پژوهشگران فرضیهای مطرح کردهاند که مواد روانگردان DMT شاید بهجای ایجاد توهم، فیلترهای ادراک مغز را کنار بزند. هزاران نفر، بیآنکه یکدیگر را بشناسند، پس از مصرف DMT روایتی عجیب و هولناک را تکرار کردهاند: آنها میگویند نهتنها توهم ندیدهاند، بلکه وارد جهانی دیگر شدهاند؛ جهانی پر از موجوداتی هوشمند، بیگانگانی مرموز، الههها، راهنماها و موجودات ماشینی که گویی از حضور انسان باخبرند، با این افراد حرف میزنند و حتی پیامهایی برایشان دارند. عجیبتر اینکه بسیاری از این افراد تأکید میکنند آنچه دیدهاند، از زندگی روزمره واقعیتر بوده است. حالا گروهی از دانشمندان ایدهای جنجالی را مطرح کردهاند: شاید DMT موجودات خیالی نمیسازد، بلکه برای چند دقیقه فیلترهای ادراکی مغز را کنار میزند و پرده از بخش پنهانی واقعیت برمیدارد؛ جایی که ممکن است آگاهیهای دیگری نیز حضور داشته باشند. آنها برای توضیح این ایده مدلی ریاضی و پیشنهادهایی برای آزمایش آن ارائه کردهاند. اما آیا بشر واقعاً به آستانه کشف جهانی نامرئی رسیده است یا با یکی از پیچیدهترین توهمات مغز روبهرو هستیم که اینبار پشت فرمولها و واژههای علمی پنهان شده است؟ مولکولی که در چند ثانیه جهان را عوض میکند DMT یا «ان،ان-دیمتیلتریپتامین» از قدرتمندترین مواد روانگردان شناخته شده بهشمار میرود؛ ترکیبی از خانواده تریپتامینها که در برخی گیاهان و جانوران یافت میشود و ردّ مقادیر اندکی از آن را در بدن پستانداران نیز شناسایی کردهاند. این ماده با اثرگذاری بر سامانه سروتونین مغز میتواند در زمانی بسیار کوتاه درک انسان از خود، زمان و جهان پیرامون را بهشدت دگرگون کند. بااینحال، نقش دقیق DMT طبیعی در بدن انسان همچنان ناشناخته مانده است. با استنشاق DMT، اثرات آن تقریباً بلافاصله ظاهر میشوند. گاهی تنها پس از چند ثانیه فرد احساس میکند از واقعیت روزمره جدا شده و پا به جهانی کاملاً متفاوت گذاشته است. این سفر ذهنی با وجود شدت خیرهکنندهاش، چندان طول نمیکشد. بررسی ۳۷۷۸ گزارش نشان میدهد مدت تقریبی تجربه حدود ۱۰ دقیقه زمان میبرد. بااینحال، بسیاری همین دقایق کوتاه را سفری طولانی، عمیق و فراموشنشدنی توصیف میکنند، سفری که گویی زمان در آن معنای معمول خود را از دست میدهد. افراد از فوران رنگها، اشکال هندسی پیچیده، الگوهای فراکتالی، ازهمپاشیدن مرزهای زمان و مکان، خروج از بدن و ورود به محیطهایی ناشناخته و بسیار واقعی سخن میگویند. اما، عجیبترین بخش این گزارشها نه نورها و تصاویر، بلکه موجوداتی هستند که ظاهر میشوند؛ موجوداتی که ظاهراً شخصیت، اراده و حتی پیامی مستقل دارند. پژوهشی که سال ۲۰۲۲ در نشریه Scientific Reports منتشر شد، ۳۷۷۸ گزارش ثبتشده در انجمن DMT ردیت را بررسی کرد. براساس نتیجه بهدست آمده، در ۴۵٫۵ درصد تجربهها، افراد از مواجهه با موجودی آگاه یا زنده سخن گفته بودند، یعنی تقریباً از هر دو روایت، یکی به ملاقات با کسی یا چیزی