دور تازه درگیری میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز، تنها یک رویارویی نظامی دیگر نیست. به باور تریتا پارسی، تحلیلگر روابط بینالملل، آنچه امروز دو طرف را مقابل هم قرار داده، اختلاف بر سر یک بند از تفاهمنامهای است که قرار بود تنشها را کاهش دهد. اگر این اختلاف مدیریت نشود، نه تنها توافقی که با دشواری شکل گرفته از بین خواهد رفت، بلکه فرصت ایجاد یک نظم امنیتی جدید در خلیج فارس نیز از دست میرود؛ آن هم بر سر موضوعی که هنوز میتوان برای آن راهحلی سیاسی پیدا کرد. به گزارش خبرآنلاین، تریتا پارسی معاون و بنیانگذار اندیشکده کوئینستی در واکنش به حملات شب گذشته آمریکا به ایران در یادداشتی با عنوان:«چگونه میتوان رویارویی آمریکا و ایران در تنگه هرمز را پیش از آنکه به تفاهمنامه (MOU) لطمه بزند، حلوفصل کرد؟» نوشت: کمتر از چند هفته پس از امضای تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن، دو کشور برای دومین بار وارد تقابل مستقیم نظامی شدهاند. آمریکا در واکنش به حمله نیروهای ایرانی به چند کشتی عبوری در تنگه هرمز، از حمله به دهها هدف در داخل ایران خبر داد؛ حملهای که به گفته مقامهای آمریکایی با استفاده از مهمات دقیق انجام شد و از نظر دامنه، بسیار گستردهتر از عملیات قبلی بود. در کنار این اقدام نظامی، واشنگتن یکی از مهمترین امتیازهای اقتصادی توافق را نیز پس گرفت و مجوز عمومی خرید نفت ایران را لغو کرد؛ اقدامی که نشان میدهد دولت آمریکا این بار تصمیم گرفته است همزمان از دو اهرم نظامی و اقتصادی برای افزایش فشار بر تهران استفاده کند. ایران نیز در پاسخ، از حمله به دهها پایگاه نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و مدعی شد بخشی از این مراکز را منهدم کرده است. هرچند روایت دو طرف درباره جزئیات درگیری متفاوت است، اما یک نکته روشن به نظر میرسد؛ اینکه تفاهمنامهای که قرار بود تنشها را مهار کند، اکنون خود به موضوع اصلی اختلاف تبدیل شده است. دو برداشت؛ یک توافق تریتا پارسی معتقد است ریشه بحران نه در اصل تفاهمنامه، بلکه در تفسیر متفاوت ایران و آمریکا از مفاد آن نهفته است. از نگاه تهران، توافق هرگز به معنای کنار گذاشتن نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز نبوده است. مقامهای ایرانی بر این باورند که اگرچه این آبراه باید برای عبور کشتیهای تجاری باز بماند، اما در دوره موقت ۶۰ روزه، تمامی شناورها باید عبور خود را با ایران هماهنگ کنند تا در این فاصله، دو طرف درباره سازوکار دائمی اداره تنگه به توافق برسند. اما آمریکا برداشت دیگری از همان متن دارد. واشنگتن میگوید باز بودن تنگه هرمز یعنی کشتیها بتوانند آزادانه از مسیرهای دریایی موجود عبور کنند و ایران صرفاً مسئول تأمین امنیت این مسیرهاست، نه مرجع صدور مجوز برای همه شناورها. به ظاهر، اختلاف بر سر چند واژه در متن توافق است؛ اما در عمل، همین اختلاف تفسیری اکنون به بحرانی امنیتی تبدیل شده که میتواند کل روند دیپلماسی را با شکست روبهرو کند. چرا تنگه هرمز برای تهران فقط یک آبراه نیست؟ پارسی تأکید میکند که نگاه ایران به این موضوع صرفاً حقوقی یا اداری نیست. از دید تهران، تنگه هرمز مهمترین اهرم بازدارندگی کشور در برابر فشارهای خارجی به شمار میرود. اگر کشتیها بتوانند بدون هماهنگی با ایران از مسیرهای جایگزین عبور کنند، این اهرم بهتدریج بیاثر خواهد شد. به همین دلیل، ایران نگران است که آمریکا با استناد به تفاهمنامه، در عمل الگویی جدید برای عبور کشتیها ایجاد کند؛ الگویی که حتی در صورت بازگشت تنشهای نظامی نیز ادامه یابد و نقش ایران را در این آبراه راهبردی کمرنگ کند. از منظر تهران، ازسرگیری کشتیرانی تجاری با حفظ این اهرم منافاتی ندارد، اما تنها زمانی که همه شناورها همچنان عبور خود را با ایران هماهنگ کنند. در غیر این صورت، به باور مقامهای ایرانی، توافقی که قرار بود تنش را کاهش دهد، به ابزاری برای تضعیف موقعیت راهبردی ایران تبدیل خواهد شد. راهحلی که میتوانست بحران را مهار کند به اعتقاد تریتا پارسی، آنچه در روزهای اخیر رخ داده، الزاماً به معنای شکست تفاهمنامه نیست. برعکس، شواهد نشان میدهد دو طرف پیش از شعلهور شدن دوباره درگیریها، در حال نزدیک شدن به راهحلی بودند که میتوانست هم نگرانیهای امنیتی ایران را تا حدی برطرف کند و هم مانع از آن شود که آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس احساس کنند کنترل تنگه هرمز بهطور کامل در اختیار تهران قرار گرفته است. این راهحل، بر پایه یک سازوکار ساده اما هوشمندانه طراحی شده بود؛ کشتیهای تجاری هنگام عبور از تنگه، اطلاعات مسیر خود را همزمان به ایران و یک مرجع دریایی منتخب از سوی شورای همکاری خلیج فارس اعلام کنند. به این ترتیب، ایران از جریان عبور و مرور کشتیها مطلع میشد و در عین حال، هیچیک از طرفهای مقابل نیز مجبور نبودند ادعای حاکمیتی تهران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسند. به باور پارسی، ارزش این پیشنهاد دقیقاً در همین بود که بدون ورود به مناقشه پیچیده حاکمیت، امکان ادامه اجرای تفاهمنامه را فراهم میکرد و اختلاف اصلی را به مذاکرات آینده موکول میساخت. وقفهای که معادلات را تغییر داد اما این مسیر هیچگاه به نتیجه نرسید. مذاکرات پیش از نهایی شدن، همزمان با برگزاری مراسم تشییع آیتالله علی خامنهای متوقف شد و فرصتی که برای دستیابی به یک توافق میانی شکل گرفته بود، از دست رفت. در همین فاصله، چند کشتی تجاری با خاموش کردن سامانه شناسایی خودکار (AIS) و بدون اطلاعرسانی به تهران، از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور کردند؛ اقدامی که از نگاه ایران، صرفاً یک تخلف دریایی نبود، بلکه آزمودن مرزهای تفاهمنامه و به چالش کشیدن تفسیر تهران از آن محسوب میشد. واکنش ایران نیز از همین زاویه قابل فهم است. تهران این اقدام را نشانهای از تلاش برای بیاعتبار کردن نقش خود در مدیریت تنگه هرمز دانست و با توسل به نیروی نظامی به آن پاسخ داد؛ پاسخی که بار دیگر دو کشور را وارد چرخهای از اقدام و واکنش کرد.