بازدید:۵۲امروز در فضای نخبگانی و سیاسی کشور، شاهد یک دوقطبیِ کاذب درباره توافق اخیر هستیم. عدهای با عینکِ خاطراتِ تلخِ برجام به تحولات امروز مینگرند و سعی در انکار پیروزیهای راهبردی دارند. اما حقیقتِ علمی و سیاسی این است که مقایسه توافق کنونی با برجام، نه تنها از سرِ ناآگاهی، بلکه یک خطای استراتژیک است. این دو روند، نه از حیث «خاستگاه»، نه از جهت «موازنه قدرت» و نه در «ضمانتهای اجرایی»، هیچ سنخیتی با یکدیگر ندارند. امروز در فضای نخبگانی و سیاسی کشور، شاهد یک دوقطبیِ کاذب درباره توافق اخیر هستیم. عدهای با عینکِ خاطراتِ تلخِ برجام به تحولات امروز مینگرند و سعی در انکار پیروزیهای راهبردی دارند. اما حقیقتِ علمی و سیاسی این است که مقایسه توافق کنونی با برجام، نه تنها از سرِ ناآگاهی، بلکه یک خطای استراتژیک است. این دو روند، نه از حیث «خاستگاه»، نه از جهت «موازنه قدرت» و نه در «ضمانتهای اجرایی»، هیچ سنخیتی با یکدیگر ندارند. نخست باید دانست که برجام محصولِ دیپلماسیِ غربمحور و خوشبینیِ افراطی به وعدههای کاغذی بود. آن توافق از بالا به پایین و با هدفِ متوقف کردنِ موتورِ پیشرفتِ ایران طراحی شده بود. اما امروز، در نقطهای ایستادهایم که شرایط کاملاً دگرگون شده است. تفاهمِ کنونی، نه میوهی «لبخند به دشمن»، که محصولِ تغییرِ موازنه قدرت و تحمیلِ ارادهی جمهوری اسلامی در میدانهای نبرد، اقتصاد و دیپلماسی است. دشمنِ امروز، نه از سرِ اختیار، بلکه از سرِ استیصال در برابر اقتدارِ منطقهای ایران، پای میز تفاهم نشسته است. تفاوت بنیادین در «مبنای استراتژیک» این دو روند است. برجام بر پایه اعتماد به سازوکارهای غربی بنا شد، اما رویکرد فعلی بر محور «بیاعتمادیِ هوشمندانه» و «اتکا به قدرت درونزا» میچرخد. در دوره برجام، قدرتِ ایران تنها در محدوده میز مذاکره محصور بود، اما اکنون، مؤلفههای اقتدارِ میدانی و پیوندِ ناگسستنی «میدان» و «دیپلماسی»، دستِ دستگاه دیپلماسی ما را پر کرده است. حضور چهرههایی با سابقه مدیریتِ تلفیقی (میدانی و استراتژیک) در صفِ اولِ تصمیمگیری، باعث شده تا دیپلماسیِ کشور به جایِ انفعال، در پیوند مستقیم با واقعیتهای قدرت حرکت کند و دشمن را مجبور به عقبنشینی از مواضعِ ضدحاکمیتیاش سازد. نکته حائز اهمیت دیگر، «ضمانتِ اجرا» است. تجربه خروج ترامپ از برجام، درس عبرتی بود که دستگاه محاسباتیِ نظام را تغییر داد. در شرایط فعلی، معادله هزینه-فایده برای طرف مقابل بهگونهای بازطراحی شده که هرگونه بدعهدی، هزینههایی سنگین و غیرقابل جبران برای غرب به همراه خواهد داشت. «چنگِ ایران بر گلویِ انرژی جهان» و ابزارهای متنوعی که جمهوری اسلامی در اختیار دارد، ضامنِ بقای این تفاهم است. من معتقدم که نباید اجازه داد سایهی تجربیات تلخ گذشته، بر پیروزیهای امروز سنگینی کند. برجام محصولِ خوشخیالیِ سیاسی بود و تفاهمِ امروز، نتیجهی عقلانیتِ انقلابی و استقامتِ ملی. این توافق، فصلِ نوینی است که در آن «قدرت» به جای «التماس»، زبانِ گفتگو را تعیین میکند. انکارِ این دستاوردها، جفا به مجاهدتهایی است که میدان را برای دیپلماسی باز کرد. امروز، زمانِ ایستادن و ساختن است؛ چراکه توافقِ امروز، نه یک کاغذِ بیاعتبار، بلکه تثبیتِ اقتدارِ ایران در نظمِ نوینِ منطقهای است.