عطار نیشابوری، شاعر مشهور قرن ششم قمری در میانه قحطیهای آن سالها، شعری در نسبت دینداری و فقر سروده که شاید آسیب شناسی این روزهای ما هم باشد. کانال استاد شفیعی کدکنی که البته توسط خود ایشان اداره نمی شود پست زیر را درباره نسبت دینداری و فقر از منظر عطار نیشابوری منتشر کرد: اسمِ اعظمِ الاهی «نان» است. حکایت: سایلی پرسید از آن شوریدهحال گفت «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال، میشناسی بازگوی ای مردِ نیک» گفت: «نان است، این بِنَتوان گفت لیک» مرد گفتش «احمقی و بیقرار کِی بوَد نامِ مِهین نان، شرم دار!» گفت «در قحطِ نِشابور، ای عجب میگذشتم، گرْسِنِه، چل روز و شب نه شنودم هیچجا بانگِ نماز نه دری بر هیچ مسجد بود باز من بدانستم که نان نامِ مهینْست نقطهٔ جمعیّت و بنیادِ دینْست عطّار، مصیبتنامه، به مقدمه، تصحیح و تعلیقات دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ابیات ۵۱۹۴–۵۱۸ پینوشت: نامِ مِهین: اسم اعظم الاهی که عقیده داشتند هرکس بر او وقوف داشته باشد، هر مقصود او برآورده میشود. بِنَتوان گفت: نمیتوان گفت نامِ مِهینْست: نام مِهین است. بیناد دینْست: بنیاد دین است. قحطِ نِشابور: از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن ششم قحط سالهای متعدد در نیشابور گزارش شده است که معلوم نیست عطار به کدام یک اشارت دارد.