پیام ما: تا یک دهه قبل، ساکنان انزلی تصورش را هم نمیکردند روزی لکههای خشکی در تالابشان دیده شود. رسوب، فاضلاب انسانی و صنعتی، سنبل آبی، تغییر کاربری در بالادست و کاهش تراز آب دریای خزر اما این تصور محال را واقعی کرده است و حالا مردم حاشیه تالاب انزلی این روزها غمگینتر از همیشهاند. استاندار گیلان دو سال قبل گفته بود که شهرهای رشت و بندر انزلی سه سال آینده به خاطر این وضعیت غیرقابل سکونت میشوند. از این ضربالاجل استاندار یک سال باقی مانده و خشکی گستردهتر شده است! مسئولان میگویند فکری به حال تصفیهخانه فاضلاب شهرهای اطراف تالاب که یکی از دلایل عمده وضعیت فعلی است نشده و از بخش خصوصی هم کسی علاقهمند به سرمایهگذاری در این استان نیست. تغییر کاربریها در جریان است، سنبلهای آبی در تالاب میچرخند و دریای خزر هم روی خود را از استانهای شمالی بیش از پیش برگردانده و خبری از حقابه تالاب هم نیست. این سرنوشت سخت تالابی است که زندگی مردمش به دشواری و مهر با آن گره خورده؛ تالابی با لکههای خشک. با وجود اینکه یازده رودخانه در بالادست راهی تالاب میشوند، اما به واسطه کشت برنج در شش ماه اول سال، اغلب حقابه تالاب توسط کشاورزان برداشت میشود. حقابه تالاب انزلی مشخص است، اما نظارت آب منطقهای استان آنقدر جدی نیست که بتواند سهم انزلی را به آن برساند. همین باعث شده هر سال بحث تنش آبی شدیدتر شود. به علاوه در پیرامون تالاب و جنوب آن در شالیزارها چاه حفر کردهاند و این معضل از دهه گذشته تاکنون بیشتر خودش را نشان داده است. این بخش کوچکی از مشکلی است که در سالیان اخیر گریبان تالاب انزلی را گرفته است. مردم حاشیه تالاب رزق و روزی، آرامش و زندگیشان وابسته به این تالاب است، اما حالا با لکههای خشکی روبهرو شدهاند. خشکی هر سال بیشتر از گذشته در تابستان رخ نشان داده و امسال هم باعث شده تا کارزاری با عنوان «مسدودسازی فوری خروجی پهنه آبی تالاب انزلی و تخصیص حقابه» شکل گیرد. حقابه تالاب را آنطور که «ماهان مهرو» کارشناس ارشد تنوع زیستی میگوید، توسط آب منطقهای و دیگر ارگانهای درگیر داده نمیشود، اما مسدودسازی خروجی پهنه آبی مُسَکنی موقت است: «چنانچه یک بخشی از تالاب مسدود شود، عملاً چرخه اکوسیستمی تالاب به هم میریزد و بدل به استخر میشود. مزایای این کار جلوگیری از خروج آب به صورت موقت است، اما در بلندمدت معایبی دارد. فاضلاب به تالاب وارد میشود و اگر این مسدودسازی طولانی باشد و خروجی نداشته باشیم، صرفاً بوی تعفن و آسیب دارد. این راهکار اساسی نیست، شاید بتوان به عنوان مُسکنی موقت به آن نگاه کرد، ولی این کار باعث انباشت رسوب آلی و معدنی و فاضلاب و در نتیجه باعث تشدید خشکی تالاب میشود و شاید به عنوان روشی موقتی در تابستان و برای آنکه معیشت بخش بزرگی از جامعه محلی درگیر تالاب است قابل استفاده باشد.» او معتقد است درمان تالاب نه در خود تالاب بلکه در بالادست است. باید مسئله فاضلاب ساماندهی شود و مقابل رودخانههایی که به تالاب میرسند تلههای رسوبگیر و زبالهگیر نصب، لایروبی انجام و جهت منفی به بستر تالاب داده شود تا ماندگاری آب بیشتر شود. به علاوه لایروبی هم باید با دقت و بهدرستی انجام شود. «در دولت گذشته به دلیل فشار قایقرانان، مسیرهای قایقرانی که به پهنه غربی متصل میشدند لایروبی شد تا آب تالاب به سمت اسکله برود، اما این کار اشتباه بود. سرعت خروج آب بیشتر و کار برای تالاب سختتر شد.» مهرو میگوید تا جایی که اطلاع دارد، سازمان حفاظت محیط زیست با کمک یکی از دانشگاهها تحقیقی را در دست دارد که اثرات مسدودسازی مسیر آب چیست و قرار است مجوزهایی هم صادر شود: «در نهایت این کار نسخه حفاظت نیست. مسدودسازی خروجی آبی بخشی از تالاب را حفظ میکند، اما نقاطی چون «پناهگاه حیات وحش سرخانکل» یا «منطقه حفاظتشده سیاهکشیم» هم جزو تالاب هستند و غرب تالاب جزو مناطق حفاظتشده نیست و این کار نیمی از تالاب را آبدار میکند و این نگاه بخشینگری مناسب نیست.» نیاز به عملیات جمعآوری گیاهان تالاب با انباشت رسوب معدنی و آلی، رشد گیاهان هم افزایش پیدا کرده و تهنشین شدن هر ساله گیاهان باعث شده بستر تالاب بالا بیاید و عرصه آبیاش از دست برود. مهرو میگوید این تالاب در محاصره کلکسیونی از گونههای مهاجم است؛ از سنبل آبی تا لاکپشت گوشقرمز و کپور کاراس و میگوی آب شیرین و ماهی گامبوزیا و … در کنارش هم هر ساله گیاهان بسیاری در آن تهنشین میشوند و رسوب را افزایش میدهند. «باید مدیریت گیاهان رخ دهد. برای مثال گیاه بومی لاله تالابی تا دهه نود ۵۰ هکتار وسعت داشت و حالا خیلی بیشتر شده و سطح وسیعتری از تالاب را گرفته است. هر سال رشد میکند و پوسیده میشود و به مواد آلی تالاب افزوده میکند. باید در زمان پرآبی تالاب یعنی در بهمن، اسفند و فروردین عملیات جمعآوری گیاهان را داشته باشیم، اما این اتفاق نمیافتد چون نه ابزارش وجود دارد، نه اعتبارش و نه نیروی انسانی. تالاب به امان خدا رها شده و در تابستان صدای همه درمیآید که خشک شده است.» اختلاف تراز دریا و تالاب که بین یک و نیم تا دو متر دریا پایینتر است و جریان آبی تالاب که از غرب به سمت شرق است، باعث شده تا آب تالاب به سمت بندرگاه انزلی، اسکله، موجشکن و در نهایت به دریا بریزد. مهرو میگوید این خروج آب رسوباتی را هم حمل میکند، اما چون بستر تالاب اشباع از رسوب است، جریان آب به اندازه کافی قدرت بردن رسوب را ندارد و چون حقابه تالاب نمیرسد و گرما باعث تبخیر آب است و وجود سنبل آبی مهاجم، میزان مصرف آب توسط گیاهان هم افزایش مییابد و با خشک شدن تالاب، مرگ و میر ماهیان افزایش مییابد. اگر قایقها گردشگران را جابهجا نکنند، حتی همان مسیر آبراهه هم مسدود میشود. «راهکار اساسی نجات تالاب در درجه اول ساخت تصفیهخانه فاضلاب و مدیریت آب است. برای تصفیه فاضلاب بر اساس گفته استاندار گیلان، نیاز به ۳۰۰ میلیون دلار اعتبار است که از ت