹ دستگ