کاترین اشتون در شماره تابستانه مجله The World Today یکی از مهمترین عوامل موفقیت مذاکرات برجام را مرحلهای موسوم به «دور بدون غافلگیری» توصیف کرد. کاترین اشتون، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس تیم مذاکرات هستهای منتهی به توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، در تحلیلی درباره توافق جدید میان ایران و آمریکا تاکید کرد که هرچند اعلام توافق برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز گامی مهم و امیدوارکننده است اما هنوز مسائل اساسی و تعیینکننده این بحران حل نشده و بدون آنها امکان دستیابی به صلحی پایدار وجود نخواهد داشت. بازگشایی هرمز؛ پیامد جنگ، نه علت آن رئیس پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا معتقد است تمرکز بر بازگشایی تنگه هرمز اگرچه برای اقتصاد جهانی ضروری است اما این اقدام به تنهایی نمیتواند ریشههای بحران را برطرف کند. به باور وی، بسته شدن تنگه هرمز نتیجه جنگ بوده است نه علت آغاز آن؛ بنابراین بازگشایی این مسیر حیاتی کشتیرانی هرچند از افزایش قیمت انرژی، کمبود کالا و اختلال در زنجیره تامین جهانی جلوگیری میکند اما پاسخگوی مهمترین اختلافات میان ایران، آمریکا و اسرائیل نیست. پرونده هستهای؛ مهمترین قطعه پازل کاترین اشتون تأکید کرد همانگونه که در مذاکرات برجام، هدف اصلی ایجاد اطمینان از صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران بود، اکنون نیز هر توافق پایداری باید تکلیف این موضوع را مشخص کند. او یادآور شد مذاکراتی که بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ به نمایندگی از سازمان ملل و با حضور آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان هدایت میکرد، تنها یک هدف داشت؛ اطمینان از اینکه ایران به دنبال تولید سلاح هستهای نیست. مسائل دیگری مانند حقوق بشر یا نقش گروههای همپیمان ایران در منطقه، هرچند مهم بودند، اما قرار بود در مراحل بعدی بررسی شوند؛ موضوعی که هرگز به سرانجام نرسید. اشتون همچنین از خروج دولت نخست دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ به عنوان عاملی یاد کرد که توافق هستهای را عملاً از بین برد. مذاکرات موفق بدون «غافلگیری» امکانپذیر نیست اشتون یکی از مهمترین عوامل موفقیت مذاکرات برجام را مرحلهای موسوم به «دور بدون غافلگیری» توصیف کرد. در آن مذاکرات، همه موضوعات از ابتدا روی میز قرار داشت؛ از میزان ذخایر اورانیوم غنیشده و راکتور آب سنگین اراک گرفته تا رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران. دو طرف میدانستند قرار است درباره چه موضوعاتی مذاکره کنند و هیچکدام نمیتوانستند در میانه راه مسئله جدیدی را مطرح کنند؛ رویکردی که به تدریج اعتماد متقابل را شکل داد. مذاکرات فعلی نیز برای موفقیت به همین شفافیت، جزئینگری و اعتمادسازی نیاز دارد. اختلاف اهداف آمریکا و اسرائیل این دیپلمات باسابقه بر این باور است که اهداف آمریکا و اسرائیل در این بحران الزاماً یکسان نیست. بنیامین نتانیاهو سالهاست به دنبال کاهش توان منطقهای ایران و محدود کردن نفوذ آن است، در حالی که ترامپ ممکن است اهداف متفاوت و محدودتری را دنبال کند. تا زمانی که این اختلاف اهداف روشن نشود، هر توافقی شکننده خواهد بود. ترور شخصیتهای ایرانی، مذاکرات را دشوارتر کرده است اشتون در بخش دیگری از تحلیل خود ترور ( به شهادت رساندن) برخی شخصیتهای سیاسی ایران را اقدامی دانست که روند مذاکرات آینده را پیچیدهتر کرده است. او از علی لاریجانی به عنوان شخصیتی نام برد که میتوانست مذاکرهکنندهای عملگرا، هرچند اصولگرا، برای گفتوگو با آمریکا باشد. کاترین اشتون از عباس عراقچی به عنوان یکی از معدود مذاکرهکنندگان باتجربه ایران یاد کرد و گفت سابقه حضور او به عنوان معاون تیم مذاکرهکننده برجام میتواند در مذاکرات جدید مؤثر باشد، هرچند شرایط کنونی کاملا متفاوت از گذشته است. نقش کشورهای میانجی و ظهور بازیگران جدید اشتون همچنین به تغییر ساختار دیپلماسی بینالمللی اشاره کرد و گفت برخلاف مذاکرات برجام که با محوریت قدرتهای بزرگ و اتحادیه اروپا انجام شد، اکنون کشورهای منطقه نقش پررنگتری یافتهاند. پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی و مصر به عنوان یک گروه غیررسمی میانجی در حال ایفای نقش هستند و حتی اعلام اولیه توافق اخیر نیز از سوی پاکستان انجام شد. او این گروههای جدید را به «قایقهای تندرو» تشبیه کرد که نسبت به ساختارهای سنتی دیپلماسی مانند سازمان ملل و اتحادیه اروپا سریعتر عمل میکنند اما هشدار داد اگر مذاکرات طولانی شود، حفظ انسجام این گروهها دشوار خواهد بود. چین را نباید نادیده گرفت اشتون برخلاف بسیاری از تحلیلها، نقش چین را بسیار مهم ارزیابی کرد. پکن در تمامی مراحل مذاکرات برجام حضور فعال داشت، در حل موضوعات دشوار مشارکت میکرد و برخلاف دیگر قدرتها، به دنبال ایفای نقش سیاسی پررنگ پس از توافق نبود. تجربه همکاری چین در مذاکرات هستهای میتواند در توافقهای آینده نیز مفید باشد. اروپا همچنان میتواند نقشآفرین باشد اشتون معتقد است هرچند اتحادیه اروپا در بحران کنونی تا حد زیادی به حاشیه رانده شده اما هنوز از ظرفیت کارشناسی و دیپلماتیک ارزشمندی برخوردار است. وی ادعا کرد دیپلماتهای اروپایی تجربه فراوانی در گفتوگو با ایران دارند و میتوانند زمینه لازم برای مذاکرات جدی میان تهران و واشنگتن را فراهم کنند. اختلاف بر سر غنیسازی همچنان پابرجاست به گفته اشتون، یکی از دشوارترین موضوعات مذاکرات آینده، تعیین میزان مجاز غنیسازی اورانیوم در ایران خواهد بود. او یادآور شد که نتانیاهو همواره خواهان توقف کامل غنیسازی در ایران بوده، در حالی که تهران بر حق خود برای غنیسازی در مقاصد صلحآمیز، از جمله تولید انرژی و مصارف پزشکی، تأکید میکند؛ حقی که در برجام نیز به رسمیت شناخته شده بود. اشتون همچنین با اشاره به گزارشهای مربوط به حملات نظامی سال ۲۰۲۵ گفت بر اساس این گزارشها، تأسیسات هستهای ایران آسیب دیدهاند و تهران هنوز فاصله زیادی با بازسازی کامل این مراکز و رسیدن به غنیسازی ۹۰ درصدی مورد