فراتر از یک تصویر ساده اشاره داشت. این موجودات شکلهای گوناگونی داشتند: ۲۴٫۲ درصد با ویژگیهای زنانه توصیف شده بودند، ۱۷ درصد حالتی الهی داشتند، ۱۶٫۳ درصد شبیه بیگانگان بودند، ۹٫۲ درصد چهرهای جانورمانند داشتند و ۸٫۴ درصد نیز در گروه موجودات اسطورهای، از جمله الفهای ماشینی، قرار میگرفتند. بااینحال، این آمار وجود واقعی و مستقل چنین موجوداتی را ثابت نمیکند. دادهها از روایتهای داوطلبانه کاربران یک انجمن اینترنتی بهدست آمدهاند و احتمال دارد تجربههای عجیبتر بیشتر منتشر شده باشند. از سوی دیگر، آشنایی کاربران با واژههایی مانند بیگانه، راهنما یا الف ماشینی میتواند بر تعبیر و بازگویی تجربه اثر بگذارد. درحالحاضر هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که نشان دهد DMT راهی برای ارتباط با بیگانگان، موجودات میانبعدی یا ذهنهایی بیرون از مغز است شباهت این روایتها شاید از واکنش مشترک مغز انسان به DMT ناشی شود؛ شاید هم نتیجه داستانها و انتظارهایی باشد که پیرامون این ماده شکل گرفتهاند. اما راز اصلی همچنان پابرجاست: آیا این موجودات فقط ساخته و پرداخته ذهن هستند یا DMT برای چند دقیقه دریچهای به بخشی نادیدنی از واقعیت باز میکند؟ چرا این موجودات تا این اندازه واقعی بهنظر میرسند؟ شگفتی ماجرا فقط به ظاهر عجیب این موجودات محدود نمیشود. بسیاری احساس کردهاند با موجودی دارای اراده، شخصیت و هدفی مستقل روبهرو شدهاند، موجودی که گویی زاییده ذهن آنها نبوده و پیش از ورودشان نیز در آن جهان حضور داشته است. در یک نظرسنجی اینترنتی با حضور ۲۵۶۱ نفر که سال ۲۰۲۰ در Journal of Psychopharmacology منتشر شد، شرکتکنندگان این موجودات را بیشتر با واژههایی مانند راهنما، روح، بیگانه و یاریدهنده توصیف کردند. بسیاری معتقد بودند با موجوداتی آگاه، باهوش و خیرخواه روبهرو شدهاند و این تجربه نگاهشان به واقعیت و معنای زندگی را تغییر داده است، البته همه تجربه خوشایندی نداشتند. احساس حضور یک موجود مستقل فقط در تجربه DMT رخ نمیدهد. چنین حسی در خواب، فلج خواب، روانپریشی، تجربههای نزدیک به مرگ و برخی اختلالات عصبی نیز گزارش شده است. مغز انسان بهگونهای شکل گرفته است که چهره، نیت و حضور دیگران را بهسرعت تشخیص دهد، اما این توانایی احتمالاً در شرایط غیرعادی، حتی وقتی کسی واقعاً آنجا نیست، حس حضور یک موجود را ایجاد کند. از این دیدگاه، موجودات DMT شاید نتیجه تلاش مغز برای معنادادن به حجم زیادی از پیامهای عصبی نامعمول باشند، یعنی مغز تجربهای آشفته را به شکل ملاقات با یک موجود آگاه و قابلفهم بازسازی کند. تصویربرداریهای مغزی نیز نشان میدهند DMT ارتباط میان بخشهای مختلف مغز را بهشدت تغییر میدهد. مطالعهای روی ۲۰ داوطلب سالم نشان داد مرز میان شبکههای مغزی کمرنگتر و ارتباط آنها با یکدیگر بیشتر میشود. این تغییرات میتوانند توضیح دهند چرا تجربه DMT تا این اندازه واقعی و منسج