یک اندیشکده آمریکایی مینویسد اولین گام برای خارج شدن دولت آمریکا از جنگ، بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز از طریق فرآیندی قابل قبول برای هر دو طرف است. دولت ترامپ باید دیپلماتهای باتجربهای را برای تقویت تیم دوستان و نزدیکان رئیسجمهور منصوب کند و به دنبال توافقی جدید، روشن و عادلانه باشد. به گزارش سرویس بین الملل تابناک، اندیشکده آمریکایی استیمسون در مقالهای مینویسد: «ایران، جیمی کارتر را از رسیدن به دورهٔ دوم ریاستجمهوری محروم کرد و تقریباً به استیضاح رونالد ریگان انجامید. اکنون، این کشور بر دوش ریاستجمهوری دونالد ترامپ که از قبل هم محبوبیت چندانی ندارد، سنگینی میکند، بهگونهای که بیش از یک سوم حتی هواداران وفادار او (جناح MAGA) با جنگ با ایران مخالفند. ترامپ که اکنون ۸۰ ساله است، بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹ را به خوبی به یاد دارد، زمانی که جمهوری اسلامی نوپا و در حال تثبیت، ۵۲ دیپلمات آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز در گروگان گرفت که این امر تحقیر عظیمی برای آمریکا به شمار میرفت، به ویژه که تازه از جنگ ویرانگر ویتنام خارج شده بود. این تجربیات نشان داد که توانایی آمریکا برای تحمیل خواست خود بر کشورهای حساس و ملیگرایی که سلطهٔ قدرتهای بزرگ را رد میکنند و برای حفظ استقلال خود، شدیدترین مجازاتها را تحمل میکنند، محدود است. ترامپ که از سوی نتانیاهو شنیده بود که پس از اعتراضات بزرگ ژانویه، نظام ایران در واپسین روزهای عمر خود قرار دارد، و با تکیه بر موفقیت خود در ونزوئلا پس از حمله جسورانهای که منجر به دستگیری نیکلاس مادورو شد، در فوریه جنگی جدید با ایران آغاز کرد که قرار بود تنها چهار تا شش هفته به طول انجامد. تقریباً شش ماه بعد، این درگیری پس از شکست دو آتشبس، همچنان ادامه دارد. ایران هنوز کنترل تنگهٔ هرمز، آبراه باریکی که یک پنجم انرژی جهان و سایر محمولههای صادراتی کلیدی از آن عبور میکنند، در دست دارد، در حالی که متحدش، حوثیهای یمن، به نفتکشهای عربستانی که به دنبال عبور از دیگر نقطهٔ تنگ راهبردی منطقه، یعنی بابالمندب هستند، حمله میکند. بار دیگر، قیمت نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است، در حالی که ذخایر جهانی به سرعت در حال کاهش است. مصرفکنندگان در کشورهای توسعهیافته از تورم فزاینده به خشم آمدهاند، در حالی که تأثیر آن بر شهروندان کشورهای فقیرتر حتی ویرانگرتر است. در زمان نگارش این مطلب، تفاهمنامهٔ مبهمی که قرار بود به مذاکرات صلح دائمی منجر شود، از هم پاشیده است. با این حال، دولت ترامپ پس از ۱۲ روز، حملات شبانه به ایران را متوقف کرده است و ایران نیز حملات تلافیجویانهای را که به زیرساختهای بحرین و کویت آسیب رسانده و سربازان آمریکایی را در اردن و عراق کشته بود، به حالت تعلیق درآورده است. هنوز هم برای دولت ترامپ امکان یافتن راهی برای خروج وجود دارد، اما ایران آن را آسان نخواهد کرد. اولین گام، بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز از طریق فرآیندی قابل قبول برای هر دو طرف است. اگر نهاد جدیدی برای تأیید تردد در تنگه ایجاد شود، ایران باید در آن مشارکت داشته باشد. این نهاد همچنین میتواند شامل نمایندگانی از سازمان دریانوردی بینالمللی و عمان باشد، چرا که تلاشهای اولیهٔ عمان با پشتیبانی آمریکا برای ایجاد یک مسیر جایگزین در امتداد سواحل این کشور، واکنش خشونتآمیزی از سوی جمهوری اسلامی به دنبال داشت. برای دستیابی به این هدف، مذاکرهکنندگان باید زبان مبهم موجود در تفاهمنامه را که به ایران «حق میدهد تا ترتیباتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری» از تنگه فراهم کند، بدون آنکه نحوهٔ آن را مشخص سازد، روشن کنند. ایران همچنین احتمالاً بر دریافت بخشی از داراییهای مسدودشدهاش اصرار خواهد کرد، شاید ابتدا ۶ میلیارد دلاری که از زمان توافق قبلی با دولت بایدن که منجر به آزادی پنج شهروند دو تابعیتی آمریکایی در سپتامبر ۲۰۲۳ شد، در اختیار قطر قرار گرفته است. آمریکا پس از حملات ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، اجرای این توافق را متوقف کرد. دولت ترامپ نیز آزادسازی این وجوه را در تفاهمنامه گنجانده بود. اگر تنگه مجدداً بازگشایی شود، این تحول میتواند مبنایی برای مذاکرات گستردهتری که در توافق پیشبینی شده، به ویژه در مورد برنامهٔ هستهای ایران، فراهم آورد. با این حال، خواستههای آمریکا مبنی بر اینکه ایران باید ذخیره اورانیوم بسیار غنیشدهاش را واگذار کرده و از غنیسازی داخلی اورانیوم صرفنظر کند، به دلیل گزارشهایی مبنی بر معاملهٔ احتمالی دولت ترامپ برای ارائهٔ همان فناوری به عربستان سعودی، بدون رعایت «ضمانتهای طلایی» که روسای جمهور پیشین آمریکا بر آن اصرار داشتند، تضعیف شده است. یکی از راهحلهایی که اغلب مورد بحث قرار گرفته، ایجاد یک تأسیسات غنیسازی منطقهای تحت نظارت بینالمللی است که بتواند نیازهای مشروع برنامههای غیرنظامی را تأمین کرده و از انحراف آن به مصارف نظامی جلوگیری کند. تصور پایان دادن به دشمنی دیرینه بین آمریکا و ایران دشوار است - حداقل تا زمانی که دونالد ترامپ رئیسجمهور است و جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است. این جنگ تاکنون به (شهادت) هزاران ایرانی از جمله دختران مدرسهای، وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به زیرساختها، و همچنین کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی و زخمی شدن صدها نفر انجامیده است. با این حال، ترامپ و حزب جمهوریخواه او نیازمند خروج از دام ایران هستند، آمریکاییها قیمت پایینتر بنزین میخواهند، و مردم رنجدیدهٔ ایران نیز به کاهش فشار بحران اقتصادی و جنگ نیاز دارند. متحدان منطقهای که برنامههای بلندپروازانهٔ توسعهی پسا-نفتی آنها مختل شده، نیز خواهان بازگشت ثبات و آرامش هستند. دولت ترامپ باید دیپلماتهای باتجربهای را برای تقویت تیم دوستان و نزدیکان رئیسجمهور منصوب کند و به دنبال توافقی جدید، روشن و عادلانه باشد. هیچکس از درگیری کنونی پیروز بیرون نخواهد آمد و هرچه زود