سناریوی احتمال بسته شدن تنگه بابالمندب کشورهای جهان از جمله شیخنشینان خلیج فارس را به وحشت انداخته است. باشگاه خبرنگاران جوان - در سایه گزارشهای منتشر شده در رسانههای منطقهای و غربی در مورد تهدید یمن برای بستن تنگه باب المندب، وب سایت قطری العربی الجدید در مقالهای تحت عنوان «آتش، دریاها را شعلهور میکند: تهدید باب المندب، جایگزینهای خلیج فارس را مختل میکند»، نوشت: نگرانیهای بینالمللی در مورد گسترش احتمالی جنگ به تنگه باب المندب، دروازه جنوبی دریای سرخ و تنها ورودی کانال سوئز، در حال افزایش است، در حالی که تنگه هرمز در بحبوحه درگیری مداوم بین ایران و ایالات متحده با فلج تقریباً کامل روبرو است. پیامدهای سنگین گسترش درگیری به تنگه بابالمندب پیامدهای گسترش درگیری به باب المندب بسیار فراتر از افزایش هزینههای کشتیرانی و بیمه است و بر تورم و رشد اقتصادی جهانی تأثیر میگذارد. طبق تخمینی که توسط بنیاد آبزرور منتشر شده است، تخمینها نشان میدهد که اختلال ترکیبی تنگه هرمز و باب المندب، علاوه بر مسدود کردن تقریباً یک چهارم از عرضه نفت و گاز جهان، روزانه تقریباً ۱۰ میلیارد دلار از تجارت جهانی را به خطر میاندازد. طبق همین تخمین، مجبور کردن کشتیها به اجتناب از دریای سرخ و طی کردن مسیر دماغه امید نیک، بار لجستیکی قابل توجهی را به همراه دارد. این مسیر جایگزین، ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان حمل و نقل و هزینههای سوخت از ۱.۲ میلیون تا ۱.۸ میلیون دلار در هر سفر دریایی اضافه میکند. با وجود تلاشهای کشورهای خلیج فارس برای توسعه مسیرهای جایگزین پس از اختلالات در تنگه هرمز، تنگه باب المندب همچنان یک شریان حیاتی و ضروری است، به ویژه برای صادرات به بازارهای آسیایی که تشنه انرژی هستند. این بدان معناست که بسته شدن احتمالی این تنگه، مزیت استراتژیک بنادر دریای سرخ برای کشورهای خلیج فارس را تضعیف میکند. اهمیت تجاری تنگه باب المندب طبق گزارشی که توسط پلتفرم تحقیقاتی هاپتور منتشر شده است، «برخلاف تنگه هرمز که تا حدی توسط خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی با نرخ 5 میلیون بشکه در روز کاهش مییابد، هیچ مسیر زمینی جایگزین مناسبی برای کالاهایی که در غیر این صورت باید از دریای سرخ خارج شوند، وجود ندارد.» تأثیر این شکاف مستقیماً به فروش انرژی گسترش مییابد؛ هر تانکری که از بندر غربی ینبع در عربستان سعودی به مقصد آسیا خارج میشود، باید از باب المندب عبور کند و تخمین زده میشود که ۷۰ تا ۷۵ درصد از صادرات ینبع مستقیماً در معرض اختلال قرار دارد. بنابراین، طبق همین گزارش، یک مسیر زمینی به سمت غرب مشکل را حل نمیکند، بلکه گلوگاه را به کریدور جنوبی دریای سرخ منتقل میکند. کشورهای خلیج فارس جایگزین مناسبی برای تنگه بابالمندب ندارند اقدامات لجستیکی خلیج فارس با هدف افزایش تابآوری و سازگاری با اختلالات دوگانه دریایی از طریق توسعه شبکههای حمل و نقل زمینی و چندوجهی در حال تسریع است. پروژههای اتصال ریلی، مانند راهآهن متصلکننده امارات متحده عربی و عمان برای اتصال بنادر عمانی خارج از تنگههای بسته به شبکه ریلی خلیج فارس، در این زمینه برجسته هستند. در کنار این، کریدورهای تجاری انعطافپذیر مانند کریدور شارجه-عربستان سعودی، که یک ارتباط مستقیم با ادغام حمل و نقل زمینی و دریایی برای تسهیل جریان کالا از طریق یک کریدور لجستیکی یکپارچه ارائه میدهد، نیز در حال فعال شدن هستند. با این حال، بر اساس ارزیابی منتشر شده توسط شورای آتلانتیک، این طرحها برای تطبیق با حجم عظیم حمل و نقل از طریق خطوط دریایی بسته کافی نیستند و نیاز به گسترش کریدورهای شبکه یکپارچه به عنوان جایگزین مسیرهای سنتی را تقویت میکنند. در این زمینه حسام عایش، کارشناس اقتصادی، به العربی الجدید گفت که گسترش بحران از تنگه هرمز به تنگه باب المندب، چه تنگهها کاملاً بسته باشند و چه با خطرات جدی برای تردد از طریق آنها مواجه باشند، نشاندهنده افزایش قابل توجه بحران انرژی، تجارت و لجستیک است. با توجه به اهمیت حیاتی این آبراه، این امر یک مشکل جهانی دیگر ایجاد میکند. باب المندب شاهد عبور بین ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت اروپا، آمریکا و آسیا و حدود ۲۵ درصد از نیازهای گاز طبیعی اروپا با نرخی بین ۵۵ تا ۶۰ کشتی در روز یا حدود ۲۰ تا ۲۱ هزار کشتی در سال با محمولههایی به ارزش بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار است؛ بنابراین هرگونه اختلال در این مسیر ضربهای شدید به شریان تجارت جهانی است. این کارشناس اقتصادی منطقه تاکید کرد: تغییر مسیر محمولههای نفتی، زمان حمل و نقل در خارج از دریای سرخ را دو تا سه هفته یا در صورت حمل و نقل از طریق دماغه امید نیک بین آسیا و اروپا، ۳۱ تا ۴۱ روز افزایش میدهد. فاجعه اقتصادی برای جهان و کشورهای خلیج فارس با هرگونه اختلال در تنگه باب المندب وی خاطرنشان کرد: این امر به دلیل تغییر مسیر اجباری، هزینه هر کشتی کانتینری متوسط را ۱.۷ تا ۲ میلیون دلار افزایش میدهد و پیامدهای اقتصادی را برای کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی تشدید میکند. این تأثیرات صرفا محدود به انتقال انرژی از طریق باب المندب نیست و جنگ میتواند به منطقه وسیعتری گسترش یابد و عرضه نفت از طریق خطوط لوله زمینی را مختل کند. طبق پیشبینیهای صورت گرفته برای بازار انرژی در صورت تشدید کامل تنشها، این امر منجر به کاهش شدید عرضه نفت و افزایش قیمتها خواهد شد که بسته به مدت زمان بحران، میتواند از ۱۲۰، ۱۳۰ یا حتی ۱۵۰ دلار در هر بشکه فراتر رود. کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل توقف یا کاهش صادرات انرژی، پتروشیمی، کود، گوگرد، اوره، هلیوم، آلومینیوم و سایر کالاها، دهها میلیارد دلار درآمد از دست میدهند. این متغیر جدید، بار قابل توجهی را بر فعالیتهای اقتصادی تحمیل میکند و بر صادرات، واردات و نرخ رشد تأثیر منفی میگذارد. بر این اساس، این ضررها با افزایش هزینههای حمل و نقل و بیمه و هزینههای اضافی همراه است و نرخ تورم جهانی را که توسط صندوق