عملیات «والفجر ۳» ساعت۱۱ هفتم مردادماه سال ۱۳۶۲ با رمز «یا فاطمهالزهرا(س) » آغاز شد. محور شمالی عملیات قبلاً جاده ۴۹۰ با غافلگیری تا پشت نمه کلانبو کشیده شده بود و تعدادی قاطر جهت ترابری یکروزه تا تکمیل جاده منظور شده بود. ویژگی عملیاتهای محدود این بود که توانستند تا حدی دشمن را سرگرم کنند تا در سایه آن عملیات در اسفندماه سال ۱۳۶۲ به نام «خیبر» در هور العظیم اجرا شود. سابقه نظامی منطقه و نحوه اشغال مهران قبل از هجوم سراسری ارتش عراق به سرزمین ایران اسلامی، از فروردین ۱۳۵۹ به طور متناوب شهر مهران و حومه آن با خمپاره و توپخانه هدف حمله قرار میگرفت. در آن هنگام شهر مهران و ۱۵ روستای اطراف آن حدود ۱۷۶ هزار نفر جمعیت داشت اما پس از مداومت و شدت نسبی حملات دشمن، از اردیبهشت ۱۳۵۹ تخلیه شهر به تدریج شروع شد. به مرور زمان به دلیل خالی شدن شهر از سکنه و تحرکات نیروهای دشمن در نقاط مختلف مرز، واحدهایی از تیپ اسلامآباد (ارتش) برای حفظ و تأمین منطقه اعزام شدند. پس از استقرار نیروهای تیپ اسلامآباد در خط مرزی این منطقه و اجرای آتش متقابل (هر چند ضعیف) علیه دشمن، آتش عراق قطع شد و مردم به شهر بازگشتند. بعد از مدتی تیپ ۸۴ خرمآباد جایگزین یگان قبلی در منطقه شد. مدتی از استقرار این یگان نگذشته بود که آتش دشمن مجدداً آغاز شد و بهتدریج به آتش دو طرفه مبدل شد. ۲۰ شهریور سال ۱۳۵۹، ارتش عراق «میمک» را اشغال کرد و همزمان شهر مهران را زیر آتش توپخانه قرار داد و به تدریج آتش خود را تشدید کرد. هفت روز بعد، دشمن یک درگیری در پاسگاههای «زالوآب» و «رضاآباد» ایجاد کرد و نهایتاً عقب رفت اما مجدداً در ۲۹ شهریور همان سال یک ستون نظامی از نیروهای دشمن که از طرف شهر «زرباطیه» به طرف «پاسگاه دراجی» و ارتفاعات ۳۰۳ حرکت کرده بودند، در این منطقه مستقر شدند. همزمان با هجوم سراسری در روز ۳۱ شهیورماه سال ۱۳۵۹ نیروهای عراق از چند محور به خاک جمهوری اسلامی حمله کردند و ضمن درگیری و تصرف پاسگاههای بهرامآباد و فرخآباد، به طرف شهر حرکت کردند. نیروهای نظامی خودی نیز با به جای گذاشتن تجهیزات خود عقبنشینی کردند. ارتش عراق در ادامه حملات خود، ۱۲ مهرماه سال۵۹ در حالیکه تعدادی از مردم هنوز در مهران بودند وارد این شهر شد. سرانجام نیروهای عراقی ارتفاعات شمالی (کوهگچ، زالوآب، کولک، زیل) و ارتفاعات جنوبی (قلاویزان، حمرین) و ارتفاعات شرقی (چکهموسی، چکهقمر، گرهبور) و شهر مهران را تصرف کرد و در مستقر شدند. بعد از آزادی خرمشهر، ارتش عراق از بیشتر مناطق اشغالی باقیمانده عملیات بیتالمقدس و نیز شهر مهران و ارتفاعات مزبور عقبنشینی کرد و روی ارتفاعات شمالی و جنوبی شهر مهران در داخل خاک ایران مستقر شد. بدین ترتیب اولین اشغال مهران پایان یافت، اما این منطقه همچنان زیر دید و تیر دشمن بود و شهر وضع عادی نداشت و در حالی که تقریباً به طور مداوم آماج آتش خمپاره عراقیها بود، از برخی منازل حومه آن به عنوان پایگاههای تدارکاتی و پشتیبانی