جاوید قرباناوغلی، سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی، در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین تاکید کرد: اطلاق «نه جنگ- نه صلح» به وضعیت کنونی گزاره درستی نیست. استمرار چنین وضعیتی اگرچه ممکن است بر اقتصاد جهان تاثیر منفی بگذارد که از ملاحظات مهم در تصمیمات ترامپ است ولی این امر نباید مبنای تصمیمات کلان کشور قرار گیرد. خبرآنلاین - محمد عارف معزی: پس از افزایش تنشها میان ایران و آمریکا، بار دیگر این پرسش مطرح شده که آیا روابط دو کشور وارد مرحله «نه جنگ، نه صلح» شده است یا خیر. هرچند دو طرف ظاهراً تمایلی به بازگشت به جنگی فراگیر ندارند، اما همزمان حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نیز نیستند؛ وضعیتی که میتواند به تداوم یک تقابل فرسایشی و پرهزینه منجر شود. در این میان، برخی تصور میکنند ادامه چنین شرایطی نسبت به جنگ تمامعیار هزینه کمتری دارد، اما واقعیت آن است که استمرار نااطمینانی، اقتصاد کشور را با چالشهای جدی مواجه میکند. کاهش درآمدهای ارزی، دشوارتر شدن برنامهریزی اقتصادی، افزایش ریسک سرمایهگذاری و احتمال تشدید فشارهای بینالمللی، از مهمترین پیامدهای این وضعیت به شمار میرود. از سوی دیگر، نااطمینانی سیاسی امروز به یکی از مهمترین موانع رشد اقتصادی تبدیل شده است؛ عاملی که نه تنها سرمایهگذاری خارجی، بلکه سرمایه داخلی را نیز از حرکت به سمت تولید بازمیدارد. در فضایی که آینده آن قابل پیشبینی نباشد، بازار ارز، تجارت، تولید و توسعه نیز با بیثباتی و رکود روبهرو خواهند شد. در حوزه امنیتی نیز حفظ بازدارندگی، نیازمند تلفیق قدرت دفاعی و مدیریت دقیق سیاسی است. هرگونه خطای محاسباتی یا تشدید تنش، میتواند هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه داشته باشد. از این منظر، مدیریت بحران، جلوگیری از افزایش تنش و حرکت به سمت کاهش مخاطرات، بیش از هر زمان دیگری به ضرورتی راهبردی برای حفظ منافع ملی تبدیل شده است. در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با جاوید قرباناوغلی، سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است. در ادامه مشروح گفتگوی جاوید قرباناوغلی با خبرآنلاین را میخوانید؛ تنگه هرمز به کانون اصلی تقابل تهران و واشنگتن تبدیل شده است/ زورآزمایی امروز، نبردی در وقت اضافه است *** در شرایط فعلی، آیا میتوان روابط ایران و آمریکا را وارد مرحله «نه جنگ، نه صلح» دانست؟ این وضعیت چه ویژگیهایی دارد؟ چگونگی برون رفت از این شرایط و بازگشت به اجرای یادداشت تفاهم باید دغدغه اصلی مذاکره کنندگان و مقامات تصمیم گیر کشور باشددر شرایط بغرنج و پیچیده ای قرار داریم. نه می توان گفت در شرایط جنگ تمام عیار هستیم و نه آنطور که شما گفتید «نه جنگ - نه صلح». تصور می کنم ایران و آمریکا خواستار بازگشت به جنگ تمام عیار نیستند. با این وجود هیچکدام نیز نمی خواهد از موضع خود کوتاه بیاید. در واقع زد و خوردهایی چند روز گذشته را می توان نوعی زورآزمایی در وقت اضافه نامید که هر دو طرف می خواهند از این وقت برای تثبیت هژمونی خود استفاده کنند. کانون این زورآزمایی هم تنگه هرمز است. به بیان بهتر موضوع هسته ای که ظاهراً هدف آمریکا در جنگ ۴۰ روزه بود فعلا ولو بطور موقت از دستور کار کنار گذاشته شده وهمه چیز در گرو تعیین تکلیف تنگه است. مهمترین ویژگی این شرایط که به نظرم می توانست اتفاق نیفتد، به کما رفتن تفاهم بین ۱۴ ماده ای است. اگر از من سوال کنید مهمترین دستاورد ایران در جنگ ۴۰ روزه چه بود. می گویم یادداشت تفاهم امضا شده بین پزشکیان و ترامپ. منطق این پاسخ هم روشن است. هیچجنگی دائمی نیست و بیشتر جنگ ها از طریق مذاکره و دیپلماسی پایان می یابد. سندی که حاصل این دیپلماسی است، نمایانگر نتیجه جنگ و برنده و بازنده آن است که ایران از آن سربلند بیرون آمد. این حرف من نیست بلکه جهان به دست برتر ایران در این سند اعتراف کرد. جز بند ۵ که به نظرم آن هم تا حد زیادی به نفع ایران است، بقیه بنده های یادداشت تفاهم به اقرار تحلیلگران دستاورد بزرگی برای ایران بود. تنگه هرمز باید تحت حاکمیت مشترک ایران و عمان باشد قوانین بین المللی که از آزادی بی قید و شرط کشتیرانی صحبت می کند، در شرایط جنگ برای کشوری که در تنگه و یا بخشی از آن در حیطه آب های سرزمینی است کاملا تغییر می کند و کشور های متخاصم اجازه عبور و بی قید و شرط از آن آب راه را ندارندبنابراین مهمترین ویژگی این شرایط در معرض مخاطره قرار گرفتن این دستاورد بزرگ سیاسی ایران است. به نظرم ضروری است چگونگی برون رفت از این شرایط و بازگشت به اجرای یادداشت تفاهم باید دغدغه اصلی مذاکره کنندگان و مقامات تصمیم گیر کشور باشد. من در جای دیگر به این نکته اشاره کردم که نباید موضوع تنگه را به «حق مسلم» دوم تبدیل کرد. نتیجه نه چندان خوش حق مسلم اول پیش روی ماست. دلیل این مسأله هم روشن است. جهان با آن مخالف است و اصرار ایران، ممکن است به شکل گیری «اجماع بین المللی» علیه ما شود. حتی چین به عنوان متحد ایران با تفسیر ایران از تردد کشتی ها در تنگه موافق نیست. تنگه هرمز یک آب راه طبیعی است که قوانین و کنوانسیون های بین المللی بر آن حاکم است. در بهترین حالت ایران و عمان می توانند با توافق دوجانبه شرایط خاصی را به اجرا بگذارند که همین آب راه بین المللی تحت حاکمیت مشترک دو کشور قرار داشته باشد. در صورت باز بودن تنگه دنیا هم مخالفتی با این مدیریت مشترک نخواهد داشت. ضمن اینکه قوانین بین المللی که از آزادی بی قید و شرط کشتیرانی صحبت می کند، در شرایط جنگ برای کشوری که در تنگه و یا بخشی از آن در حیطه آب های سرزمینی است کاملا تغییر می کند و کشور های متخاصم اجازه عبور و بی قید و شرط از آن آب راه را ندارند. ضروری است تا قبل از پیچیده تر شدن این بحران، ایران تعریف جدیدی از «اعمال حاکمیت و مدیریت» بر تنگه را به جهان عرضه کند. تعریفی که هم مغایرتی با کنوانسیون های حاکم بر حقوق دریاها و آب راه ها نداشته باشد و هم تضمین کننده