امکان مهم ما در این مرحله از مذاکرات، داشتن حق انتخاب است؛ اگر دشمن در مرحله اول به تعهداتش عمل نکند، ما وارد مذاکرات مرحله دوم نخواهیم شد. این یعنی ابتکار عمل و کارت بازی همچنان در دست ماست. به گزارش مشرق، شامگاه یکشنبه، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ایالات متحده با کشوری پای میز توافق پایان جنگ نشست که پیشتر مدعی بود ظرف چهار روز آن را نابود خواهد کرد. حدود چهار ماه قبل، دونالد ترامپ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با فهرستی از اهداف اولیه، شیپور جنگ را نواخت؛ اما امروز حتی یکی از آن اهداف محقق نشده است. همین ناکامی مطلق دشمن در دستیابی به اهداف، گویاترین دلیل بر پیروزی ایران است. در این معادله پیروزی اما جاهای خالیای وجود دارد که میان بسیاری از ما و «احساس پیروزی» فاصله انداخته است؛ شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، ماکان، میکائیل، محدثه، مسیحا و... ما چنین ضربههای دردناکی خوردیم، اما در تمام شبهایی که گذشت، در خیابانها ایستادن را تمرین کردیم تا در روز وداع با ابرمرد ایران و تشییع پیکرش، تلوتلو نخوریم. در طرف مقابل، اما هیچ فاصلهای میان آمریکا و یک شکست تاریخی وجود ندارد؛ درحالیکه تا چشم کار میکند نمایش پیروزی بهجای پیروزی دیده میشود. بااینحال، نباید دچار خطای محاسباتی شد؛ نه ماهیت باند پدوفیلی تغییر کرده و نه ایران از شکستناپذیری خود دور شده است. این تفاهم، فتحالفتوح نهایی نیست، بلکه صرفاً یک متن اولیه برای پایاندادن به درگیریهای نظامی و ورود به عرصهای تازه از مذاکرات است که در آن باید با هوشمندی، امتیازات نقد و قابل راستیآزمایی را برای بازآرایی کشور به دست آوریم. تحولات ۱۱۰ روز گذشته و چشمانداز پیش رو با بستهای از مختصاتی که در ادامه آمده، قابل صورتبندی است. اهداف ترامپ از مدتها قبل برای شکست ایران برنامه داشت که نقطه اوج آن ترور سردار قاسم سلیمانی در ۱۳ دی ۱۳۹۸ بود. بعدها اعلام کردند هدف این بوده که از یکسو حلقه اتصال محور مقاومت و از سوی دیگر بازدارندگی کشور را از بین ببرند. اگرچه سردار سلیمانی نقش بسیار مهمی در این زمینه داشت اما دشمن از میراث او غافل بود. میراثی که حالا دشمن را پای میز مذاکره کشانده است. ترامپ در ادامه تلاش کرد با فشار اقتصادی و شورشهای اجتماعی، ایران را گام به گام به سوی فروپاشی بکشاند، اما در این راهبرد هم شکست خورد. او در نهایت روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، افسار نیروی نیابتیاش در منطقه را علیه ایران رها کرد و جنگ ۱۲ روزه با شراکت نهایی خود آمریکاییها به وقوع پیوست. آنها هدفشان از بمبارانها را «نابودی برنامه هستهای ایران» معرفی کردند. پس از آن ترامپ چندین بار اعلام کرد به این هدف دست پیدا کرده و ایران دیگر هستهای ندارد. ادعایی که مقامات و رسانههای آمریکایی بارها آن را نقض کردند. وقایع دیماه، استراتژی بعدی ترامپ برای فروپاشی ایران از درون یا حداقل زمینهسازی برای اقدام نظامی بود. با وجود قربانیشدن بیش از سههزار نفر در آن چند روز، این هدف هم به جایی نرسید نوبت به آخرین شانس یعنی حمله همهجانبه نظامی رسید. ترامپ برخلاف جنگ ۱۲ روزه که یک هدف تعیین کرده بود، اینجا چندین هدف اعلام کرد از جمله «نابودی برنامه هستهای»، «نابودی برنامه موشکی»، «نابودی نیروی دریایی»، «رژیم چنج» و «قطع دسترسی ایران به مقاومت». این داستان ادامه دارد امضای توافق روی کاغذ هرگز نباید به این خطا دامن بزند که همهچیز به پایان رسیده است. واقعیت این است که جنگ نهتنها تمام نشده، بلکه وارد فصل جدیدی شده که ممکن است در عرصههای اجتماعی و حتی نظامی، با پیچیدگی و شدت بیشتری ادامه یابد. دشمن اگرچه در دستیابی به اهداف اولیهاش شکست خورده، اما هرگز از ایده نابودی ایران دست نکشیده و اکنون تنها به دنبال فرصتی برای بازآرایی نیروها و تغییر تاکتیکهای خود است. در مقابل، ما نیز باید دریافته باشیم که در میانه یک نبرد بزرگیم و این تفاهم، فقط یک موقعیت امن برای تجدید قواست. ما جنگیدیم و ایستادگی کردیم تا به نقطهای برسیم که بتوانیم امتیازاتی را برای کشور نقد کنیم؛ امتیازاتی که نباید صرفاً بهعنوان دستاورد دیپلماتیک دیده شوند، بلکه باید مستقیماً در مسیر بازآرایی درونی و تقویت زیرساختهایمان به کار گرفته شوند. اکنون زمان آن است که با درک درست از این «تنفس سیاسی»، از امتیازات بهدستآمده برای ترمیم شکافها و آمادگی برای مواجهه با نقشههای بعدی دشمن استفاده کنیم. نه کاپیتولاسیون نه فتحالفتوح باید توجه داشته باشیم طرف مقابل ما «ترامپ» است که سابقه پایبندیاش به توافقات مشخص است. ما بهدنبال نتایج عملی و ملموسیم و نمیتوانیم پیش از مشاهده تغییرات واقعی، تم بنفش بپوشیم و در خیابانها جشن بگیریم. بنابراین «نگاه واقعبینانه» به تحولات است که کماکان کار میکند. این تفاهم یک فرصت راهبردی است که با هوشمندی سیستم و پافشاری بر رویههای دقیق طراحی شده است. امکان مهم ما در این مرحله، داشتن حق انتخاب است؛ (البته انتخاب یک حق عمومی است و امتیاز بودن آن در مقایسه با مذاکرات فاجعهآمیز سابق طرح میشود) اگر دشمن در مرحله اول به تعهداتش عمل نکند، ما وارد مذاکرات مرحله دوم نخواهیم شد. این یعنی ابتکار عمل و کارت بازی همچنان در دست ماست. در کمترین حالت، این وضعیت یک «تنفس» ضروری در عرصههای اقتصادی، سیاسی و نظامی برای کشور ایجاد میکند که در سایه آن میتوانیم خود را بازآرایی کنیم و اگر در عمل دیدیم که متن تفاهم دستاوردهای بیشتری دارد، آنگاه درباره ابعاد پیروزی سخن بگوییم. ضربه به خاورمیانه اسرائیلی یکی از مهمترین نتایج ایستادگی اخیر، متوقف کردن نظم امنیتی جدیدی است که رژیم صهیونیستی قصد داشت آن را تثبیت کند. مسیری که آنها پس از ۷ اکتبر در غزه و لبنان و بخشهایی از خاک سوریه آغاز کردند و تصور میکردند با کشاندن آن به ایران به سرانجام میرسانند، اکنون در یک نقطه عطف اساسی متوقف شده است. این روند تهاجمی که قرار بود به یک نظم نوین با محوریت اسرائیل ختم شود، در