دیگر مقرهای نظامی استفاده میشد. موقعیت منطقه در منطقه دشت مهران، دو رشته ارتفاعات وجود دارد: در شمال، ارتفاعات زالوآب و «کانی سخت» و «نمه کلانبو» است که قسمت عمده آن در خاک ایران قرار دارد و در جنوب، ارتفاعات «قلاویزان» واقع است که مرز ایران عراق را مشخص میسازد. بین دو ارتفاع یاد شده، دشت مهران و «دشت ورمهراز» و «زرباطیه» عراق واقع است. در قسمتی از ارتفاعات زالوآب و کانی سخت، مرز مشترک ایران و عراق قرار دارد که در سمت غربی آن، ارتفاعات نمهکلانبو، با قللی بیش از ۲۰۰ و کمتر از ۴۰۰ متر ارتفاع واقع است. همچنین ارتفاعات زالوآب که دارای تپههایی به ارتفاع ۳۴۰، ۳۲۵، ۳۴۳ و ۳۱۰ است، در سمت شرق «نمهکلانبو» قرار دارد که مهمترین ارتفاع آن معروف به کلهقندی دارای ۳۶۳ متر ارتفاع است. طرح مانور با توجه به مختصات جغرافیائی منطقه و اهمیت استراتژیک آن، عملیات به ترتیب در سه محور زالوآب و نمهکلانبو، دشت مهران و قلاویزان، به منظور تأمین اهداف از پیش تعیین شده طراحی شد. در این عملیات نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی با استعداد یک تیپ زرهی (که در خط داشت) و یک گردان نیروی پیاده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به استعداد سه لشکر، دو تیپ، یک تیپ منهای پیاده و یک تیپ زرهی به صورت ادغامی وارد عمل شدند. شرح عملیات با شروع عملیات در این محور، شب اول ارتفاعات نمه کلانبو تصرف و تأمین شد و برای شب دوم جاده ۴۹۰ (که در رابطه با عقبه نیروهای خودی نقشی تعیین کننده و سرنوشتساز داشت) با ماشینآلات مهندسی، کامل شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در محور میانی (دشت مهران) از پاسگاه دوراجی تا فرخآباد، با پشت سر گذاردن جاده مهران ایلام، هدفها تأمین شد و سپس جهت پدافند خاکریز احداث شد. ضمناً ۶۰ تن از نیروهای عراقی نیز به اسارت درآمدند. در محور جنوبی علیرغم موفقیتهای چشمگیر اولیه، از آنجا که فرصت لازم برای احداث خاکریز از یال قلاویزان به سمت فیروآباد (در دشت مهران) و از آنجا به فرخآباد بدست نیامد، لذا اهداف این محور به طور صددرصد تأمین نشد. در محور شمالی با توجه به اهمیت ارتفاعات زالوآب و کلهقندی (که دومی مسلط بر تنگه میان تنگ است)، علیرغم اینکه کلهقندی در محاصره نیروهای خودی قرار داشت، دشمن تلاش فراوان میکرد که به هر نحو که ممکن است کلهقندی را از محاصره خارج کرده و بر روی آن استقرار یابد. بدین منظور دشمن نزدیک یک هفته به وسیله هلیکوپتر به نیروهای تحت محاصره خود با اسلینگ آذوقه و کمک میرساند. از سوی دیگر سعی وافر داشت که خط خودی را در دوراجی شکسته، با جناح چپ الحاق کند تا بدین وسیله صرفنظر از شکسته شدن محاصره کلهقندی، با محاصره نمهکلانبو، تمامی موقعیت جناح شمالی عملیات را متزلزل کند و پس از آن محور میانی را از دشت مهران پس بزند. بر این اساس و با توجه به روند حرکتهای دشمن، در محور «دوراجی» و «نمه کلانبو»، مقاومت چشمگیری به عمل آمد. از سوی دیگر،