شبکه سیانان با اشاره به تنش تازه میان ایران و آمریکا علیه ایران نوشت: به نظر میرسد که تهران ترامپ را طبق قواعد خودش به بازی گرفته تا معضل جنگ او را عمیقتر کند. به گزارش همشهریآنلاین، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه پس از نقض یادداشت تفاهم با ایران برای پایان دادن به جنگ مدعی شد که تهران این توافق را زیر پا گذاشته است و نمیتوان به جمهوری اسلامی برای پایبندی به یک توافق اعتماد کرد. این در حالی است که ترامپ خود، پیشینه خروج از توافقهای بینالمللی، از جمله توافق آب و هوایی پاریس (۲ بار) و توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را دارد. برخی از منتقدان، وضعیت فعلی آمریکا را به تصمیم ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش برای لغو توافق دوران اوباما که برنامه هستهای ایران را محدود میکرد، ربط میدهند. ترامپ سپس در همان روز قول داد که عوارض خودش را بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، اعمال کند. ایران نیز در پیشنهادی که با کنایه همراه بود با قیمتی بهتر از نویسنده کتاب «هنر معامله» وارد عمل شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: رئیس جمهور آمریکا کاملاً درست میگوید. او استدلال کرد که «ترامپ به موضع تهران در مورد دریافت هزینه برای عبور از این آبراه حیاتی مشروعیت بخشیده است». عراقچی در ادامه با لحنی آمرانه افزود: ۲۰ درصد البته زیاد است. ما منصف خواهیم بود. به نوشته سیانان، ترامپ در حال درک این است که ایرانیها چانهزنی سختی را برایش رقم زدهاند و او تفسیر خودش را از آنچه در یادداشت تفاهم آمده بود، دارد. و او هنوز به روشنی برای آمریکاییها توضیح نداده است که چرا جنگی را که بارها گفته بود در آن پیروز شده، دوباره شعلهور کرده است. هفتهها پس از اعلام اینکه تفاهمنامهای که او با آب و تاب امضا کرده به این معنی است که او «برای همیشه به برنامه هستهای ایران پایان داده و برای اولین بار در سه هزار سال گذشته صلح را به خاورمیانه آورده است»، لحن خود را تغییر داد و این بار طبق انتظارات و پیشینهاش گفت که این توافق «آزمایشی» بوده و «معنای زیادی نداشته است». روزگاری ممکن بود حامیانش استدلال کنند که تناقضات شدید ترامپ گواه این است که او شطرنج دیپلماتیک چهاربعدی بازی میکند، اما اکنون توصیف او در بهترین شرایط این است که در بنبست گیر افتاده است. این تفاهمنامه به دلیل اقدام ایران برای دفاع از پیروزی بزرگ خود در جنگ - کنترل مؤثر بر تنگه - از هم پاشید. این امر یک واقعیت تلخ را برای ایالات متحده تقویت کرد: با وجود تمام تهدیدها و قدرت نظامی ترامپ، تهران هنوز پویاییهای رویارویی را دیکته میکند و معادلهای که جنگ را تعریف میکرد بدون تغییر باقی مانده است: جمهوری اسلامی از جغرافیا و درک زیرکانه از قدرت محدود خود برای غلبه بر یک ابرقدرت رقیب استفاده میکند. این آزمون جدید ارادهها تا حدودی ناشی از عجله دولت برای مذاکره در مورد تفاهمنامهای بود که حاوی زبان مبهمی بود. به نظر میرسد تیم مذاکرهکنندگان املاک و مستغلات ترامپ به رهبری معاون رئیس جمهور جی دی ونس، چیزی را که منتقدان باتجربهتر در تاریخ و دیپلماسی بلافاصله متوجه شدند، نادیده گرفتند: اینکه ایران از آن برای به دست آوردن اهرم فشار جدید استفاده خواهد کرد. به عنوان مثال، این توافق از تهران میخواست که برای عبور آزاد و ایمن کشتیهای تجاری از تنگه به مدت ۶۰ روز «ترتیباتی» اتخاذ کند و از تهران میخواست که با عمان برای «تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی» در تنگه همکاری کند. در ظاهر، این به ایالات متحده آنچه را که میخواهد میدهد - یعنی عملکرد عادی تنگه - اما به نظر میرسد ایران آن را به عنوان تأییدی بر کنترل آبراه پس از یک توافق دائمی میداند. بنابراین، جای تعجب نیست که برای شکل دادن به وضع جدید تلاش میکند. این اشتباه، اشتباه قبلی را تشدید کرد - عدم درک اینکه ایران در وهله اول تنگه را خواهد بست و اینکه این موضوع هنوز یک ماه پس از توافق تفاهمنامه مطرح است، نشان میدهد که جدول زمانی ۶۰ روزه برای یک توافق کامل، از جمله در مورد برنامه هستهای ایران، به طرز مضحکی غیرواقعبینانه است. تقلاهای دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به اقدامی دیگر سوالاتی را در مورد بازگشت ترامپ به جنگ مطرح میکند. برای مثال، آیا دلیلی وجود دارد که باور کنیم حمله به اهداف ایرانی و احیای محاصره دریایی توسط ترامپ، در تغییر محاسبات رهبران ایران نسبت به قبل موفقتر خواهد بود؟ آیا اینکه هزینههای اقتصادی فزاینده - قیمت نفت و گازوئیل روز دوشنبه افزایش یافت - دوباره رئیس جمهور را متقاعد خواهد کرد که برای جلوگیری از هزینه سیاسی و اقتصادی که ماه گذشته صادقانه گفت حاضر به پرداخت آن نیست، چشمپوشی کند؟ چرا هنوز میتوان از جنگ تمام عیار جلوگیری کرد یکی از دلایل امیدواری این است که درگیریهای تازه میتواند به این معنی باشد که ایالات متحده و ایران به دنبال تثبیت تفسیر خود از تفاهمنامه برای تعیین زمینه برای دیپلماسی آینده هستند. به عنوان مثال، ترامپ هیچ نشانهای از تمایل به پرداخت هزینه سنگین احتمالی تلفات آمریکایی در حمله به قطب تولید نفت ایران در جزیره خارگ نشان نداده است. برخی دیگر از روسای جمهور مدرن، از جمله لیندون جانسون و جورج دبلیو بوش، جنگهایی را تشدید کردند که از قبل بینتیجه به نظر میرسیدند، ترامپ با آغاز جنگ تمام عیار علیه غیرنظامیان، به تحقیر استراتژیک خود در جنگی که حریف را دست کم گرفته بود، همان راه را رفت.تراژدی در اوایل جنگ رخ داد، زمانی که یک موشک آمریکایی یک مدرسه ایرانی را هدف گرفت و ۱۶۸ کودک و ۱۴ معلم را به شهادت رساند. تلفات کامل غیرنظامیان در این حملات مشخص نیست. اما ترامپ به تهدیدهای قبلی خود مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهایی مانند پلها و نیروگاهها که به شدت بر زندگی غیرنظامیان تأثیر میگذارد، عمل نکرده و ایران با انتقامجوییهای خود علیه پایگاههای منطقهای ایالات