چندین کیلو کاهش وزن در یک ماه رویایی است که این روزها خیلیها را به سمت آمپولهای لاغری کشانده، اما پشت این کاهش وزن سریع، روایتهایی وجود دارد که کمتر شنیده میشود. سوار مترو میشوم و برای اینکه بتوانم میان ازدحام جمعیت کمی راحتتر بایستم، خودم را به دیوار واگن تکیه میدهم. سیل مسافرانی که برای رسیدن به مقصد سوار مترو میشوند، مدام من را به انتهای واگن هل میدهد. چند دقیقه بعد که درهای مترو بسته میشود، زن نسبتاً جوانی درست روبهرویم میایستد. میان فشار جمعیت، با زحمت تلفن همراهش را از جیب بیرون میآورد، صفحه اینستاگرامش را باز و صدای گوشی را زیاد میکند «من تو یک هفته تونستم سه کیلو لاغر کنم! باورتون میشه؟» صدای بلاگر جوان در تمام واگن میپیچد و لحظهای بعد دوباره صحبتش را ادامه میدهد: «اونایی که خیلی وقته منو فالو دارن، میدونن همیشه دنبال این بودم که لاغر کنم، ولی حوصله رژیم گرفتن و ورزش کردن رو هم نداشتم. اما امروز اومدم یه راهحل سریع و با نتیجه صد درصدی بهتون معرفی کنم. من فقط یک هفتهست دارم این آمپولهای لاغری رو مصرف میکنم و خودتون نتیجهاش رو میتونید ببینید.» بلاگر چند قدم عقبتر میرود و مقابل دوربین میایستد تا کاهش وزنش را نشان دهد. لحظهای بعد دوباره به دوربین زل میزند و میگوید:«اگر شما هم از این آمپولهای لاغری میخواید و در ضمن دوست دارید بدون رژیم و ورزش، سریع به وزن ایدهآلتون برسید، فقط کافیه کلمه لاغری رو زیر آخرین پستام کامنت کنید.» زن، استوری را میبندد و وارد صفحه بلاگر میشود و زیر آخرین پست او مینویسد: «لاغری». بعد نفس عمیقی میکشد، لباسش را کمی از بدنش فاصله میدهد؛ گویی که میخواهد خودش را لاغرتر نشان دهد و چند لحظه بعد، چشمانش را به تلفن همراهش میدوزد و منتظر میماند تا اولین اعلان اینستاگرام روی صفحه ظاهر شود. اما چرا این روزها تب آمپولهای لاغری تا این اندازه بالا گرفته است؟ کاهش وزن سریع، آن هم در مدتزمانی کوتاه، برای بسیاری وسوسهکننده است؛ وسوسهای که در شبکههای اجتماعی هر روز پررنگتر میشود. از سوی دیگر، بسیاری از افرادی که پس از گذراندن روزهای پرفشار، استرسهای روزمره مبتلا به پرخوریهای عصبی شدند و از وزن طبیعی خود فاصله گرفتهاند به جای انتخاب روشهای تدریجی، به دنبال راهحلی هستند که در کمترین زمان، بیشترین نتیجه را برایشان به همراه داشته باشد و در این میان نیز بلاگرها با انتشار تصاویر «قبل و بعد» و همراه با وعدههای دروغین رسیدن به اندامی ایدهآل، از همان نتیجه سریع، مطلوب و دلخواه حرف میزنند. اما کمتر کسی از روی دیگر این ماجرا میگوید؛ از عوارض، هزینهها و پیامدهایی که بعد از پایین آمدن عدد ترازو تازه خودشان را نشان میدهند. روی دیگری که انتشار آن، چندان به سود بازار داغ تبلیغات این محصولات نیست. اما برای فهمیدن این روی پنهان آمپولهای لاغری، با «معصومه» زنی ۵۲ ساله، که تجربه چهار ماهه از