سرمربی تیم ملی در ادامه شعارهای تبلیغاتی اش دوباره از نسل سازی صحبت کرده است. امیر قلعهنویی دوباره از «نسلسازی» حرف زده؛ واژهای که این روزها بیشتر از آنکه در عملکرد تیم ملی دیده شود، در مصاحبههای سرمربی شنیده میشود. سوال اما اینجاست که دقیقا کدام نسل در تیم ملی ساخته شده است؟ تیمی که در جام جهانی ۲۰۲۶ یکی از پیرترین ترکیبهای مسابقات را در اختیار داشت، خیلی زود از دور رقابتها کنار رفت و در طول تورنمنت نیز فرصت چندانی به بازیکنان جوان نداد، چطور میتواند مدعی آغاز یک نسل جدید باشد؟ اگر قرار باشد نسلسازی فقط به دعوت چند بازیکن جوان به اردو خلاصه شود، بدون اینکه حتی فرصت واقعی برای حضور در زمین پیدا کنند، این تعریف با واقعیت فوتبال حرفهای فاصله زیادی دارد. نسل جدید زمانی شکل میگیرد که سرمربی در روزهای سخت هم به جوانان اعتماد کند، اشتباهاتشان را بپذیرد و آنها را به مهرههای اصلی تیم تبدیل کند؛ نه اینکه نیمکتنشین بمانند و بار اصلی تیم همچنان روی دوش بازیکنان باتجربه باشد. برای درک معنای واقعی نسلسازی کافی است به اسپانیا نگاه کنیم. تیمی که پس از خداحافظی نسل طلایی خود، چند سال نتایج ضعیفی گرفت اما از مسیرش خارج نشد. آنها به جای تصمیمهای مقطعی، روی آکادمیها سرمایهگذاری کردند و به بازیکنان جوان فرصت رشد دادند. نتیجه این نگاه، ظهور فوتبالیستهایی مانند لامین یامال، پائو کوبارسی، پدری، فابیان روییز، رودری و دیگر ستارههایی بود که امروز ستون اصلی تیم ملی اسپانیا هستند. قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ اتفاقی نبود؛ حاصل سالها برنامهریزی، اعتماد به استعدادهای جوان و داشتن یک مسیر مشخص بود. تیمی که در هشت مسابقه تنها یک گل دریافت کرد، محصول شعار نبود، محصول کار اصولی بود. تفاوت همینجاست؛ در فوتبال اسپانیا، نسلسازی را در زمین مسابقه میبینید، نه پشت تریبون. تا زمانی که در تیم ملی ایران جوانها فقط برای کامل شدن فهرست نفرات دعوت شوند و فرصت واقعی برای بازی نداشته باشند، استفاده از واژه «نسلسازی» بیشتر شبیه یک شعار تبلیغاتی است تا برنامه فنی قابل دفاع.