عصر ایران؛ عبدالرضا داوری - یکی از نکات کمتر مورد توجه در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، نه محتوای سیاسی آن، بلکه نوع نگاه او به مردم ایران و واژگانی است که برای توصیف آنان برگزیده است. در فضایی که طی دهههای گذشته ادبیات رسمی جمهوری اسلامی عمدتاً بر مفاهیمی چون «امت»، «مؤمنان»، «انقلابیون»، «نیروهای حزباللهی»، «مردم مبعوث شده» و سایر تعابیر ایدئولوژیک استوار بوده، انتخاب واژگانی متفاوت برای خطاب قرار دادن مردم ایران حامل یک تغییر معنادار در عالیترین سطح گفتمانی جمهوری اسلامی است. آقامجتبی در این پیام، مردم ایران را «ملت پرشور و باوفای ایران»، «ملت سرافراز» و «ملت باشرف ایران» میخواند. این صفات، برخلاف بسیاری از تعابیر رایج در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، نه بر هویتهای ایدئولوژیک، بلکه بر ویژگیهای ملی، اخلاقی و مدنی مردم تأکید میکند. در این پیام هیچ سخنی از «مردم مبعوثشده»، «نیروهای مؤمن انقلابی»، «امت همیشه در صحنه حزباللهی» یا تعابیر مشابه به میان نمیآید. حتی در جایی که از حقوق مردم سخن گفته میشود، عبارت «حقوق ملت ایران» به کار رفته است؛ عبارتی که ریشه در سنت دولت-ملت مدرن دارد و مردم را نه به عنوان پیروان یک ایدئولوژی خاص، بلکه به عنوان صاحبان حق و شهروندان یک کشور تعریف میکند. شاید مهمترین بخش پیام آنجاست که آقامجتبی میگویند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود.» این عبارت از منظر تحلیل گفتمان سیاسی اهمیت ویژهای دارد. در اینجا یک رابطه عمودی میان حاکم و مردم ترسیم نمیشود، بلکه نوعی رابطه افقی میان «ملت» و «خادم» شکل میگیرد. گوینده خود را نه در جایگاه قیم و سرپرست مردم، بلکه در کنار مردم و به عنوان خدمتگزار آنان معرفی میکند. به همین دلیل نیز «ما» را از جمع ملت و خادم میسازد. نکته قابل توجه دیگر آن است که در این پیام، مردم ایران حامل یک مأموریت ایدئولوژیک یا رسالت فراتاریخی معرفی نمیشوند. از ملت ایران با صفاتی چون «مبعوث»، «برگزیده»، «پیشاهنگ انقلاب جهانی» یا تعابیر مشابه یاد نمیشود. در مقابل، مردم ایران با صفاتی توصیف میشوند که در چارچوب هویت ملی قابل فهماند: شرافت، سرافرازی، وفاداری و شور ملی. این تغییر واژگان را میتوان نشانه نوعی جابهجایی در مرکز ثقل مشروعیت سیاسی نیز دانست. اگر در گفتمان ایدئولوژیک، مشروعیت عمدتاً از آرمانها و هویتهای اعتقادی اخذ میشود، در گفتمان ملی و مدنی، ملت و حقوق ملت به نقطه کانونی تبدیل میشوند. در چنین چارچوبی، مردم نه به دلیل تعلق به یک جریان فکری خاص، بلکه به دلیل عضویت در جامعه ملی ایران فارغ از موضع سباسی با اعتقادیشان، موضوع احترام و مخاطب اصلی قدرت سیاسی هستند. البته نمیتوان صرفاً بر اساس یک متن از شکلگیری یک تحول گفتمانی قطعی سخن گفت. اما واقعیت آن است که انتخاب واژگانی چون «ملت پرشور و باوفا»، «ملت سرافراز» و «ملت باشرف» در کنار تأکید مکرر بر «حقوق ملت ایران» و معرفی خود به عنوان «خادم ناچیز»، تصویری جدید و متفاوت از رابطه حاکمیت با مردم ارائه میدهد؛ تصویری که در آن مردم بیش از آنکه «پیروان یک ایدئولوژی» باشند، «صاحبان یک کشور» و «دارندگان حقوق ملی» هستند. اگر این نوع ادبیات در آینده نیز تداوم و استمرار یابد، میتوان آن را نشانه عبور تدریجی از گفتمان مبتنی بر صفات ایدئولوژیک و حرکت به سوی گفتمانی دانست که مردم ایران را پیش از هر چیز با هویت ملی و مدنیشان تعریف میکند؛ گفتمانی که در آن «ملت» جایگاهی بالاتر از «ایدئولوژی» پیدا میکند و «حقوق ملت» به یکی از مهمترین مبانی مشروعیت تبدیل میشود.