ولودیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین، تقریباً یک هفته پس از برکناری میخایلو فدوروف، وزیر دفاع، که بهطور علنی با ژنرال ارشد ارتش بر سر راهبرد جنگ با روسیه اختلاف داشت، اولکساندر سیرسکی عالیترین فرمانده نظامی کشور را نیز کنار گذاشت. برکناری «اولکساندر سیرسکی» از فرماندهی ارتش اوکراین، تنها یک جابهجایی نظامی نیست؛ نشانهای از شکاف عمیق میان نسل قدیم فرماندهان و جریان اصلاحطلبی است که میخواهد ارتش اوکراین را برای جنگی طولانی آماده کند. پایان یک دوره پرتنش در فرماندهی اوکراین «ولودیمیر زلنسکی» در شرایطی تصمیم به برکناری ژنرال «اولکساندر سیرسکی» گرفت که جنگ با روسیه وارد پنجمین سال خود شده و ارتش اوکراین با مجموعهای از چالشهای همزمان، از کمبود نیروی انسانی تا فرسودگی ساختار فرماندهی، روبهرو است. سیرسکی که از سوی بسیاری از سربازان با لقب «قصاب باخموت» شناخته میشد، پس از روزها گمانهزنی درباره آیندهاش از سمت فرماندهی کل ارتش کنار رفت. زلنسکی، «میخایلو دراپاتی»، فرمانده نیروهای زمینی اوکراین را جایگزین او کرد؛ افسری که برخلاف سیرسکی، در میان نسل جدید نیروهای نظامی اوکراین محبوبیت بیشتری دارد. زلنسکی هنگام اعلام این تغییر در تلگرام گفت: «همه ما یک خواسته داریم؛ پیروزی بر دشمن و ایجاد شرایطی در جبهه و افزایش فشار بر روسیه که اجازه دهد روسیه را مجبور به صلح کنیم.» اما پشت این جمله ساده، یک پرسش بزرگتر قرار دارد؛ آیا تغییر فرمانده در شرایط جنگی میتواند مشکلات ساختاری ارتش اوکراین را حل کند یا تنها نشانهای از بحران عمیقتر در مدیریت جنگ است؟ نبرد میان تفکر سنتی و ارتش فناوریمحور این تغییر فرماندهی تنها چند روز پس از برکناری «میخایلو فدوروف»، وزیر دفاع اوکراین، رخ داد؛ چهرهای که نماد تلاش برای وارد کردن فناوریهای جدید، بهویژه پهپادها، به قلب راهبرد نظامی اوکراین بود. فدوروف معتقد بود آینده جنگ به نوآوریهای ارزانتر و انعطافپذیرتر وابسته است. سیاستهای او به توسعه عملیات پهپادی علیه اهدافی در داخل روسیه کمک کرد؛ حملاتی که طبق گزارش متن اصلی، پالایشگاههای نفت روسیه را هدف قرار داد و موجب اختلال در عرضه سوخت در این کشور شد. اما همین رویکرد او را در برابر بخشی از ساختار نظامی سنتی قرار داد؛ فرماندهانی که در چارچوب ارتش کلاسیک شوروی آموزش دیده بودند. پس از برکناری، فدوروف آشکارا سیرسکی را هدف انتقاد قرار داد و گفت: «ما به شرایطی برخوردیم که تمام ابتکارهایی که پیشنهاد میکردیم، شروع به مسدود شدن کردند.» او مدعی شد که سیرسکی حاضر نیست درباره مشکلات موجود بهصورت مستقیم گفتوگو کند و به جای آن جلسات خصوصی برگزار میکند و دسیسه میچیند. سیرسکی در پاسخ تلاش کرد اختلاف را کماهمیت جلوه دهد و نوشت: «من با وزارتخانه در جنگ نیستم. من با روسیه در جنگ هستم.» او هشدار داد که تبدیل جنگ به درگیری میان دو شخصیت، به سود دشمن خواهد بود. سایه باخموت بر کارنامه سیرسکی کارنامه سیرسکی همواره دو تصویر متفاوت داشته است. حامیانش او را فرماندهای میدانند که در روزهای نخست حمله روسیه به دفاع از کییف کمک کرد و بعدها در ضدحمله موفق اوکراین در منطقه خارکیف نقش داشت. اما منتقدانش تصمیم او برای حفظ شهر باخموت در سال ۲۰۲۳ را یک اشتباه پرهزینه میدانند. نبرد چندماهه باخموت به یکی از خونینترین مراحل جنگ تبدیل شد و شمار زیادی از نیروهای اوکراینی و روس در آن کشته شدند. همین تصمیم باعث شد برخی سربازان اوکراینی لقب «قصاب باخموت» را به او بدهند؛ لقبی که به باور منتقدان، نماد رویکردی بود که در آن حفظ یک موقعیت نظامی حتی با هزینه سنگین انسانی بر عقبنشینی تاکتیکی ترجیح داده میشد. در مقابل، «میخایلو دراپاتی» تصویری متفاوت دارد. او در میان نیروهای ارتش از احترام برخوردار است و زمانی که یک حمله موشکی روسیه در سال ۲۰۲۵ یک مرکز آموزشی را هدف قرار داد و ۱۲ سرباز را کشت، مسئولیت فرماندهی را پذیرفت و استعفا داد. «نیکولا بلیسکوف»، تحلیلگر مؤسسه سیاست جهانی در کییف، او را افسری حرفهای و مورد احترام توصیف کرده است؛ فرماندهای که به تثبیت جبهه خارکیف در سال ۲۰۲۴ و سپس منطقه پوکروفسک کمک کرد. تغییر فرمانده، بدون حل بحرانهای اصلی با وجود تغییر در رأس ارتش، مشکلات اصلی اوکراین همچنان باقی است. «جان هاردی»، معاون مدیر برنامه روسیه در بنیاد دفاع از دموکراسیها، درباره انتصاب دراپاتی گفت: «او یکی از مورد احترامترین رهبران نسل جدید افسران اوکراینی است.» اما او همزمان تأکید کرد که یکی از چالشهای اصلی، «فرهنگ فرماندهی» در ارتش اوکراین است؛ مسئلهای که با تغییر یک فرد بهتنهایی حل نمیشود. بلیسکوف نیز هشدار داده است که مدیریت جنگ همچنان دشوار خواهد بود؛ زیرا اوکراین با مشکلات نیروی انسانی، اصلاحات ناتمام ساختاری و کمبود نیروهای متخصص در سطوح مختلف روبهرو است. زلنسکی اکنون امیدوار است تغییر فرماندهی بتواند شکاف میان نیروهای خواهان اصلاحات و ساختار قدیمی نظامی را کاهش دهد. اما این تصمیم یک ریسک بزرگ نیز دارد؛ هر تغییر در رأس ارتش، در میانه جنگ، میتواند بر روحیه نیروها و اعتماد عمومی تأثیر بگذارد. مسئله اصلی برای اوکراین دیگر فقط انتخاب یک فرمانده جدید نیست؛ بلکه یافتن مدلی برای ادامه جنگی است که هر روز بیشتر به آزمونی برای ظرفیت انسانی، سیاسی و نظامی این کشور تبدیل میشود.