تفاهم ایران و آمریکا امضا شد و در حالی که دو طرف خود را برای آغاز مذاکرات هستهای در سوئیس آماده میکنند، پرسش اصلی این است که این تفاهم چه تفاوتی با برجام دارد و آیا میتواند سرنوشت متفاوتی را رقم بزند؟ اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: سند تفاهم پایان جنگ، سرانجام امضا شد، با تغییرات لحظه آخری و البته به صورت الکترونیکی. به محض امضای تفاهم، ایران و آمریکا متن آن را منتشر کردند و سپس کاخ سفید و مقامات ایران آن را به سود خود دانستند. اما همزمان در هر دو سو، برخی گروهها نیز انتقاد به آن را کلید زدهاند. بر اساس متون منتشرشده از سوی تهران و واشنگتن، تفاهمنامه شامل ۱۴ بند است که از آتشبس و توقف عملیات نظامی تا رفع تدریجی تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات هستهای را در بر میگیرد. هرچند تفاهمنامه نقشه راهی برای مذاکرات اصلی و توافق نهایی اسد، اما همین سند نیز پیامدهای اقتصادی و سیاسی سریعی بر ایران، آمریکا و جهان داشته است. تغییر ناگهانی در مراسم امضا؛ چرا پزشکیان جایگزین قالیباف شد؟ یکی از نکات قابل توجه در روند نهایی شدن تفاهمنامه، تغییر ناگهانی سازوکار امضای آن بود. تا ساعات پایانی روز چهارشنبه، روایت رسمی بر برگزاری مراسم امضا در سوئیس و حضور محمدباقر قالیباف از ایران و جیدیونس معاون رییسجمهور آمریکا در هتل برگناشتوک لوسرن بود. اما ناگهان تصمیم تغییر کرد و سند به صورت الکترونیکی توسط رؤسای جمهور دو کشور امضا شد. اما این تغییر، صرفاً یک جابهجایی تشریفاتی نیست. برخی تحلیلگران میگویند قرار گرفتن نام مسعود پزشکیان در مقام امضاکننده اصلی توافق، میتواند تلاشی برای نسبت دادن مسئولیت این تفاهم به دولت مستقر باشد. اقدامی که در صورت موفقیت مذاکرات، برای دولت امتیاز سیاسی محسوب خواهد شد و در صورت شکست نیز بار مسئولیت بیشتری را متوجه آن خواهد کرد. آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز در پیامی تاکید کرده که «علی الاصول» نظر دیگری داشته اما با نظر رییس جمهور که رییس شورای عالی امنیت ملی است با تفاهم موافقت کرده است. پیش از این نیز برخی گروهها نسبت به تفاهم هجمههای گستردهای کرده بودند. تفاهمنامه جدید؛ از آتشبس تا رفع تحریمها برخلاف بسیاری از توافقهای پیشین میان ایران و آمریکا که صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بودند، تفاهمنامه اخیر فعلا موضوع هستهای را در بر نمیگیرد. در متن منتشرشده، پایان عملیات نظامی، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، آزادسازی داراییهای ایران، صدور مجوزهای لازم برای صادرات نفت و آغاز روند رفع تحریمها در کنار موضوع هستهای قرار گرفته است. همچنین آمریکا متعهد شده است که در چارچوب توافق نهایی، مسیر لغو تحریمهای اولیه و ثانویه را دنبال کند و دسترسی ایران به منابع مالی مسدودشده را تسهیل سازد. در مقابل، ایران نیز متعهد شده وضعیت موجود برنامه هستهای را تا پایان مذاکرات حفظ کند و درباره موضوع مواد غنیشده و آینده برنامه هستهای وارد گفتوگو شود. شباهتها و تفاوتها با برجام با امضای تفاهم، بازار مقایسه آن با توافق هستهای (برجام) نیز داغ شده است. هر دو توافق با هدف کاهش تنش، رفع تحریمها و حلوفصل پرونده هستهای شکل گرفتهاند و در هر دو مورد، اصل «تعهد در برابر تعهد» محور مذاکرات بوده است. با این حال تفاوتهای مهمی نیز وجود دارد. نخست آنکه برجام از دل یک فرایند طولانی مذاکرات چندجانبه میان ایران و شش قدرت جهانی بیرون آمد، اما تفاهمنامه جدید ماهیتی عمدتاً دوجانبه دارد و مستقیماً میان تهران و واشنگتن تنظیم شده است. دوم اینکه در برجام، تمرکز اصلی بر محدودیتهای هستهای و سازوکارهای نظارتی بود، اما در تفاهم کنونی، مسائل امنیتی، دریایی، اقتصادی و حتی بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ نیز وارد متن شده است. تفاوت سوم به تجربه خروج آمریکا از برجام بازمیگردد. مقامات ایرانی آشکارا اعلام کردهاند که خاطره بدعهدیهای گذشته در تدوین این سند مدنظر بوده و به همین دلیل تلاش شده سازوکارهای نظارتی و ضمانتهای بیشتری در متن گنجانده شود. با این حال، هنوز مشخص نیست این تضمینها تا چه اندازه در برابر تغییرات سیاسی آینده در آمریکا کارآمد خواهند بود. با این همه، مخالفان تفاهم آن را با برجام مقایسه میکنند و مدعی هستند که مثل آن خسارتبار است. اما متناقض آنکه در آمریکا نیز، مخالفان تفاهم آن را با برجام مقایسه میکنند و مدعی هستند که توافق هستهای اوباما امتیازات بیشتری را بدون جنگ از جمهوری اسلامی ایران گرفت. مذاکرات سوئیس؛ آغاز فصل دشوارتر در حالی که امضای تفاهمنامه پیامدهای مثبت بسیاری داشته است، به نظر میرسد که مرحله دشوارتر تازه آغاز شده است. گفتهشده که قرار است نخستین دور مذاکرات رسمی ایران و آمریکا با میانجیگری قطر و پاکستان روز جمعه در سوئیس برگزار شود؛ مذاکراتی که محور اصلی آن پرونده هستهای و چگونگی اجرای تعهدات دو طرف خواهد بود. اما این خبر نیز ابهامهای بسیاری دارد و حتی خبرهایی از لغو سفر هیات ایرانی به دلیل ادامه حملات اسرائیل به لبنان مطرح شده است. اگرچه مقامات ایرانی تأکید کردهاند که موضوعات موشکی در دستور کار این مذاکرات قرار ندارد و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از کشور نیز پذیرفته نشده است، اما همچنان مسائل حساس و اختلافی فراوانی باقی مانده است. نحوه رفع تحریمها، زمانبندی اجرای تعهدات، سرنوشت ذخایر هستهای و سازوکار راستیآزمایی از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند مسیر مذاکرات را پیچیده کنند. پیامدهای اقتصادی و منطقهای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و کاهش تنشهای نظامی، نخستین پیامد ملموس این تفاهم خواهد بود. این موضوع میتواند به کاهش ریسک در بازار انرژی و تسهیل صادرات نفت ایران منجر شود. همچنین آزادسازی داراییهای بلوکهشده و کاهش محدودیتهای مالی، در صورت تحقق، فرصتهایی را برای اقتصاد ایران فراهم خواهد کرد. در سطح م