با اعلام توافق میان ایران و آمریکا، قیمت نفت با کاهش بیش از پنج درصدی مواجه شد. با این حال، اثرات شوک نفتی به وجود آمده ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، نمیتواند به سرعت جبران شود و به روزهای پیش از جنگ بازگردد. به گزارش تجارت نیوز، توافق احتمالی میان ایالات متحده و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، میتواند تسکینی کوتاهمدت برای بازارهای انرژی آسیا و بهویژه خاورمیانه به همراه داشته باشد. با این وجود، آنطور که نیویورک تایمز مدعی شده، پسلرزههای این بحران تا پایان سال و چه بسا بسیار فراتر از آن ادامه خواهد یافت. روز یکشنبه، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شد. به طور کامل اجازه بازگشایی بدون عوارض تنگه هرمز و مجوز برداشته شدن فوری محاصره دریایی ایالات متحده را صادر میکنم.» پس از آن دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «بر اساس توافقات انجام شده، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها ازجمله لبنان از امشب به صورت فوری و دائمی پایان یافته و به علاوه، محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله و به طور کامل خاتمه مییابد.» پس از اعلام خبر توافق، قیمت نفت برنت با کاهش 4.56 درصدی به 82.89 دلار و نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با کاهش 5.32 درصدی به 80.6 دلار رسید. با وجود کاهش محسوس قیمت نفت پس از خبر توافق، همچنان ملاحظاتی وجود دارد که شرایط را دشوار میکند و باعث میشود تا روند قیمت و بازار نفت در کوتاهمدت به سطوح پیش از جنگ بازنگردد. با بازگشایی تنگه هرمز بازار انرژی به روزهای پیش از جنگ بازمیگردد؟ پس از لغو محاصره دریایی آمریکا، روند صادرات نفت ایران از سر گرفته میشود. نفتکشهایی که از تنگه هرمز عبور کرده بودند و در دریای عمان متوقف مانده بودند، فرصت حرکت به سمت بازارهای آسیایی پیدا میکنند. به بیان دیگر، بازگشت میزان صادرات نفت ایران به مقدار صادرات پیش از جنگ در کوتاهمدت محتمل است. با برداشتن محاصره دریایی، روند صادرات نفت ایران به جریان افتاده و به سوی وضعیت پیش از جنگ حرکت میکند. اما توافق تنها محدود به برداشتن محاصره دریایی نیست و مهمتر از آن مساله بازگشایی تنگه هرمز است. آنطور که نیویورک تایمز مدعی شده، طی سه و نیم ماه گذشته، ارزش ارزها در سراسر آسیا سقوط کرده، تورم افزایش یافته و تنگناهای زنجیره تامین به خفه کردن تولیدات صنعتی انجامیده است. ریشه این اختلالات به وابستگی شدید آسیا به انرژی و سایر کالاهایی برمیگردد که از تنگه هرمز عبور میکنند. بیش از چهار پنجم نفت و گاز طبیعی مایع که از این آبراه میگذرد، معمولا به مقصد بازارهای آسیایی است. اگر توافق برای بازگشایی تنگه پابرجا بماند، یک مهلت فراهم میشود و صدها نفتکش مملو از نفت، گاز و فرآوردههای نفتی آزاد میشوند تا سفر یک ماهه خود را به سوی بندرهای آسیایی آغاز کنند. به بیان دیگر، بخشی از نفت و گاز به سرعت بازیابی میشوند و از کشورهای خلیج فارس به کشورهای آسیایی میرسد. با این حال، اقتصاددانان هشدار میدهند از آنجا که جریان تجارت برای مدت طولانی مختل شده است، بازارهای جهانی برای بازگشت به حالت عادی به زمان قابل توجهی نیاز خواهند داشت. تورم بالا و فشارهای زنجیره تامین احتمالا تا پایان سال میلادی پابرجاست چراکه جبران اثرات عمیق شوک نفتی به وجود آمده، در کوتاهمدت ممکن نیست. در واقع با وقوع شوک نفتی در سه ماه گذشته، کمبود نفت، گاز، فرآوردههای نفتی، کود اوره و … آسیب زیادی به زنجیره تامین زده است. به عنوان مثال با کاهش صادرات کود اوره، بخشی از محصول در کشورهای آسیایی برای همیشه از دست رفته است. همچنین با کاهش صادرات انرژی، بخشی از صنایع پاییندستی در کشورهای آسیایی ازجمله پتروشیمیها، آسیبهای فراوانی را متحمل شدند چراکه بخشی از خوراک خود را از دست دادند و همین موضوع منجر به اخلال در تولید آنها شده است. بازیابی توان از دست رفته و بازگشت بازارها به شرایط پیش از بسته شدن تنگه هرمز، به دلیل تعمیق بحران و تاثیرات بلندمدت شوک نفتی، در کوتاهمدت ممکن نیست. روند بازیابی در کدام کشورها طولانیتر است؟ آنطور که نیویورک تایمز مدعی شده، در حالی که کشورهای غربی به طور عمده اثر بحران در تنگه هرمز را در پمپهای بنزین و از طریق قیمتهای بالاتر سوخت هواپیما تجربه کردهاند، آسیا ماههاست که با کمبود شدید و فیزیکی عرضه دست و پنجه نرم میکند. در سراسر کشورهای در حال توسعه آسیا، پیشبینیهای رشد اقتصادی کاهش یافته است، زیرا کمبود نفت خام و گاز طبیعی، کشورها را مجبور به سهمیهبندی برق کرده است. بازگشت به خطوط کشتیرانی ایمن، چشمانداز کشورهایی را که به شدت به انرژی خاورمیانه وابسته هستند، به طور قابل توجهی روشنتر میکند. از جمله این کشورها به پاکستان، ویتنام و فیلیپین میتوان اشاره کرد. تاجایی که فیلیپین وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام کرد و دستور کاهش اجباری مصرف را صادر کرد. اقتصادهای ثروتمندتر از جمله ژاپن و کره جنوبی برای کاهش شدت ضربه اولیه، به منابع مالی عظیم و ذخایر استراتژیک خود تکیه کردهاند. با این حال، حتی این قدرتهای صنعتی نیز با افزایش سرسامآور قیمت نفت و اختلالات زنجیره تامین دست به گریبان بودهاند. این دو اتفاق منجر به فشار بر ارزش پول آنها شده و کاهش اختلال در زنجیره تامین را تنها از سرگیری جریانهای تجاری میتواند نجات دهد. اقتصاددانان نگرانند که این فشارها بیشتر از خود بحران ژئوپلیتیک کنونی دوام بیاورند. تنها زمان رفت و برگشت یعنی مدت زمانی که کشتیها از تنگه عبور کنند، به مقاصد نهایی خود برسند و بازگردند، ماهها طول خواهد کشید. اگر ترس از درگیریهای مجدد یا نبود پوشش بیمه کشتیها اتفاق بیفتد، ممکن است بار دیگر این زمانبندی به تعویق بیفتد. فشارهای تورمی مرتبط با اختلال در جریان نفت، گاز و فرآوردههای آنها نیز احتمالا ماندگار خواهند بود. به عنو