تزریق آمپولهای لاغری را دارد، گفتوگو کردم؛ زنی که حالا از تجربهای میگوید که به اعتقاد خودش، در میان موج تبلیغات، کمتر کسی درباره آن صحبت میکند. قبل از اینکه گفتوگویم را شروع کنم. معصومه تلفن همراهش را مقابلم میگذارد و با سر اشاره میکند و میگوید: «میتونید عکسها رو ببینید، این عکسها دقیقاً قبل از تزریق آمپولهای لاغریه.» تلفن همراهش را برمیدارم و با دقت به عکسها نگاه میکنم. پیش از دیدن تصاویر، فکر میکردم که قرار است با عکسهای زنی روبهرو شوم که اضافهوزن شدید داشته و همین موضوع او را به سمت مصرف این آمپولها کشانده؛ اما برخلاف تصورم معصومهای را دیدم که حتی پیش از شروع تزریق هم اضافهوزن قابلتوجهی نداشته است. همین موضوع باعث میشود از او بپرسم: «برای چی تصمیم گرفتید وزن کم کنید؟» لبخند کوتاهی میزند و میگوید: «اعتمادبهنفس کافی نداشتم. دوست داشتم لاغرتر باشم و دیگه نگران سایز لباسهام نباشم. سایز لباسم ۴۸ برام مثل یک کابوس شده بود. برای همین تصمیم گرفتم تزریق این آمپولها رو شروع کنم.» از او میپرسم چطور با این آمپولها آشنا شده است. معصومه میگوید: «در محل کارم خیلی از همکارام درباره این آمپولهاحرف میزدن. میگفتن جدیدا آمپولی اومده که خیلی سریع آدم رو لاغر میکنه. از طرفی هم دوستانم در اینستاگرام مدام پست و استوری بلاگرهایی رو برام میفرستادن که داشتن همین آمپولهارو تبلیغ میکردن و همین باعث شد خیلی وسوسه بشم.» کمی مکث میکند و ادامه میدهد: «راستش من هیچوقت از اون آدمایی نبودم که هر چیزی مد بشه برم امتحان کنم. ولی یه مدتی بود هرجا که میرفتم حرف از این آمپول ها بود. حتی در جمعهای خانوادگی و یا آرایشگاه. یکی میگفت فلانی بیست کیلو کم کرده، یکی دیگه میگفت عدهای بدون اینکه حتی رژیم بگیرن با تزریق این آمپولها خیلی لاغر شدن. من هم کمکم با خودم فکر کردم یعنی واقعاً اینقدر آسونه؟ و همین باعث شد که با خودم بگم شاید این همون چیزیه که سالها دنبالش بودم و درنهایت تصمیم گرفتم زیر نظر پزشک تزریق این آمپولهارو شروع کنم.» تحفهای از سوی آمپولهای لاغری دستاش را لابهلای موهای کمپشتش میکشد و دستهای از آنها همانند برگان پاییزی در دستانش میریزند و با لبخندی میگوید: «این تحفه همین آمپولهاست!» نگاهی به موهای داخل دستش میاندازم و از او میپرسم: قبل از شروع مصرف، درباره عوارض اطلاعی داشتید؟ سری تکان میدهد و جرعه از چایاش مینوشد و جواب میدهد: «واقعیتش خیلی کم. میدونستم ممکنه حالت تهوع بیاره، ولی فکر میکردم یکی دو روزه خوب میشه. اصلاً تصور نمیکردم این همه عوارض دیگه هم ممکنه پیش بیاد. یعنی کسی هم به من درباره این عوارض هشدار نداده بود. حتی یادمه وقتی درباره عوارض جستوجو میکردم، بیشتر فیلمهایی میومد که همه خوشحال بودن و از نتیجه کاهش وزن سریع حرف میزدن. کسی نمیگفت بعد از چند هفته قراره چه اتفاقی بیافته.» سری تکان میدهم و میگویم: در طو